
نكته: هرگز به نقشي كه جامعه بر شما تحميل كرده است،ب سنده نكنيد بلكه
همواره در تلاش براي ساختن هويت و نقش هاي متفاوتي براي خود باشيد. زيرا تنها در
اين صورت است كه ميت وانيد توجه ديگران را به سوي خود جلب كنيد. به جاي ديگران،
خودتان تصويري را كه مناسب مي دانيد، از خود به جامعه ارايه دهيد و در ترسيم چنين
تصويري از خود، از همه ابزارهاي تأثيرگذاري كه ميت واند به گسترش دامنه اقتدار شما
منجر شود، بهره بگيريد. به عبارت ديگر سعي كنيد تصويراجتماعي شما از واقعيت وجودي
شما بزرگت ر و پر ابهتت ر باشد. كليدهاي دستيابي به قدرت: شخصيتي كه شما از خود به
جامعه ارايه مي دهيد الزاماً نبايد همان شخصيت مادرزادي شما باشد. زيرا منش و
شخصيتشما آميزها ي از همه آن ويژگي هايي است كه از پدرو مادر، جامعه، دوستان و
همكاران در شما شكل گرفته است. در اين صورت بزرگت رين هنر شما بايد اين باشد كه
اجازه ندهيد كه شخصيت واقعي شما تحت تأثير عوامل بيروني كه قصد مهار قدرت شما را
دارند، قرار گيرد. برعكس همواره در راه قدرتمند شدند شخصيت
خود كوشا باشيد. به عبارتديگر شخصيت شما بايد همچون خمير مجسمه سازي در اختيار
خودتان باشد تا
هرطور كه دوست داريد آن را در خدمت هدف رسيدن
به قدرت شكل دهيد. به
اين ترتيب شما به هنرمندي كه قادر به بازسازي شخصيت خود
هستيد، تبديل خواهيد شد. نخستين گام
براي رسيدن به اين هدف، خودباوري است كه به
كمك آن خواهيد توانست اختيار حفظ
ظاهر و عواطف و احساسات خود را در
دست داشته باشيد. به گفته ديده رو Diderot) ) نمايشنامه نويس
معروف عهد باستان، هنرمند بد ناشي هنرمندي
است كه دست خود را
در برابر ديگران رو كند و به اصطلاح به ديگران اجازه دهد
درون قلب او را مشاهده كنند. چنين
هنرمندي در جامعه به عنوان فردي ملالت بار و آشفته احوال
شناخته خواهد شد. در واقع صميميت و
صداقت بيش از حد شما سبب خواهد شد كه ديگران
شما را چندان جدي نگيرند. افراد بيش از حد
صداقت پيشه ممكن است براي مدت زماني كوتاه حس همدردي
سايرين را نسبت به خود برانگيزند.
امااين ابراز همدردي ها خيلي زود به دل زدگي و رويگرداني
آنها از شما منجر خواهدشد.
يادتان باشد كه هنرمندان زبر دست
كساني هستند كه قادرند همواره نقش خود را در جامعه خود ايفا
كنند. آنها متناسب با موقعيت هاي مختلف، در
نقش آدم هاي صميمي و خوش قلب و
احساساتي كه حتي ميت وانند در صورت
ضرورت اشك ديگران را درآورند در صحنه ظاهر مي شوند بي آنكه
قلباً افرادي با عاطفه
و احساساتي باشند. داشتن قدرت بازيگري در عالم واقعيت هنر
بسيار بزرگي است و به
همين سبب هيچ حكمران و رهبري نبايد احساساتي را كه از خود
بروز مي دهد، الزاماً در درون خود
احساس كند چه در غير اين صورت قادر به ايفاي نقش مناسب
در مواقع ضروري نخواهد بود. بنابراين بايد هنر كنترل احساسات خود متناسب با موقعيت
هاي مختلف را به خوبي فرا بگيريد و هر زمان كه لازم بود خود را به رنگي ديگر
درآوريد.

