|
مهندس مهدين يا مديرعامل شركت لجور :
به توليد بينديشيم و به ماندگاري دل ببنديم
هيچ كاري در عرصه واقعيت و به صورت طبيعي
بيا ينكه عشق در ميان باشد به ثمر نمي رسد و
توليدكننده جماعت مثل يك مخترع، نويسنده و
يا نقاش تا عاشق نباشد از پس اين همه سختي ها و
مشكلات موجود برنمي آيد، بايد باشي و ببيني، بايد
پاي حرف ها بنشيني و حرف دل بشنوي تا باورت شود
توليد در اين سرزمين، همچون زايش روز و شب و ماه و
سال، معني و مفهوم دارد، توليد يعني به كارگيري فكر
و سرمايه و زندگي براي ارتقاي جامعه و مردم و بالاتر
از همه ايجاد اشتغال براي نيروهاي جوان، شاداب سازي
محيطي و ... و توليد در شركتي به نام لجور، يعني
كوهي از استقامت و پايداري و معرفت و نام يك كوه
كه مي آيد يعني تو خود حديث مفصل بخوان از اين
مجمل. مزيت هايي كه از سوي
مديرعامل اين شركت "حسن
مهدين يا" در جهت شناخت
محصولات متنوع شركت لجور
اعلام شده عبارت است از :
- تاثيرگسترده بر فعاليت هاي
عمراني، سرويس رساني،
تعميراتي و خدماتي در
پروژه هاي مختلف صنعتي،
نظامي، كشاورزي، ساختماني،
تاسيساتي و ...
- كارآيي، اطمينان و ايمني
بيشتر كاربران به هنگام كار
- كاهش قابل توجه حوادث ناشي از كار
- اشتغال زايي پيوسته
- صرفه جويي ارزي
اما كار مهندس مهدين يا از جوانب ديگر شايان توجه
است:
- توليدكننده برتر بالابرهاي هيدروليكي و
جرثقيل هاي پشت كاميوني در كشور
- توليدكننده انواع جك هاي هيدروليكي كه
محصولات شركت لجور در ذوب آهن اصفهان، مجتمع
فولاد مباركه، گروه ملي فولاد خوزستان، فولاد ميبد،
فولاد آلياژي يزد، كمباين سازي ايران، سايپا ديزل و
سد سازي حضوري فعال دارد.
اين شركت در راه كمك به توسعه مكانيزاسيون
كشاورزي با ايجاد واحد خودروسازي لجور اقدام به
توليد تريلرهاي خود كشنده كشاورزي كرده و در حال
حاضر مدل هاي توسن، غزال و سيمرغ آن را توليد و به
بازار عرضه كرده است.
مهندس مهدين يا به واقع، تعريف تازه و مهمي
را از توليد و توليدكننده در ايران ارائه كرده است، با
اين كه گلايه مند است، با اين كه در مقابل كوهي از كار
و اشتغال زايي و استقامت به او خوشامد گفته نشده
و با اين كه... به هر حال معتقد است توليد در ايران
جايگاهش بسيار گستردهت ر و بالاتر از شرايط موجود
است. اما تا اين خاك هست و اين زندگي و اين مردم
و تاريح ايران بايد ماند و پرچم توليد را برافراشته نگاه
داشت كه هر پرچمي گوياي زندگي صدها و هزاران
نيروي كار جوان اين سرزمين است و حالا كه آمدها يم
شرط عقل اين است كه ماند و كار كرد و زندگي ها را
شكل داد.
مهندس مهدين يا در نخستين ديدار تقريبا سرد
است و بي خنده و كمي هم نگران، سرد است به خاطر
بها دادن به كارآفرين، راه حل مشكلات ما است
عدم توجه مسئولين امر در حفظ توليد و توليدكننده.
