ماهنامه اقتصاد و زنــــدگی اولین و تنها نشریه حامی مدیران ، کارآفرینان و فعالان اقتصادی

 
 
 

چهل و هشت قانون قدرت
هنر استفاده ابزاري از
پديدها ي به نام حق انتخاب

پرسيدند: ادب از كه آموختي گفت: از بي ادبان، آنچه از ايشان در نظرم ناپسند آمد از آن پرهيز كردم مطالب كتاب چهل و هشت قانون قدرت كه در هر شماره نشريه »اقتصاد و زندگي « ترجمه بخش هايي از آن از نظرتان مي گذرد، مصداق بارز همه آن چيزهاي ناپسندي است كه متأسفانه امروزه گريبانگير اكثريت جوامع بشري به ويژه جوامع پيشرفته صنعتي در جهان شده و آرزو مي كنيم كه مطالعه ترجمه مطالب كتاب مزبور كه مكمل تفكرات ماكياوليستي يك نويسنده غربي در هزاره سوم ميلادي است، به وسيلها ي براي ادب آموختن هرچه بيشتر ما از بيا دبي ها و اعمال ناپسندي كه هدفي جز رسيدن به قدرت را دنبال نمي كنند، تبديل شود و ميزان و معياري براي سنجش پلشتي هاي كردار و رفتار ما در هنگامه تلاش براي بالا رفتن از پلكان قدرت باشد. زيرا كه ما به عنوان ملتي با پشتوانه تمدن و فرهنگ چند هزار ساله و پيرو آيين آسماني اسلام، بايد همواره پاسدار ارزش هاي والايي باشيم كه از نياكان مان براي ما به ارث رسيده است.

