|
|
تجارت در خدمت تولید و صنعت است
نه در مقابل آن
|
 |
|
غلامرضا کیامهر |
از گذشتههای نه چندان دور، در کشور ما
افرادی بوده و هستند که در لباس حمایت از صنعت و تولید، دستاندرکاران امر تجارت و
بازرگانی را بیمحابا مورد هجمههای لفظی قرار داده و چنین وانمود میکنند که تاجر
و بازرگان دشمن قسم خورده و سد راه صنعتگر
و تولید کننده است. آنها حتی سازمانها و تشکلهایی را که اصحاب صنعت و تجارت به
یک اندازه در اداره امور آنها نقش دارند، به جانبداری از تجارت، به زیان تولید و
صنعت متهم کرده و در مواردی برای مشوه جلوه دادن چهره دست اندرکاران امر تجارت و
بازرگانی در اذهان عمومیاز لفظ «بازاری» برای کوبیدن فعالان این عرصه استفاده
میکنند غافل از آن که برخلاف تصور آنها، مردم جامعه ما، انس و الفتی دیرینه با
لفظ بازار و بازاری دارند و از گذشتههای دور تا به امروز هرکس که به امر تجارت چه
از نوع خرد و چه از نوع کلان در کشور ما اشتغال داشته در نظر اکثر مردم از احترام
خاصی برخوردار بوده و درست به همین دلیل است که حتی امروز هم خانوادههایی که
میخواهند جنسي را ارزانتر از نرخهای رایج در سطح شهر ابتیاع کنند، با تحمل مشکل
ترافیک و انواع و اقسام مشکلات دیگر، خود را به بازار میرسانند و از مغازه دار
«بازاری» اقدام به خرید جنس یا اجناس موردنظر خود میکنند. زیرا به باور آنها آدم
بازاری در کسب و کار انصاف را رعایت و به حداقل سود قناعت میکند. هر چند که ممکن
است چنین واقعیتی درباره درصدی از اهالی بازار مصداق نداشته باشد.
پرچمداران اولیه ضدیت با تجار و بازرگانان و یا به قول خودشان بازاریها اغلب
پیروان اندیشههای اقتصادی چپگرانه بودند که سروکله آنها از سالهای دهه بیست در
صحنه سیاسی کشور پیدا شد و هر گروه و فرقه آنها با ادبیات خاص خودشان به مبارزه با
مظاهر اقتصاد و تجارت آزاد که بازار و بازاری از مصادیق بارز و دمدستی ترین آنها
بود برمیخاستند؛ بیآنکه علنا اعلام کنند طرفدار اقتصاد کاملا دولتی از نوعی
هستند که در کشورهای سوسیالیستی آن دوران ظهور کرده بود؛ هرچند که امروز با گذشت
چندین دهه از آن دوران و بی اعتبار شدن مدینههای فاضله اقتصادهای دولتی، بسیاری از
آن چپگراهای اقتصادی دو آتشه (که هنوز در قید حیات هستند) با ایجاد چرخشی 180 درجه
ای در طرز تفکرشان نسبت به اقتصاد به طرفداران جدی اقتصاد آزاد مبتنی بر بازار
تبدیل شده و حتی پارهای از نسل جوانتر آن چپگراهای اقتصادی چنان تغییر عقیده
دادهاند که به چیزی کمتر از لیبرالیسم محض در اقتصاد و کنار کشیدن کامل دولت از
هرچه نامش دخالت در مسائل اقتصادی است، رضایت نمیدهند.
با این همه، هنوز در میان برخی تکنوکراتهاي ما، کسانی هستند که بدون اعلام صریح
مواضع و تفکرات اقتصادی خود و در لباس حمایت بیچون و چرا از تولید و صنعت، فعالان
عرصه تجارت و بازرگانی در تمام سطوح را مورد تاخت و تازهای لفظی قرار میدهند و با
درخواستهای مکرر خود از دولت برای حمایت از تولید و صنعت (در لفافه) بر طبل دولتی
شدن اقتصاد و دخالت هرچه بیشتر دولت در فعالیتهای اقتصادی میکوبند. حال آنكه نبض
صنعت و تولید هر کشور در تجارت و بازرگانی توسعه یافته آن میزند و رابطه میان صنعت
و تجارت از نوع رابطهای است که میان آب و ماهی وجود دارد و اگر این دو بازوی اصلی
اقتصاد با نظم و هماهنگی کامل با یکدیگر به جلو حرکت کنند دیگر نه نیازی به
دخالتهای دولت در امور اقتصادی خواهد بود و نه صنعتگران ما برای ادامه حیات مانند
امروز نیاز به حمایتهای آن چنانی دولت خواهند داشت و در برابر رقبای خارجی احساس
عجز و ناتوانی خواهند کرد.