دومين گام در فرآيند ساختن و شكل دادن به شخصيت خويشتن به نحوي كه بتواند بر ديگران
تأثيرگذار باشد، دستيابي به ويژگي هايي است كه شما را يك سر و گردن بلندتر از
ديگران نشان دهد. اين همان بازي هنرمندانها ي است كه آبراهام لينكلن رئيس جمهور
دوران تأسيس و پيدايش ايالات متحده آمريكا، به خوبي با ظرافت هاي آن آشنا بود گرچه
لينكلن روستا زادها ي بيش نبود اما خوب مي دانست چگونه با نقش آفريني هاي هنرمندانه
آمريكاييان را مسحور و مجذوب خود كند. با وجود آن كه بسياري از اين ويژگي ها جزيي
از غريزه ذاتي لينكلن بود.اما او مي دانست چگونه آنها را در خدمت رسيدن به اهداف
خويش به كار گيرد. نوع كلاه و لباسي كه بر تن مي كرد و شكل خاص محاسن صورت لينكلن،
همگي حكايت از مهارت او در بهره گيري از آن ويژگي هاي غريزي داشت. در واقع هيچ يك
از رؤساي جمهوري قبل و بعد از لينكلن، داراي ريش و محاسن آنچناني نبودند.يك بازيگر
براي ايفاي هنرمندانه نقش خود به چيزي بيش از ظاهر جذاب و خوب ظاهر شدن در صحنه
نياز دارد. اجزاي يك نمايشنامه (درام) با گذشت زمان شكل مي گيرد و يك واقعه تكويني
است. در درام ضرب آهنگ و زمانبندي درست حركات بازيگران نقش مهمي ايفا مي كند و
تعليق هاي به موقع يكي از عناصر تعيين كننده در تنظيم ضرب آهنگ هر نمايشنامه است.
بنابراين شاه كليد ميخكوب كردن تماشاگران يك نمايشنامه بر روي صندلي هاي شان اين
است كه ابتدا با ضرب آهنگي آهسته سير تكويني وقايع را آغاز و در لحظه مناسب به آن
سرعت ببخشيم. حكمرانان بزرگ و معروف جهان از ناپلئون بناپارت گرفته تا مائوتسه تونگ
رهبر اسبق جمهوري خلق چين، از همان ترفندهاي دراماتيك هنرمندانه و زيركانه براي
شگفت زده كردن و انحراف افكار عمومي جامعه بهره مي جستند. فراموش نكنيد كه افراط در
خود نمايي و تلاش بيش از حد به منظور متفاوت نشان دادن شخصيت خود از ديگران ممكن
است براي شما نتايج معكوس به بار آورد. ريچارد برتون هنرپيشه معروف هاليوود در
اوايل شروع فعالت هاي حرفها ي خود براي آن كه نشان دهد بازيگري متفاوت از ساير
بازيگران است، با آرامشي همراه با صلابت بر روي صحنه تأتر ظاهر مي شد و تماشاگران
را تحت تأثير بازي خود قرار مي داد. به عبارت ديگر او به جاي دست زدن به حركات
اضافي، با وقار در صحنه ظاهر مي شد و به ايفاي نقش ميپ رداخت. در واقع ريچارد برتون
بيشتر شهرت و محبوبيت خود را مديون همين شيوه بازيگري بود.خلاصه كلام آن كه براي
تحت تأثير قرار دادن ديگران بايد فردي موقع شناس باشيد و بدانيد در هرزمان و مكان
بايد نقش هايي متفاوت ايفاكنيد. بيسمارك صدر اعظممعروف اتريش نيز از فوت و فن ايفاي
نقش هاي متفاوتدر زمان ها و مكان هاي مختلف به خوبي آگاه بود. او هر زمان كه اقتضا
مي كرد خودرا فردي كاملاً ليبرال و در زمان ديگر برحسب شرايط، خود را سياستمداري
خشننشان مي داد. با اين روش بيسمارك بهفردي دست نيافتني و متفاوت در جامعهآن روز
اتريش تبديل شده بود. زيرا به خوبي مي دانست، كسي كه دست نيافتني باشد، دور
انداختني هم نخواهد بود. قانون بيست و نهم هميشه خود را فردي منزه از خطا و آلودگي
نشان دهيد نكته: خويشتن را منزه و مبرا از خطا و آلودگي نشان دادن، ابزاري مؤثر
براي تأثيرگذاري بر ديگران است. براي اين منظور بايد هميشه وانمود كنيد كه هيچ
ميانها ي با آدم هاي خلاف كار و بد انديش نداريد. كليدهاي دستيابي به قدرت: انسان
موجودي جايزالخطاست و به همين سبب كساني كه گهگاه و به طور ناخواسته مرتكب خطا و