 يكي از موثرترين شيوه هاي فريبكاري دادن حق انتخاب دروغين و ظاهري به ديگران است. استفاده از اين روش طعمه هاي شما را دچار اين توهم مي سازد كه گويا سرنخ كارها را در دست دارند حال آن كه آنها عملا بازيچه هايي بيش در دست شما نيستند. پس بگذاريد ديگران از ميان خواسته هاي مطلوب شما يكي را انتخاب كنند چون در هر صورت انتخاب آنها چيزى بيش از انتخاب ميان بد و بدتر نخواهد بود كه در نهايت به سود اهداف شما تمام خواهد شد. به عبارت ديگر براى طعمه هاى موردنظر كه ابزار رسيدن شما به قدرت هستند، شرايطى را به وجود آوريد كه به اصطلاح راه پيش و پس نداشته باشند. كليدهاى دستيابى به قدرت واژه هايى همچون "آزادى"، "اختيار" و "حق انتخاب" در اذهان مردم تداعى كننده ايجاد قدرتى هستند كه از جوهر واقعيت هاى نهفته در آنها فاصله زيادى دارد. اگر خوب اين واژه ها را مورد مداقه قرار دهيم، متوجه خواهيم شد كه حق انتخاب هاى ما چه در بازار كالا، در انتخابات سياسى، اجتماعى و در انتخاب شغل و حرفه، بسيار محدود است. يعني در واقع ما از ميان نزديك به 30 حرف الفبا تنها حق انتخاب ميان الف و ب را داريم و ساير حق انتخاب ها از دسترس ما خارج است. اما برق فريبنده داشتن حق انتخاب چنان ما را به خود مشغول داشته كه به طيف وسيع حق انتخاب هايى كه از ما سلب شده توجهى نشان نمى دهيم، همين نكته ظريف است كه مىت واند فرصت هاى بسيارى را براى افراد زرنگ و هوشمند به منظور فريب ديگران به ارمغان آورد. زيرا مردمى كه فكر مى كنند به آنها حق انتخاب داده شده، به سختى مىت وانند بپذيرند كه فريب خورده و دچار سراب حق انتخاب شدها ند. آنها درك نمى كنند در ازاء حق انتخاب اندكى كه شما به آنها دادها يد چه امتيازهاى بزرگى را بايد به شما پيشكش كنند. بنابراين براى رسيدن به هدف موردنظر همواره مجموعها ى از حق انتخاب هاى دروغين و كاذب را براى فريب طعمه هاى خود در آستين داشته باشيد. نمونه هاى زير مىت واند به شما در تنظيم مجموعه موردنظر كمك كند. - حق انتخاب به كمك رنگ ها (رنگب ندى حق انتخاب ها) اين شيوه فريبكارانها ى بود كه هنرى كيسينجر وزير امورخارجه آمريكا در دوران رياست جمهورى ريچارد نيكسون به خوبى از آن بهره گيرى كرد. كيسينجر خود را از نظر درك و فهم يك سر و گردن بالاتر از نيكسون مى دانست. اما اگر او مى خواست خود راسا درباره سياست خارجى دولت آمريكا اتخاذ تصميم كند ممكن بود موجبات آزردگى خاطر و حتى خشم و ناراحتى نيكسون را فراهم سازد. به همين سبب كيسينجر همواره براى هر موقعيت ديپلماتيك سه- چهار پيشنهاد را هنرمندانه بستهب ندى كرده و به رئيس خود يعنى پرزيدنت نيكسون ارائه مى داد. اما او پيشنهادها را به گونها ى بستهب ندى مى كرد كه آن كه بيش از همه مدنظرش بود توجه نيكسون را به خود برانگيزد. درست مثل اين است كه كسى رنگ جذابت ر و چشمگيرترى را براى جزئى از اجزاء يك مجموعه انتخاب كند. كيسينجر مدت ها بى آن كه نيكسون متوجه شود، از اين شيوه فريبكارانه به منظور پيشبرد اهداف موردنظر خود در سياست خارجى آمريكا استفاده مى كرد. در واقع نيكسون در تمام طول دوران رياست جمهورىا ش متوجه نشد كه عنان اختيار سياست خارجى دولت خود را يك سره به دست هنرى كيسينجر سپرده و اين شخص كيسينجر است كه سكان هدايت سياست خارجى او را به دست دارد. راه درهم شكستن مقاومت مواردى پيش مى آيد كه ممكن است افرادى در برابر خواسته هاى شما از خود مقاومت نشان دهند و در جهت خلاف ميل و نظر شما عمل كنند در برخورد با چنين مواردى سعى كنيد با بهره گيرى از روش هاى زيركانه مقاومت ها را درهم شكنيد. براى انجام اين كار لازم است وانمود كنيد كه خواسته آنها مطلوب نظر شما هم هست. آن وقت كسانى كه قصد مقاومت در برابر شما را داشتها ند، تغيير رويه داده و انتخابى را كه دقيقا برآورنده هدف شماست انجام خواهند داد. يعنى شما با اتخاذ روشى معكوس به هدف اوليه خود دست خواهيد يافت. صحنه بازى را تغيير دهيد جان.د.