ماهنامه اقتصاد و زنــــدگی اولین و تنها نشریه حامی مدیران ، کارآفرینان و فعالان اقتصادی

 
 
 
چهل و هشت قانون قدرت
بهره گيري از نقاط ضعف ديگران
نوشته رابرت گرين مترجم: غلامرضا كيامهر

قانون 33 و 34

پرسيدند: ادب از كه آموختي گفت: از بي ادبان، آنچه از ايشان در نظرم ناپسند آمد از آن پرهيز كردم
مطالب كتاب چهل و هشت قانون قدرت كه در هر شماره نشريه «اقتصاد و زندگي» ترجمه بخش‌هايي از آن از نظرتان مي‌گذرد، مصداق بارز همه آن چيزهاي ناپسندي است كه متأسفانه امروزه گريبانگير اكثريت جوامع بشري به ويژه جوامع پيشرفته صنعتي در جهان شده و آرزو مي‌كنيم كه مطالعه ترجمه مطالب كتاب مزبور كه مكمل تفكرات ماكياوليستي يك نويسنده غربي در هزاره سوم ميلادي است، به وسيله‌اي براي ادب آموختن هرچه بيشتر ما از بي‌ادبي‌ها و اعمال ناپسندي كه هدفي جز رسيدن به قدرت را دنبال نمي‌كنند، تبديل شود و ميزان و معياري براي سنجش پلشتي‌هاي كردار و رفتار ما در هنگامه تلاش براي بالا رفتن از پلكان قدرت باشد. زيرا كه ما به عنوان ملتي با پشتوانه تمدن و فرهنگ چند هزار ساله و پيرو آيين آسماني اسلام، بايد همواره پاسدار ارزش‌هاي والايي باشيم كه از نياكان‌مان براي ما به ارث رسيده است.

 
نکته: همه انسان‌ها دارای نقاط ضعفی هستند که این نقاط ضعف به منزله شکاف‌های موجود در دیوارهای یک قلعه مستحکم است، بنابراین برای ورود به چنین قلعه‌ای باید قبلا این شکاف‌ها را کشف و شناسایی کرد. احساس عدم امنیت و ترس درونی، نیازهای برآورده نشده و تمناهای پنهانی و دست نیافتنی، معمولا نقاط ضعف اغلب افراد را تشکیل می‌دهد که برای رسیدن به هدف موردنظر، اول شناسایی این نقاط ضعف را لازم داریم. به عبارت دیگر نقاط ضعف هر فرد به مثابه پیچ و مهره بسته‌ای است که باز کردن آنها نیاز به پیدا کردن آچار مناسب دارد.
ضرورت طرح استراتژیک برای عملیات
همه ما میل به مقاومت در برابر خطرات داریم. این میل به مقاومت به مانند زره ای است که ما را در برابر کسانی که قصد دست اندازی به زندگی و منافع مان دارند، حفاظت می‌کند، اما یکی از مهم ترین نکاتی که باید به آن توجه کنیم این است که بدانیم حتی مقاوم ترین افراد نقاط ضعفی دارند که بخش ضعیف و آسیب‌پذیر آن، زره روحي محافظ را تشكيل مي‌دهد و كسي كه بتواند اين نقطه آسيب‌پذير را کشف کند قادر به درهم شکستن مقاومت افراد در برابر امیال و اهداف خود خواهد بود. نقاط ضعف بعضي از افراد آشكار و نمايان است، اما عده‌اي سعي در پوشاندن نقاط ضعف خود دارند و اتفاقا درجه آسیب پذیری چنین افرادي از گروه اول بیشتر است. بنابراین چنانچه قصد رسوخ در زره محافظ این قبیل افراد را دارید ابتدا باید چند اصل مهم را در نظر بگيرید:
اصل اول: بیشتر توجه خود را متوجه رفتار و حرکات غیرارادی آنها کنید.