او مي گويد:
من ميب ينم در وضعيت حاضر، جرثقيل هاي كهنه
قابل ذوب را مجوز واردات مي دهند. در حالي كه
توليدات ما هيچ از توليدات كشورهايي مثل ايتاليا و
فرانسه و آلمان كم ندارد، خدمات بعد از فروش واقعي
دارد، با استانداردهاي جهاني همخواني دارد، ما اولين
دارنده گواهينامه بينا لمللي ISO-9000 و - ISO
2000 هستيم. آن هم در زمينه طراحي، ساخت و
توليد انواع جرثقيل و بالابرهاي هيدروليكي با ارتفاع
4 تا 32 متر. با توليد ساليانه 150 دستگاه بالابر و 80
دستگاه جرثقيل كه علاوه بر جذب بازار داخلي، موفق
به صدور محصولات خود به كشورهاي همسايه شمالي
و حوزه خليج فارس نيز گرديدها يم.
مهندس مهدين يا، مديرعامل شركت لجور اضافه
مي كند: چرا دستگاه هاي كهنه و نو و دست اول و دست
چندم توسط دلال ها به ايران وارد مي شود تا كارگر
ايراني خداي نكرده بيكار بماند؟
در اين جا، چنين پرسشي مطرح مي شود: به هرحال
مسائل و مشكلات هست، حرف هايتان هم درست، اما
بايد به راه حل رسيد،
نظر شما به عنوان يك
توليدكننده بزرگ ايراني
چيست؟ و اين سوال
گويي آب سردي است بر
آتش گلايه هاي مهندس
مهدين يا و ناگزير
خندها ش را هم در سايه
ميب ينيم:
ما كار را از يك واحد
50 متري آغاز كرديم،
خواب را به فراموشي
سپرديم و ايستاديم، در
مقابل همه مشكلات قد علم كرديم كه حالا در شركت
لجور، به يمن توليد و ايستادگي كارگرانش، تقريبا
هيچ كس را نميب ينيد كه صاحب خانه نباشد، هم تعاوني
مسكن داشتها يم و هم خانه هاي ساخته شده كارگري
با وام هاي خودمان، در اين جا اكثرا داراي خودروي
شخصي هستند و درصد علاقه مندي كارمندان بسيار
بالا است. آن ها به خود و كارخانه شان تعهد دادها ند كه
كار كنند و براساس همين توليدات و مديريت داخلي،
خوشبختانه دستمزدها رضايتب خش است، هركس
بيشتر كار كند و درست كار كند، به تبع آن دستمزد بيشتري مي گيرد.
اميد من و ما به آينده، باعث اين اتفاق شده پس
حساب كنيد، اگر همه توليدكنندگان در سطح استان
بتوانند چنين كارگراني داشته باشند چقدر ميت وانيم
در توليد بالا باشيم. در حال حاضر همه كاركنان لجور
داراي بيمه تكميلي درماني هستند، آن ها خدمات
پزشكي را در هر نقطه ايران دريافت مي دارند و بخش
مهم و مشخصي از آن توسط بيمه تكميلي انجام
مي شود، آن ها الزامي ندارند به بيمارستان هاي دولتي
و يا غيرتخصصي بروند.
براي همه شان كلاس هاي آموزشي برپا كردها يم،
در كنار واحد آموزشي يك كلاس هم خودمان داريم،
با اپراتورهاي ورزيده كه به همين ترتيب بعدا بايد در
آزمون شركت كنند و با اين تفاصيل از نظر دريافت
حقوق در سطح بالايي قرار دارند.
در سال 1364 شركت لجور را با هدف توليد ادوات
كشاورزي در 35 كيلومتري اراك،
پاي كوه لجور، راها ندازي شد، عاشق
كوهنوردي بوديم، براي همين هم
كارمان را از پاي كوه آغاز كرديم و با
نام كوه لجور.