راكفلر John.D.Rockefeller ، بنيانگذار امپراتورى ثروت خانواده معروف راكفلر در آمريكا، در سال هاى دهه 1860 تصميم به ايجاد يك كارتل انحصارى نفت براى خود گرفت. اگر او براى رسيدن به اين مقصود اقدام به خريد شركت هاى كوچك نفتى مى كرد،ا مكان داشت قصد و نيت راكفلر برملا شده و صاحبان شركت هاى نفتى در برابر خواسته او ازخود مقاومت نشان دهند. اما راكفلر به جاى اين كار به صورت پنهانى و بدون سروصدا، شروع به خريد سهام خطوط آهنى كرد كه در كار حمل و نقل محموله هاى نفتى فعاليت داشتند. به عبارت ديگر راكفلر به جاى در افتادن با شركت هاى كوچك نفتى، به تغيير زمين و صحنه مبارزه پرداخت و با به انحصار خود درآوردن خطوط ريلى، شركت هاى نفتى را به طور غيرمستقيم وادار ساخت تا در برابر خواسته او تسليم شوند و به اين ترتيب راكفلر موفق به ايجاد انحصار نفتى مورد نظر خود شد. كارى كه راكفلر انجام داد مصداق بارزى از تغييردادن زمين بازى به منظور رسيدن به هدف مورد نظر بود. حق انتخاب هاى نزولى در هنگام چانه زنى با كسانى كه قصد تبديل آنها را به ابزارى براى رسيدن به قدرت داريد، به محض مشاهده اندكى ترديد و دودلى در حريف، قيمت خود را بالا ببريد و مرحله به مرحله بر قيمت خود بيفزاييد. به اين ترتيب حريف را كه درباره پذيرش قيمت پيشنهادى شما دچار تزلزل شده است، وسوسه خواهيد كرد تا احساس كند اگر همين امروز با شما كنار بيايد براى او به صرفهت ر است از اين كه كار را به فردا بياندازد. شيوه قرار دادن حريف بر لبه پرتگاه اين شيوه تاكتيك مشابه شيوه انتخاب رنگ هاست با اين تفاوت كه بايد با حريفى كه بر لبه پرتگاه ايستاده و موقعيت ضعيفى دارد به صورت تهاجمىت ر برخورد كنيد. تا ميت وانيد روى احساسات حريف كار كنيد و با ايجاد ترس و وحشت در او، حريف را به تسليم در برابر خواسته خود وادار سازيد و با بزرگنمايى خطراتى كه او را تهديد مى كند، شرايطى را به وجود آوريد كه حريف احساس كند راهى جز پذيرش شروط و پيشنهادهاى شما را ندارد. شيوه بر سر دوراهى قرار دادن حريف اين يك شيوه كلاسيك است كه وكلاى مدافع در جلسات دادگاه از آن استفاده مى كنند در اين شيوه وكيل مدافع شاهدان دادگاه را در جهتى سوق مى دهد كه در تشريح و توضيح واقعها ى كه شاهد آن بودها ند ، دو راه بيشتر پيش رو نخواهند داشت و انتخاب هر يك از دو راه خدشه هايى در گفته هايشان ايجاد خواهد كرد. شاهدان چارها ى جز پاسخ دادن به پرسش هاى وكيل مدافع را ندارند ولى هر پاسخى كه بدهند به زيان خود آنها تمام خواهد شد و شهادت آنها را از اعتبار خواهد انداخت. كليد بهره گيرى از اين شيوه عمل وارد كردن ضربه سريع به حريف يعنى همان شاهدان است با استفاده از اين كليد شاهدان فرصتى براى انديشيدن و پيدا كردن راهى براى فرار از مخمصه پيدا نمى كنند. به عبارت ديگر در اين حالت هرچه شاهدان تقلاى بيشترى به خرج دهند به قول معروف گور خود را با دست خود عميقت ر خواهند كرد. قانون 34 از اوهام و روياهاى شيرين ديگران به سود خود بهرهب ردارى كنيد. مردم اغلب از حقيقت گريزانند زيرا حقيقت در نظر آنها تلخ و نامطلوب است. بنابراين كسى كه در تلاش براى رسيدن به قدرت است نبايد از حربه حقيقت و واقعيت استفاده كند چه در غير اين صورت دچار ياس و سرخوردگى ناشى از خشم ديگران خواهد شد. طبيعت زندگى به قدرى سخت و خشن و آكنده از نامرادى هاست كه به آسانى اجازه غرق شدن در روياهاى شيرين را به انسان ها نمى دهد و يافتن چنين انسان هايى به مثابه پيدا كردن بركها ى از آب گوارا در يك بيابان خشك و برهوت است. بنابراين اگر كسى بتواند ديگران را به اوهام و تخيلات شيرين و به دور از واقعيت سرگرم سازد، به سرچشمه بزرگى از قدرت دست خواهد يافت. كليدهاى دستيابى به قدرت رويا و تخيل به خودى خود به وجود نمى آيد، بلكه حاصل يكنواختى هاى ملال آور و تمنيات دنيوى انسان هاست. به عبارت ديگر، انسان ها تحت تاثير تلخى هاى نهفته در ذات زندگى دچار تخيل و رويازدگى مى شوند. به همين سبب فردى كه بتواند از دل واقعيت هاى تلخ و نامطبوع، روياهاى شيرين در دل ديگران خلق كند، ب ه قدرت بزرگى دست خواهد يافت. پس زمانى كه براى كشف تخيلات و روياهاى ديگران تلاش مى كنيد بيشتر توجه خود را بر روى همان واقعيت هاى تلخى كه بر زندگى اغلب انسان ها سايه انداخته است، متمركز سازيد. يادتان باشد كه در مسير اين تلاش ها هرگز ظاهر و نوع زندگى افراد ذهن شما را از واقعيت ها منحرف نسازد، بلكه به كند و كاو در اعماق روح و روان آنها بپردازيد تا بفهميد آنها اسير و زندانى چه نوع اوهام و تخيلاتى هستند. زمانى كه به اين كشف بزرگ نايل آمديد، ديگر سوار شدن بر امواج روياهاى ديگران براى شما كار آسانى خواهد بود. اگرچه روحيات مردم در زمان هاى مختلف تغيير مى كند. اما حقايق و واقعيت هاى تلخ و آزاردهنده زندگى در هر زمان تقريبا مشابه است و افراد فرصت طلب مىت وانند براى دستيابى به قدرت از آنها استفاده كنند. شارلاتان هاى روزگار همواره در ميان ما پرسه مى زنند