ماهنامه اقتصاد و زنــــدگی اولین و تنها نشریه حامی مدیران ، کارآفرینان و فعالان اقتصادی

 
 
 

جاذبه هاي تاريخي، گردشگري و صنايع دستي استان مركزي

 پيشينه اراك شهر اراك از نظر تاريخى نسبت به ساير شهرهاى استان از قدمت چندانى برخوردار نيست زيرا زمان احداث شهر به دوره قاجار وسلطنت فتحعلى شاه مى رسد. در اوايل سلطنت قاجار در بلوك عراق (قسمت زيادى از محدوده امروزى استان مركزى) به علت وسعت زياد وجمعيت فراوان، همواره ناامنى و اختلافات محلى بروز مى كرد. در زمان فتحعلى شاه قشونى به نام ((عراق)) تشكيل گرديد و ((يوسف خان گرجى)) از فتحعلى شاه تقاضا كرد كه براى مركز قشون عراق عجم، قلعه هاى نظامىا حداث نمايد. به همين جهت تاسيس ساختمان اوليه شهر به صورت قلعه هايى به نام سلطان آباد شروع شد و در سال 1231 ه. ش. به پايان رسيد. هنگامى كه راه آهن جنوب از كنار شهر عبور كرد و ايستگاهى در كنار شهر احداث گرديد. نام ايستگاه را اراك گذاشتند. سپس بخشنامه هايى ابلاغ گرديد كه نام آبادى هاى مجاور ايستگاه به نام همان ايستگاه خوانده شود. از اين رو اين منطقه ((اراك)) ناميده شد. براى كلمه اراك معانى گوناگونى ذكر گرديده است كه تعدادى از آنها عبارتند از: تخت پادشاهى، پايتخت، باغستان و نخلستان، شهرستان، باغ و بارگاه. پروفسور هرتسفلد آلمانى ((اراك))را شكل فارسى كلمه((عراق)) و به معنى سرزمين هموار دانسته است.