ميپ رسيم چه شد كه پس از اين
همه فعاليت صنعتي و در كارخانه هاي
مطرح تصميم گرفتيد به سمت ساخت
و ساز انواع بالابر هيدروليكي و جرثقيل
برويد؟
در پاسخ مي گويد:
زماني كه در شركت واگن پارس
بودم، دوبار شاهد سقوط و مرگ
كاركنان شركت به علت نامناسب بودن
وسايل بودم، اين اتفاق ها انگيزها ي شد
براي من كه به امنيت جاني كارگران
بينديشم در نتيجه كار محاسبه و
ساخت اين دستگاه ها را شروع كردم
و با مراجعه به شركت هاي مختلف و
ساخت دستگاه ها، ديدم در صورت
توليد مناسب به يك محصول مفيد و
بزرگ و جهاني ميت وان رسيد.
با بازديد از كارگاه هاي خارجي و
كشف دانش فني، تكنولوژي ساخت
را به دست آورديم و چنان كار كرديم
كه امروزه در زمره توليدكنندگان
بينا لمللي قرار گرفتها يم و حتي از
بسياري از توليدكنندگان ديگر بالاتر
ايستادها يم و در امر توليد به استاندارد
EN 280 كه بالاترين استاندارد روز
اروپا است دست يافتها يم، استاندارد
شناخته شده ديگر CE است كه ما
براي دريافت اين استاندارد آن قدر كوشيديم و سطح
كارمان را بالا برديم و با انعقاد قرارداد با شركت هايي
كه بر مبناي اين استاندارد فعاليت مي كنند در بخش
صادرات به آن برسيم.
ميپ رسيم: در حال حاضر چه مشكلي شما را آزار
مي دهد؟ البته در بحث كار و فعاليت، توليد و همگامي
با نيروي كار؟
مهندس بر گفته هايش ميا فزايد:براي ورود به جامعه
صنعتي، قانون، روابط كارگر و كارفرما، و همه چيز بايد
تعريف شده باشد، ما با ابهاماتي مواجها يم كه گاهي
باعث مي شود آرامش خود را در جهت ارائه كار بهتر
از دست بدهيم.
مثلا اگر كارفرمايي به هر دليل نخواهد با يك
نيروي كار همكاري داشته باشد و حاضر هم باشد
همه هزينه ها و مخارج را بپردازد، صراحت قانوني براي
انجام اين اتفاق فراهم نيست، در قانون تا رضايت كارگر
حاصل نشود، چنين ماجرايي حل شدني نيست.
در يك كارگاه توليدي نميت وانيد از يك كارگر كه
هيچ تعامل و توافقي با او نداريد خداحافظي كنيد، آن
هم با پرداخت همه ضرر و زيان، چون مي گويد راضي
نيستم، قانون كار مي گويد، هيچ راهي نيست جز اين
كه او را راضي كني، در جامعه ما وقتي كسي براي مثال
با همسرش به توافق نرسد ميت واند با دادخواستي از
او جدا شود، اما يك كارفرما و كارگر شريف، با همه
خصايص خوب و بد نميت وانند به توافق براي جدايي
برسند.
يك كشاورز، يك معلم يا هر نيروي فعال ديگر كه
ميت واند از اين واحد به آن واحد برود، راه حل دارند، اما
كارفرما و كارگر ندارند.
لازمه موفقيت در جامعه صنعتي كارآفريني است.
بها دادن به كارآفرين حل مشكل است، كارآفرين
اشتغال زايي مي كند و هر اشتغالي، يعني نجات يك
خانواده، هر اشتغال بخشي از فقر جامعه را طرف
مي كند.
برمي گرديم به مبحث توليد و كار در شركت لجور...
مهندس ادامه مي دهد:
ما در توليد انواع بالابر فعاليت داريم، نسبت به تلاش
چندين و چند ساله لجور، سرانه توليد بالابر، بالاتر از
سرانه توليد گندم است، صنعت بالابر، ما را نسبت به
ساير رشته ها به آمار مطلوبت ري مي رساند ما روز به
روز زمينه را براي مطلوبيت توليدات و معروفيت كالاي
برون مرزي بيشتر فراهم مي آوريم اما به هر حال تابع
سيستم اقتصادي كشور هستيم.