و در جستجوى كشف تخيلات و روياهاى شيرين ما هستند. آنها با دادن وعده تبديل فقر به ثروت، بيمارى به سلامتى و بىن وايى به سرخوشى به مردم، پيروان زيادي براى خود درست مى كنند و از آنها براى خود نردبان قدرت مى سازند. نمونه هاى فراوانى از اين شارلاتان ها درگذشته وجود داشته است. در اوايل سال هاى 1700 ميلادى، پيدا شدن سروكله جوان مرموز و بيگانها ى به نام جرج سالمانازار George P.Salmanazar مدت ها فكر و ذكر مردم لندن را به خود مشغول كرده بود. او از سرزمينى آمده بود كه در نظر مردم انگليس سرزمينى رويايى محسوب مى شد. آن سرزمين جزيره فرمز بود كه امروزه تايوان ناميده مى شود و در فاصله كوتاهى از سواحل چين قرار دارد. دانشگاه آكسفورد از آن بيگانه اسرارآميز درخواست كرده بود كه يك كرسى تدريس زبان فرمزى در آن دانشگاه تاسيس كند. چند سال بعد سالمانازار كتابى درباره تاريخ و ويژگى هاى جغرافيايى جزيره فرمز به رشته تحرير درآورد كه به سرعت به كتابى پرفروش تبديل شد. درهاى خانه درباريان و اشراف انگليس به روى آن مرد جوان باز بود و در همه جا از او سخاوتمندانه پذيرايى مى شد. مرد جوان به نقل محفل انگليسى ها تبديل شده بود و به هر محفلى كه پا مى گذاشت داستان هايى بسيار شنيدنى و سرگرم كننده از فرمز براى حاضران در محفل تعريف مى كرد. اما هنگامى كه سالمانازار چشم از جهان فروبست حقايق مربوط به زندگى او برملا شد و وقتى وصيتن امه او را خواندند معلوم شد كه او فردى از اهالى فرانسه بوده كه قدرت تخيل و آسمان ريسمان بافتن بسيار بالايى داشته است. در واقع همه صحبت هاى او درباره جزيره فرمز داستان سرايى هاى بىپ ايه و اساسى بيش نبوده است. او با درك و شناخت ميل و علاقه وافر انگليسى ها به شنيدن مطالبى درباره سرزمين هاى ناشناخته و دوردست، توانسته بود سال ها ذهن آنها را به خود مشغول سازد. در واقع او توانسته بود از بسته بودن مدار ذهنى مردم انگليس نسبت به موضوعات رويايى تخليى بيشترين بهره را به سود خود كسب و زندگى پر از رفاه و نعمتى براى خود در جامعه انگليس دست و پا كند. تخيل و رويا پديده هايى در تقابل با حقيقت و واقعيت ها هستند. مثل واقعيت مرگ و روياى به زندگى بازگرداندن دوباره يك فرد در گذشته كه رويايى بسيار شيرين است و كسانى از هنر خلق چنين رويايى در طعمه هاى موردنظر خود برخوردارند. داستان تابلوهاى نقاشى مسحوركننده ورمير Vermeer نقاش چيره دست اروپايى در ارتباط با موضوع رويازدگى در مردم شنيدنى است. تعداد تابلوهاى نقاشى ورمير بسيار اندك بود. اما در سال هاى دهه 1930 سروكله تعداد زيادي تابلوهاى نقاشى منسوب به ورمير در بازار هنر اروپا پيدا شد. بسيارى از كارشناسان خبره هنر، آن تابلوها را اصلى و از آثار خود ورمير اعلام كردند در حالى كه واقعيت چيز ديگرى بود و اين گردانندگان بازار هنر بودند كه توانستند با بهره گيرى از روياى شيرينى كه در مردم براى داشتن تابلويى از تابلوهاى نقاشى ورمير وجود داشت، آن تابلوها را به نام او به خريداران قالب كنند. اما چندى بعد حقيقت برملا شد و مردم رويازده دانستند كه آن تابلوهاى نقاشى كار بدلى سازى هلندى به نام هانس ون ميگرن ( (Hans Van Meegeren بوده كه با برخوردارى از هنر بهره گيرى از تخيلات و روياهاى ديگران، نام ورمير را در پاى تابلوهاى نقاشى خود درج مي كرده است. او به قدرى در تقليد از شيوه نقاشى ورمير مهارت داشته كه توانسته بود هم مردم و هم كارشناسان هنر نقاشى را درباره تابلوهاى تقليدى خود به اشتباه بياندازد. نكته مهم در بهره گيرى از تخيلات و روياهاى شيرين ديگران عامل فاصله زمانى است يعنى هر اندازه واقعيت رويايى كه در ديگران ايجاد مى كنيد مربوط به گذشته غيرقابل دسترس و ديدن باشند، ضريب موفقيت شما افزايش خواهد يافت. زيرا چنين واقعيت هايى شباهت به سراب دارد و مردم هرچه تلاش كنند به آن دست نخواهند يافت و شما بهتر مىت وانيد از رويايى كه به خاطر آن در ذهن مردم ايجاد كردها يد به سود اهداف خود بهرهب ردارى كنيد. يعنى بايد كارى كنيد كه طعمه هاى شما هميشه در حسرت رسيدن به سرابى كه در دوردست ها جلوه گرى مى كند، در پشت سر شما حركت كنند.
 


 

 
 

 

 

 

  آرشیو| فرم اشتراک | مطالب شماره جدید| سفارش آگهی| تماس با ما | درباره ما

تمامی حقوق و مطالب این سایت برای ماهنامه اقتصاد و زندگی محفوظ میباشد ، هرگونه استفاده بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد. ©2009

Powerd by : Elica Farjadian