  پيشينه تاريخى سابقه تاريخى استان مركزى و مردمان ساكن در آن جزئى از پيشينه تاريخى سرزمين و تمدن كهن پارسى است. اگر بخواهيم به سير تحولات تاريخى اين استان بپردازيم بدون شك بايد صفحات تاريخ ايران زمين را تورق كرده و نقش مردمان دلير اين سرزمين و اثرگذارى آنان در شكوفايى تمدن كهن ايران باستان و همچنين ترويج و گسترش دين اسلام مورد مطالعه قرار دهيم. در اين مطالعه و بررسى قطعاً ايفاى نقش مشاهير و نخبگان اين قسمت از سرزمين ايران اسلامى در شكل گيرى و سير تحولات اجتماعى، سياسى، اقتصادى و فرهنگ دينى كشور ايران منحصر به فرد بوده و اثرات برون مرزى آن در جامعه بين الملل غيرانكار است. براى اينكه بتوانيم بيشتر با سوابق تاريخى استان مركزى آشنا شويم، سير تحولات تاريخى اين استان را به طور اجمال در دو مقطع زمانى قبل از اسلام و بعد از اسلام مورد بررسى قرار مى دهيم. قبل از اسلام (از آغاز تا 652 ميلادى) فلات ايران يكى از قديمىت رين مراكز تمدن كهن در جهان است كه قدمت برخى از آثار كشف شده توسط باستان شناسان حكايت از سابقه سكونت بيش از 10000 ساله پيش از ميلاد مسيح را دارد. برخى ابزار آلات باقى مانده از آن دوران نشانگر آشنايى مردم اين سرزمين با فلز در حدود 3000 سال پيش از ميلاد مسيح است. بقايا و آثار و ابنيه به جا مانده در شهر سوخته زابل، هگمتانه همدان و سيلك كاشان، جملگى حكايت از قدمت بيش از 3000 ساله تمدن و شهرنشينى در ايران داشته است. مهم ترين تمدنى كه در ايران قبل از ورود آريايى ها به اين سرزمين وجود داشته، تمدن ايلام مىب اشد كه در دشت خوزستان به ويژه شهر شوش شكل گرفته است. ايلامى ها سرزمين محل زندگى خود را حتمتى مىن اميدند. سابقه دولت ايلام به 3000 سال قبل از ميلاد مى رسد. از آن زمان تا سال 550 ق.م كه دولت هخامنشى سراسر ايران را تصرف كرد، دولت ايلام درگيرى و جدال هاى متعددى با تمدن هاى بين النهرين (سومر، بابل) داشت. اوج قدرت ايلامى ها در قرن 13 ق.م بود كه توانستند سرزمين بين النهرين را تصرف كنند و ستون سنگى را كه قانون همورابى بر روى آن نوشته شده بودبه غنيمت گرفته و به شوش آورند. در سال 640 ق.م آشور بنى پال پادشاه آشور به ايلام تاخت و شهر شوش پايتخت شهر ايلام را تصرف و آن را كاملاً تخريب كرد. هنوز بقايا و سنگ و آجر فرش هاى اين دوره در شهر شوش، در مجموعه كاج آپادانا به يادگار باقى مانده است. آثار دوره ايلامى و ماقبل تاريخ كه در تپه هاى باستانى قيجه، گل محمد، امامزاده عبدالله و عباسلو ساوه، مناطق باستان بالا و پايين مشهد زلف آباد تفرش، تپه چلبى ساروق اراك كشف شده، نشان از سكونت و قدمت اقوام ايلامى در منطقه استان مركزى دارد. حمله آشور بنى پال همزمان بود با گسترش قلمرو حكومت آرياييها كه از قرن پانزدهم ق.م از نواحى جنوبى روسيه و اروپا به فلات ايران مهاجرت كردند. آب و هوا : تنوع اقليمى و آب و هوايى استان ناشى از نوسانات ارتفاعى آن است. بطوريكه اختلاف ارتفاع بين پست ترين نقطه در دشت ساوه ( 950 ) و بلندترين نقطه با قله شهباز ( 3388 ) حدود 2400 متر است بنابراين اختلاف سطح موجود سبب اختلاف و تنوع در آب و هوا گرديده است. ميانگين بارش سالانه از 170 ميليمتر در دشت ساوه و برخى از نواحى جنوب شرقى، تا 450 ميليمتر در ارتفاعات بالاى 2000 متر متغير است. ميانگين سالانه دما نيز از 18 درجه سانتيگراد در دشت ساوه تا 4 درجه سانتيگراد در ارتفاعات تفاوت نشان مى دهد. سردترين مناطق اين استان، شهرستان هاى سربند، شازند، اراك هستند كه متوسط روزهاى يخبندان در زمستان از 65 تا 120 روز مىب اشد. همچنين ميزان بارش باران در فصول مختلف آن نيز متفاوت است كه اين اختلاف در شهرستان اراك به شرح زير است: 37 درصد بارندگى در فصل بهار، 1 درصد بارندگى در فصل تابستان، 19 درصد بازندگى در فصل پائيز، 43 درصد بارندگى در فصل زمستان. مىت وان گفت اين استان از آب و هواى بيابانى، معتدل كوهستانى و سرد كوهستانى برخوردار است و زير بادهاى محلى از جهات مختلف، منشعب از جريان پر فشار آسياى مركزى به جريان اقيانوس هند، اقيانوس آرام و درياى مديترانه قرار دارد. ميزان رطوبت هوا و باران در اين استان يكسان نيست. در مناطق كوهستانى، ريزش هاى جوى اغلب به صورت برف و در مناطق