همان گونه که زیگموند فروید Sigmund Freud روانشناس نامی‌اروپایی گفته است هیچ موجود فانی قادر به حفظ همیشگی اسرار درونی خود نیست. زمانی که کسی لب فرو بسته و کلامی‌بر زبان نمی‌آورد، دست‌ها و حرکات انگشتانش، مکنونات درونی او را برملا می‌کنند. توجه به این مسأله یکی از راه‌های موثر کنکاش در روان دیگران و پی بردن به نقاط ضعف آنها است.
نکته مهم آن چیزی نیست که در جست وجویش هستید، بلکه زمان، مکان و روش جست وجوی شماست. مکالمه و گفتمان‌های روزانه با دیگران گنجینه بزرگ اسرار نقاط ضعف دیگران است که اگر خوب به آنها توجه کنید و شنونده خوب و دقیقی باشید، این گنجینه را به دست خواهید آورد. همیشه به طور غیرمستقیم و نامحسوس به جست وجو و کنکاش برای کشف و شناسایی نقاط ضعف افراد موردنظر بپردازید. چشمان خود را برای دیدن جزئی ترین حرکات و رفتار آنها آموزش دهید. مثلا هنگامی‌که با کسی برای صرف غذا به رستورانی می‌روید، نحوه انعام دادن او به خدمتکار رستوران را به دقت زیرنظر بگیرید و یا ببینید چه چیزی او را سرخوش می‌سازد.
توجه کنید که معبود و مطلوب او کیست و چیست و امیال و تمنیات او را برآورده سازید. از این طریق شما به اصطلاح رگ خواب فرد موردنظر را برای رسیدن به هدف به دست آورده و او را در کنترل خود می‌گیرید. اما در عین حال به این نکته مهم هم توجه داشته باشید که اغلب انسان‌ها نهایت تلاش را برای پوشاندن نقاط ضعف و عقده‌های درونی خود به خرج می‌دهند. به همین سبب شما برای کشف نقاط ضعف باید تمام حرکات و سکنات افراد موردنظر را با دقت و هوشیاری زیرنظر بگیرید.
دوران کودکی زمان شکل گیری عقده‌ها و نقاط ضعف
پایه بسیاری از عقده‌ها و نقاط ضعف انسان‌ها در دوران کودکی، یعنی پیش از آن که چیزی به عنوان مقاومت در برابر خطر در ضمیر ناخودآگاه شخص شکل بگیرد، گذاشته می‌شود. برخی رفتارهای آزاردهنده والدین نسبت به کودک، غفلت ورزیدن آنها از بذل توجه به نیازهای روحی، کودک را برای مدت زمان طولانی در گوشه‌ای به حال خود رها کردن، از جمله عواملی هستند که زمینه پیدایش عقده‌های روحی و نقاط ضعف را در انسان مهیا می‌سازد و هر چه کودک بزرگ و بزرگتر می‌شود، نقاط ضعف تشدید شده به لایه‌های درونی ضمیر او راه پیدا می‌کند و از نظر پنهان می‌شود. اما این از نظر پنهان شدن به هیچ وجه به منزله از میان رفتن نقاط ضعف او نیست. بنابراین اگر شما بتوانید با مهارت نقبی به روزگار کودکی هر انسان بزنید و نیازها و تمنیات فروکوفته شده او را کشف و شناسایی کنید، شاه کلید تسخیر روح او را به دست خواهید آورد.
زمانی که شما بتوانید روی یکی از نقاط ضعف هر انسانی دست بگذارید، او واکنشی کودکانه از خود بروز خواهد داد. در واقع این کودک درون انسان است که در مقابل شما از خود واکنش غیرارادی نشان می‌دهد. بدین ترتیب شما قادر خواهید بود نقاط ضعف افراد را یکی پس از دیگری بیرون بریزید.
مراقب تضاد و تناقص‌های رفتاری دیگران باشید
گاهی شما در تلاش برای شناسایی نقاط ضعف دیگران ممکن است با علائم متضاد و متناقضی روبه رو شوید. یعنی فرد موردنظر علائمی‌کاملا عکس نقاط ضعف واقعی خود به شما بروز دهد. مثلا اغلب دیده شده افرادی که خیلی سینه سپر و ادعای جوانمردی می‌کنند، افراد ناجوانمرد و ترسویی هستند. بنابراین نباید فریب ظاهر غلط انداز چنین افرادی را خورد. شما برای کشف واقعیت‌های مربوط به عقده‌های روحی و نقاط ضعف افراد باید به ماورای آن چه که آن‌ها قصد ابرازش را دارند توجه نشان دهید.