اشتباهي مي شوند، اشتباهشان قابل گذشت و اغماض است. صاحبان قدرت نيز از خطا و
اشتباه مبرا نيستند. اما بايد بتوانند به سرعت و با ظرافت اشتباه خود را جبران كنند
تا مورد ملامت جامعه قرار نگيرند درست شبيه كاري كه جراحان حاذق در برداشتن يك غده
سرطاني از بدن يك بيمار انجام مي دهند. از جراح حاذقي كه در برداشتن غده سرطاني
سرعت و دقت لازم را به خرج نداده هيچ عذر و بهانها ي پذيرفتني نيست و افراد صاحب
نام به هنگام بيماري به سراغ چنين جراحي نمي روند. جراحي كه براي توجيه اشتباه و
سهل انگاري خود عذر و بهانه بياورد و پوزش خواهي كند، فقط قدر و منزلت خود را ضايع
كرده است و اين تصور را در اذهان به وجود مي آورد كه او قبلاً هم مرتكب اشتباهاتي
شده كه آنها را برملا نكرده است. جبران خطا و اشتباه با يك پوزش خواهي امكانپ ذير
نيست خصوصاً اگر مرتكب آن اشتباه فردي شناخته شده باشد. بنابراين چنين افرادي بهتر
است به جاي پوزش خواهي، سريعاً براي محو آثار و پيامدهاي خطا و اشتباه خود دست به
كار شده و افراد ديگري را سپر بلاي اعمال اشتباه آميز خود كنند. كسي را كه مي
خواهيد به عنوان سپربلاي خطا و اشتباه خود انتخاب كنيد، بايد فاقد هرگونه امكان و
توانايي به منظور اثبات بي گناهي خود باشد و نتواند در برابر شما لب به اعتراض باز
كند و حتي اگر اعتراض هم كرد ديگران آن را به حساب جسارت و گستاخي او بگذارند. اما
در عين حال بايد در انتخاب قرباني و سپر بلا براي توجيه اشتباه خود، طوري عملكنيد
كه قرباني شما در نظر ديگران شهيد قلمداد نشود. در واقع مردم بايد تصور كنند اين
شما هستيد كه قرباني خطا و اشتباه فرد ديگري شدها يد. اين يعني يك مظلوم نمايي تمام
عيار و ماهرانه با هدف حفظ پايه هاي نفوذ و قدرت. شايد در مواردي به منظور جلوگيري
از برانگيخته شدن حس ترحم ديگران، به جاي قرباني بسيار ضعيفي كه انتخاب كردها
يد،بهتر آن باشد كهقرباني توانمندتري را به عنوان سپربلايخود انتخاب كنيد.تاريخ
قدرت طلباننشان ميدهد كه اغلب آنها به هنگامضرورت از نزديك ترين كسان و ياران خود
به عنوان سپربلا استفاده كردها ند. به همين سبب شما بايد آن قدر در سپر بلا قرار
دادن ديگران به سود اهداف خود ماهرانه استفاده كنيد كه در اذهان ديگران به عنوان
فردي سنگدل و بيعاطفه شناخته نشويد. واقعيت اين است كه حفظ قدرت هميشه مستلزم دست
يازيدن به حيله گري هايي از اين قبيل است و اين بايد تنها خود شما باشيد كه مي
دانيدداريد براي حفظ قدرت دست به چه اعمال كثيف و ناشايستي مي زنيد.البته عاقلانهت
ر آن است كه سپر بلا وقرباني مورد نياز خود را از طريق افرادسرسپردها ي كه ظاهراً
قرابتچندانيبا شما ندارند و هميشه آماده انجام اين قبيل خوش خدمتي ها براي شما
هستند، انتخاب كنيد. يعني افرادفرومايها ي كه چون سگان وقتي تكه استخواني مقابلشان
مي گذارند، براي شمادم تكان مي دهند.حسن كار چنين افراد فرومايها ي اين است كه
علاوه برقرباني كردن ديگران در پاي اميال شما، هرگونه آثار و پيامدهاي سوء آن را هم
از ميان ميب رند و اجازه نمي دهند كمترين خدشه اي به حسن شهرت شما به عنوان يك آدم
منزه و متشخص وارد شود.آسانت رين ومؤثرترين راه براي بهره گيري از وجود افراد
سرسپرده به منظور تحققهدف مورد نظر اين است كه ذهنآنهارا قبلاً با اطلاعاتي ساختگي
و نادرست درباره خود اشباع كنيد تا آنها بتوانند آن اطلاعات را براي پاك و منزه
جلوه دادن شما در جامعه پراكنده سازند. |