كم ارتفاع بيشتر به صورت باران ظاهر مى شود. شمال استان در ناحيه زرند جزء كم باران ترين نواحى و ارتفاعات شازند در جنوب غرب از پرباران ترين مناطق استان است. اگر دماى مطلوب گردشگرى بين 20 تا 25 درجه سانتيگراد باشد ارديبهشت تا شهريور مناسبت رين زمان مسافرت به اين استان مىب اشد. استان مركزى از يك طرف در كوير مركزى و از طرف ديگر در محل زاويه چين خوردگى البرز وزاگرس واقع شده است. حدود 38 درصد مساحت استان مركزى در منطقه نيمهب يابانى بين كوهستان و بيابان قرار دارد. خاك اين مناطق براى كشاورزى مناسب و استفاده از آب قنات و رودخانه ها در اين نواحى ميسر است. مىت وان گفت تقريباً نيمىا ز مساحت استان را اين نوع آب و هوا در بر گرفته است.سرزمين هايى كه بيش از 150 متر از سطح دريا ارتفاع دارند، پوشش گياهى اين ناحيه غنى تر و دوره رشد گياهان نيز بيشتر از نواحى ديگر است و ديگر اينكه 12 درصد از اراضى استان مركزى كه در ارتفاعات واقع شده اند آب و هواى سرد دارند. وجود برف دايمى در قله ها حاكى از آن است كه ميانگين دماى گرمترين ماه سال نيز بسيار پايين است. بيشتر رودخانه هاى دايمىا ستان از اين نواحى سرچشمه مى گيرند و تراكم جمعيت در اين مناطق چندان زياد نيست. نمونه اين آب و هوا را مىت وان در آستانه و شازند مشاهده كرد. نژاد با توجه به مطالعات باستان شناسى و تاريخى سابقه سكونت در اين نقطه از ايران زمين به هزاره دوم و سوم ق.م باز مى گردد. بعدها تمدن هايى در اين سرزمين شكل گرفت كه هنوز آثارى از آن ها در تپه هاى باستانى و نقاط مختلفى از اين سرزمين وجود دارد. كه خود حكايت از رد پاى اقوام مختلف است. بعدها با ورود اقوام آريايى و اختلاط آنها اين نژادها در هم آميختند. پس از اسلام نيز اقوام ديگرى از جمله تركان و مغولان در اين نجد سكنى گزيدند و با مردمان اين نواحى در آميختند. زبان بيشتر مردم استان مركزى به زبان فارسى سخن مى گويند. زبان تركى نيز در اكثر روستاهاى اطراف اراك، سربند و ساوه رايج است. در دليجان مردم به زبان راجى حرف مى زنند كه ريشه در زبان ها و واژه هاى دوره مادى دارد. در خصوص زبان راجى بايد گفت كه اين زبان بس شگفت كه نشانه هاى آن در بخشى از مركز ايران چون دليجان و محلات و نراق و... برجاى مانده است، داستان از وجود يك زبان نيرومند ايرانى خبر مي دهد كه به دليل ويژگى هاى برتر روزگارى دراز در يك قلمرو گسترده، مركزيت داشته است دليجان كه به گويش راجى خود دليگون خوانده مى شود و اگر از سوى ادارات فرهنگ و آموزش و پرورش كوششى اندك در اين زمينه شود مىت وان اميد بدان بست كه در آينده باز هم به گونه يك زبان روان در آن شهرستان بكار رود و ما نيز از برترى ها و ويژگى هاى آن چنانكه بايسته و شايسته باشد برخوردار گرديم. زبان تركى: زبانى اصلى اكثريت نقاط روستايى شهر ساوه مىب اشد ولى فارسى تنها در شهر ساوه شهر مأمونيه و در روستاهاى آوه و الوسجرد، زبان اصلى مردم مىب اشد و در ساير نقاط به عنوان زبان دوم با آن محاوره مى شود. اما زبان كردى در روستاى قره چاى و شهر ساوه رايج مىب اشد. زبان ارمنى فقط در روستاهاى چناقچى بالا و لار ساوه رايج است. گويش الويرى از مشتقات زبان پهلوى ميانه بوده و به گويش تاتى معروف است. شهرستان محلات به زبان فارسى سخن مى گويند. گويش اهالى روستاى بزيجان محلات تركى با لهجه محلى است. رشته هاى صنايع دستى 1 -تذهيب تذهيب سير و سلوكى است عاشقانه، پرواز ذهن پرگشوده اى است با توسن قلم كه ره بر افلاك مىب رد. از راه دل است كه تذهيب با ايجاد منطقى ترين توازن و تعادل ميان روياهاى رها شده در طبيعت، سرانجام با نظمى موسيقيايى ره به هندسه خود مىپ ويد و به وحدت دل و ديده مى رسد. هنر تذهيب هنرى كاملاً ايرانى است و نقوش سنتى به كار رفته در آن شامل: ابر، اسليمى، ختايى، گره، كتيبه، شمسه، واگيره و اصول مرتبط بر هنر تذهيب مىب اشد، و رنگها در آن نقش اساسى را ايفا مى كند. اين هنر هم اكنون در بسيارى از شهرهاى استان مركزى و مشخصاً در اراك در حال ترقى چشم گيرى است و هنرمندان فعال دراين رشته اكثراً شاگردان استادان بنام ايرانى مىب اشند. 2 - تراش سنگ هاى قيمتى و نيمه قيمتى جواهرات به علت زيبايى، نوع ساخت، ارزش ذاتى و غيره قرنهاست كه مورد توجه مردم