راه پر کردن خلاء‌های روحی دیگران
مطالعات و بررسی‌های روانشناسی نشان داده که احساس عدم امنیت، خوشحالی و خوشبختی دو معضل روحی است که اغلب مردم از آن رنج می‌برند کسانی که به عارضه احساس عدم امنیت دچارند (امنیت شغلی، اجتماعی، فردی و خانوادگی) افرادی هستند که برای کسب اعتبار و مقبولیت تلاش می‌کنند و کسی که بتواند در پر کردن این خلاء روحی به آن‌ها کمک کند، موفق به تسخیر روح آن‌ها خواهد شد. دسته دوم یعنی کسانی که از زندگی رضایت ندارند و احساس خوشبختی نمی‌کنند افرادی هستند که برای نفوذ و رسوخ در روح و روان آن‌ها باید ریشه‌های احساس عدم رضایت و خوشبختی آن‌ها شناسایی و کالبد شکافی شود.
هر دو گروه این قبیل انسان‌ها چندان قادر به پنهان سازی نقاط ضعف خود نیستند، به همین سبب شما با پر کردن خلاء‌های روحی آن‌ها بهتر و راحت تر به هدف موردنظر خواهید رسید و سلطه طولانی مدت‌تری به روح و روان آن‌ها به دست خواهید آورد.
قانون
شکوهمند و با هيمنه در انظار ظاهر شوید
نکته: رفتار مردم با شما بستگی به نحوه ظاهر شدن شما در انظار عمومی‌دارد. اگر رفتار شما در ظاهر شبیه به آدم‌های لاابالی و بی شخصیت باشد، نمی‌توانید از مردم انتظار داشته باشید که به چشم یک آدم متشخص و محترم به شما نگاه کنند؛ اما چنانچه بخواهید حس تحسین و احترام دیگران را نسبت به خود برانگیزید و آن‌ها را تحت تاثیر قرار دهید، باید همچون انساني شکوهمند و با هيمنه در جامعه ظاهر شوید به طوری که مردم تصور کنند که شما فردی متفاوت و والامقام هستید و شایستگی آن را دارید که مردم حرف‌های شما را بشنوند و در برابر انتظارات شما تمکین کنند. القاء چنین حسی در مردم، راه رسیدن شما را به هدف موردنظر هموار خواهد ساخت.
کلیدهای دستیابی به قدرت
در سنین کودکی خواسته‌ها و تمایلات ما حد و مرزی ندارد، دوست داریم به هرچه اراده می‌کنیم دسترسی داشته باشیم. این روحیه زیاده‌‌طلبی تا زمانی که برای نخستین بار پا به اجتماع می‌گذاریم، مسئولیتی پیدا می‌کنیم و با محدودیت‌ها روبه‌رو می‌شویم، در ما باقی می‌ماند.
ولی هرچه بزرگتر ‌شویم و شکست‌ها و ناکامی‌هایی را در گذر زمان تجربه ‌کنیم، متوجه می‌شویم که دستیابی به امیال و آرزوها به آسانی امکان پذیر نیست و حد و مرز دارد. از این مرحله به بعد خود را ناچار می‌یابیم که حتی برای به دست آوردن ساده ترین چیزها سرخم کنیم و مجیزگوی این و آن باشیم و دامنه توقعات و انتظاراتمان را از زندگی محدود کنیم.
راه حل مقابله با این شرایط نزولی که در افق خواسته‌هایمان نمایان می‌شود این است که به خود بقبولانیم باید به اصطلاح برخلاف جهت آب شنا کنیم، شکست‌ها و ناکامی‌ها را حقیر و ناچیز انگاریم، محدودیت‌ها را ناچیز شماریم و همچون دوران کودکی، دامنه خواسته‌ها و انتظاراتمان را پیوسته گسترش دهیم.