به عنوان آخرين حرف ها به مهندس مي گوييم: در
ركود فعلي جهان، بعضي شركت ها به سودهاي نجومي
هم مي رسند، پس تكليف مديريت چيست؟ چه
راه كاري بايد پيش گرفت؟ آيا ضعف در مديريت سنتي
و چرتكها ي است؟ مي گويد:
در وضعيت فعلي هيچ كس فكر نمي كند شما چه
كردها يد تا موفق به پرش از گرفتاري ها شدها يد، عمرت
را گذاشتها ي، چگونه در بحبوحه موفقيت ناگاه صحبت
از ورشكست شدن مي شود، پس بايد با كارشناسان
نشست و صحبت كرد، صادرات را تعريف دوباره كرد،
سودمان را روي تيراژ توليد بگذاريم، سودي را كه از
يك بالابر هيدروليكي به دست مي آوريم، در راه تحول و
ارزان فروشي به كار گيريم.
به هر حال من بسيار ساده جواب
مي دهم، ما ايراني ها نسبت به ساير ملل
باهوشت ر هستيم و در مقابل كشورهاي
صنعتي هم بهتر عمل مي كنيم، مثلا
جان مايه توسعه كشور ما برمي گردد به
سرمايه گذاري هاي مهم، مديران صنعتي
به عنوان اصلي از موفقيت اقتصادي بايد
با تورم كنار بيايند تكنولوژي با نقدينگي
حمل مي شود، اما متاسفانه تورم نمي گذارد،
بعد بالا بودن ارزش پول كه سرمايه گذاري
را توجيهن اپذير مي كند.
در حالت فعلي اگر شما پولي را در
حساب بانكي بخوابانيد، 20 درصد سود
مي گيريد، اما در توليد با بدبختي اين پول
به دست مي آيد، براي اين است كه خيلي ها
بدون زحمت، با سود پول بهترين زندگي را
دارند و اصلا توليد را فراموش كردها ند.
گلوگاه تخريب صنايع ايراني، ثابت بودن
نرخ ارز است. راستي به نفع چه كساني
است نرخ ارز ثابت بماند و با تورم بالا نرود؟
بايد ديد به واردكننده بايد بها بدهيم يا
توليدكننده؟ و بالاخره اين كه پتانسيل
توليد در چه وضعيتي است؟
اميدواريم با سيستم اقتصادي حساب
شده بتوانيم موفقيت ها و موقعيت هاي
تازها ي را به دست آوريم. ما در سال
200 ماشين توليد مي كنيم. آن هم براي
بخش كشاورزي پس بايد اقتصاد كشور را
به اقتصاد متكي بر توليد تبديل كرد، ما
قدرتمند كشور منطقه هستيم پس روي
توليد ملي بايد بيشتر كار كنيم و هم و غم
خود را در امر توليد به كار گيريم.
وقتي در تركيه وام 20 ساله مي گيري مجبوري توليد
كني، بنابراين اين كشور پيوسته دنبال توليدكننده
است و همه شهرهايش سرشار از كارخانه شده...
مهندس مهدين يا براي كاركنانش سيستم بهره وري
گذاشته كه طي آن زمان و ساعت كار هر نفر در توليد
اندازه گيري شده و پس از محاسبه اين ها حقا لزحمه هر
نفر پرداخت مي شود، پس كليه كاركنان براي گرفتن
پروژه و كار با هم مسابقه مي دهند.
پس ميت وان به توليد سروسامان داد، ميت وان به
آينده اميدوار بود و با علم روز موفقيت را هدف گرفت.
توليد يعني تنفس در هوايي آكنده از مهرباني، دور از
خشونت و خوشبختي |