عادى و پادشاهان بوده است. فلزات و سنگهاى قيمتى از زمانهاى دورتوسط بشر به شكل تزئينى و هنرى در امده است تا براى زيور شخصى حيثيت اجتماعى و ... بكار برده شود. تجارت سنگهاى گرانبها ، سومين رشته سودآور اقتصادى در جهان است و حجم مبادلات تجارى ان بيش از 300 ميليارد دلار در سال است كه سهم ايران به رغم وجود كانى هاى قيمتى و نيمه قيمتى در بعضى از استان هاى كشور بسيار ناچيز مىب اشد. با توجه به اينكه بازارهاى كنونى دنيا تشنه سنگها و طرح هاى غنى و هنرى ايران در رشته تراش سنگهاى قيمتى است، بى شك با ورود اين سنگ ها و طرح ها بازار بسيار پر رونقى خواهد داشت. اين رشته در استان مركزى با توجه به وجود معادن سنگ، زمينه بسيار متعددى را دارا مىب اشد. با توجه به آموزش هايى كه سازمان صنايع دستى استان در زمينه تراش سنگ هاى قيمتى در سطح استان به انجام رسانيده است، اين رشته در حال پيشرفت و ترقى است. موزه صنايع دستى موزه صنايع دستى استان مركزى جهت نمايش آثار منحصربفرد صنايع دستى معاصر هنرمندان، با همكارى سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى استان در سال 1383 در منزل تاريخى حسن پور افتتاح گرديد. منزل حسن پور در بافت تاريخى بازار اراك و در محله چهارسوق آن به فاصله 5 مترى از راسته بازار واقع شده است بطورى كه از منزل مذكور مىت وان به قديمىت رين مدرسه يعنى سپهدارى ، قديمىت رين حمام بنام چهار سوق و قديمىت رين بانك »بانك شاهى « دسترسى پيدا كرد. اين بنا در سال 294 ه . ش در دوره احمدشاه قاجار ساخته شده است و د سال 1374 ه . ش توسط سازمان ميراث فرهنگى از وراث مرحوم حسن پور خريدارى و مرمت شده است. اين بناى قديمى و زيبا داراى دو قسمت شبستان و اعيان نشين مىب اشد، سراسر قسمت اعيان نشين از طريق گذرگاهها و درها به هم ارتباط دارند بدين جهت مكانى مناسب جهت ارايه آثار هنرى مىب اشد، در اين موضوع آثار برجسته هنرمندان استان در رشته هاى منبت و كنده كارى روى چوب، مسگرى، فرش، گليم هاى ساده و گل نقش برجسته، جاجيم بافى، آينه كارى، قلم زنى مس، نگارگرى و تذهيب، پيكر تراشى و مجسمه سازى، مشبك چوب، البسه محلى، پاپوش هاى سنتى، سفال و سراميك، مليله نقره، ساخت سازهاى سنتى و ... به نمايش گذاشته شده است. مشاهير استان مركزى بخشى از سرزمين كهن ايران است كه به بركت سخت كوشى و عزت نفس مردمانش توانسته است با پرورش و تربيت انسان هاى شايسته، والا، هوشمند و دانشمندان جاودانى درتمامى عرصه هاى زندگى اجتماعى، سياسى و فرهنگى نقش تعيين كنندها ى در هدايت، حمايت و نجات اين سرزمين اسلامى ا ز حساست رين گرداب هاى روزگار داشته باشد. همان بس كه بدانيم اين سرزمين كهن در دوره اسلامىب يش از 56 عالم و انديشمند دينى از جمله حضرت امام خمينى (ره) رهبر كبير انقلاب، آيت الله اراكى، آيت الله ميرزا حسن آشتيانى، آيت الله موسوى، ملا احمد و ملا مهدى نراقى را تحويل جهان اسلام داده است. بيش از 39 سياستمدار تراز اول كشور از جمله: امير كبير، قائم مقام فراهانى، محمد مصدق، احمد قوام، قواما لدوله، مستوفى الممالك، مشيرالدوله، وثوقا لدوله و بيش از 42 دانشمند و نويسنده همانند عباس اقبال آشتيانى، پروفسور محمود حسابى، دكتر مصطفى چمران، عباس سحاب تفرشى، احسان نراقى و محمد قريب را به ايران اسلامى هديه كرده است. در اين گذر كم نيستند اديبان و شعرايى كه نثر و نظم آنها زبانزد خاص و عام مىب اشد، اين فرزانگان اديب بيش از 89 نفر بوده اند كه از مهمترين آنها مىت وان به ابن ساوجى، پروين اعتصامى، بيدل آشتيانى، فروغ فرخزاد، محمد على مردانى و نظامى گنجوى اشاره نمود. همچنين بيش از 50 هنرمند، موسيقى دان، سينما، نقاشى، خوشنويسى، طراحى و تئاتر كشور كه از اين خطه بپا خواستها ند اشاره نمود كه از جمله آنها مىت وان از على اكبر امينى، على اكبرخان فراهان، عيسى خان بهادرى، على حاتمى، حسين فرخى، بهروز مبصرى و نظام فاطمىن ام برد.

 


 

 
 

 

 

 

  آرشیو| فرم اشتراک | مطالب شماره جدید| سفارش آگهی| تماس با ما | درباره ما

تمامی حقوق و مطالب این سایت برای ماهنامه اقتصاد و زندگی محفوظ میباشد ، هرگونه استفاده بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد. ©2009

Powerd by : Elica Farjadian