حمایت معقول و منطقی از تولیدکننده و صنعتگر برای همه دولتها امری لازم و ضروری
است و کسانی هم که خود را حامیتولیدکننده و صنعتگر معرفی میکنند اگر قصد استفاده
ابزاری از این دو بازوی قدرت اقتصادی را نداشته باشند و راهکارهای درست و منطقی و
به دور از شعار و هیاهو برای حمایت از صنعت و تولید به دولت ارائه دهند، در خور همه
گونه ستایش و تقدیرند. اما نادیده گرفتن نقش و اهمیت حیاتی تجارت و بازرگانی در امر
اعتلای تولید و صنعت، اگر اقدامی غرضآلود نباشد، حرکتی از روی بیاطلاعی و
ناآگاهی است. زیرا همچنان که حرکت چرخهای تولید و صنعت به کارشناسان، مهندسان و
متخصصان خاص خود نیاز دارد، گرداندن چرخهای تجارت کشور نیز تنها از عهده متخصصان
کارآزموده تجارت و بازرگانی ساخته است. به عبارت دیگر این بازرگانان کار کشته و
آشنا به نیاز بازارهای داخلی و جهانی هستند که میتوانند محصولات تولیدی صنعتگران
را با کمترین هزینه و بهترین شرایط ممکن به دست مصرفکنندگان هدف برسانند و موجبات
چرخش سریعتر و روانتر چرخهای تولید و صنعت کشور را فراهم سازند.
به عبارت دیگر صنعت و تولید و تجارت و بازرگانی دو تخصص مهم و جدا از یکدیگرند که
وقتی در کنار هم قرار گیرند همدیگر را تکمیل میکنند و به دو بازو و دو بال قدرتمند
برای به پرواز درآوردن اقتصاد کشور تبدیل میشوند. بنابراین کوبیدن یکی از این دو
بازو و بال به بهانه حمایت از دیگری تحت هیچ شرایطی به خیر و صلاح اقتصاد کشور نیست
و کسانی که از چنین شیوههایی برای ابراز حمایت خود از صنعت و صنعتگران استفاده
میکنند، افرادی ناآگاه و بیاطلاع هستند و یا اغراض خاصی در سر دارند که در هر دو
صورت حاصل آن به زیان صنعت و تولید کشور است.
اگر با دقت به ریشه یابیعلل مشکلات صنایع کشور، از صنعت خودروسازی گرفته تا صنایع
لوازم خانگی و دیگر صنایع اساسی بپردازیم متوجه خواهیم شد بخش عظیمیاز این مشکلات
ناشی از ضعف و ناکارآمدی حوزه تجاری و بازرگانی صنایع ماست یعنی صنعتگران ما
نخواسته اند این واقعیت را بپذیرند که صنعت و تجارت دو رویکرد و دو تخصص جداگانه
است که یکی بدون دیگری امکان رشد و ادامه حیات نخواهد داشت. به همین سبب صنعتگران و
تولیدکنندگان ما به جای تلاش در جهت توسعه و روزآمد کردن حوزههای بازرگانی خود یا
یاری جستن از بازرگانان و اهالی با تجربه کسب و کار به منظور رونق بازار تولیدات
خود در داخل و خارج کشور، تنها راه مقابله با مشکلات را در حمایتهای بی چون و چرای
دولتی و ایجاد راه بندانهای تعرفه ای بر سر راه واردات جست وجو کرده اند. تجربه ای
که با گذشت دهها سال کمترین نتیجهای برای صنعت و صنعتگران ما به بار نیاورده و
آنها را همچنان در چنبره مشکلات ریز و درشت باقی نگه داشته است.
تردیدي نیست که رویکردهای سنتی و قدیمیتجارت و بازرگانی نیز نخواهد توانست پاسخ
گوی نیازهای امروزی صنعتگران و تولیدکنندگان ما باشد. صنعت و تولید ما امروز به
تجار و بازرگانان دانش آموخته، تیزبین و هوشمندی نیاز دارد که بتوانند با بهره گیری
از پیشرفته ترین تکنیکها، راه ورود تولیدات صنعتی ما را به بازارهای جهانی هموار
سازند و صنعتگران و تولیدکنندگان ما را از وابستگی محض به بازارهای داخلی تا حدود
زیادی بینیاز كنند. حتی راهیابی محصولات و کالاهای سنتی ما به بازارهای جهانی هم
دیگر با راه و روشهای تجاری سنتی امکان پذیر نیست و باید تولیدکنندگان و صنعتگران
ما با جلب حمایتهای دولت شرایط و بستری را فراهم آورند که تجار و بازرگانان مجهز
به دانش و تخصصهای روز زمانه برای کمک به صنعت کشور پا به صحنه بگذارند و تجار و
بازرگانان سنتی با همه کهنهکاری و تجربهای که در گذر زمان اندوختهاند رفته رفته
دانستههای خود را به نسل جوان بازرگانان و تجار دانش آموخته و آشنا به رمز و
رازهای تجارت جهانی منتقل کرده، صحنه را به سود این نسل خالی کنند. |
|
|
|
|