برای تحقق چنین هدفی باید برای خود یک استراتژی تدوین کنیم. این استراتژی اصطلاحا استراتژی تاج سلطانی نامیده می‌شود.
استراتژی تاج سلطانی مبتنی بر مجموعه ای از علت و معلول‌ها است. یعنی اگر قبول کنیم که سرنوشت محتوم ما رسیدن به آرزوهای بزرگ است، تحت تاثیر همان رابطه علت و معلولی، امواج چنین باوری در حرکات و سکنات بیرونی ما تجلی پیدا می‌کند و به افرادی که در حول و حوش ما هستند القاء می‌کند که ما آدم بزرگ و قدرتمندی هستیم.
در طول تاریخ، انسان‌هایی نه چندان با اصل و نسب همچون تئودوراس‌ها امپراتوران بیزانس (روم شرقی) کریستف کلمب‌ها، بتهوون‌ها و دیزائیلی‌ها (سیاستمدار معروف قرون گذشته بریتانیا) بوده اند که توانستند استراتژی «تاج سلطانی» به خود القا کنند یعنی مردان بزرگی هستند که لیاقت رسیدن به آرزوهای بزرگ را دارند. حتی هنگامی‌که خود می‌دانید دارید تمرین خود بزرگ نمایی می‌کنید، به ایفای نقش یک سلطان مقتدر بپردازيد، زیرا از این طریق رفته رفته امر به شما مشتبه خواهد شد که واقعا دست کمی‌از یک سلطان ندارید و تداوم در ایفای چنین نقشی سرانجام دیگران را تحت تاثیر شما قرار خواهد داد.
البته ممکن است پیروی از استراتژی «تاج سلطانی» و رفتن در جلد یک سلطان بی تخت و تاج، به نوعی میان شما و مردم شکاف و فاصله ایجاد کند، ولی شما باید این تهدید ظاهری را به یک فرصت طلایی برای خود تبدیل و از آن بهره برداری کنید. زیرا زمانی که شخصیت فریبنده و متفاوت شما در اذهان دیگران به عنوان یک واقعیت تثبیت شد، آن وقت می‌توانید بدون دغدغه خاطر فاصله خود را با افراد پیرامون خود حفظ کنید همچنان که شاهان و سلاطین میان خود و مردم عادی فاصله ایجاد می‌کنند. با این کار بر میزان ابهت ظاهری شما نزد اطرافیانتان افزوده می‌شود. اما در عین حال حرکات و سکنات شکوهمندانه و با هیمنه را نباید با ابراز نخوت و غرور اشتباه بگیرید. البته غرور و نخوت جزئی از طبیعت شاهان است که در نهایت به بلای جان آن‌ها تبدیل می‌شود.
در واقع، رفتار وقارآمیز و شکوهمندانه داشتن به مثابه نقابی است که شما در برابر دیگران بر چهره خود می‌زنید تا مردم را درباره شخصیت واقعی خود به اشتباه بیاندازید و به آن‌ها القاء کنید که از قدرت فوق العاده‌ای برای غلبه بر هر مشکلی برخوردارید. با این ترفند مردم به شما به چشم یک تکیه‌گاه مطئمن نگاه خواهند کرد و به مجریان خواسته‌های شما تبدیل خواهند شد.
نکته آخر این که تا می‌توانید در راه تقویت ترفندهای روانی درون‌زای خود که می‌تواند بر رفتارهای برونی شما تاثیرگذار باشد، تلاش به خرج دهید. برای افزایش میزان تاثیرگذاری خود بر دیگران چند استراتژی مختلف وجود دارد که اولین آن استراتژی کریستف کلمبی است. مبنای این استراتژی که کریستف کلمب کاشف و جهانگرد معروف اسپانیایی مبدع آن بود، طرح مطالبات شجاعانه از کسانی است که به شما نیاز دارند. یعنی باید قیمتی بسیار گزاف برای خود تعیین و روی آن پافشاری کنید. استراتژی دوم که باید با بزرگ منشی و متانت اجرا شود، همپالکی شدن با آدم‌های دانه درشت و هم طراز جلوه دادن خود با آنها است تا در موقع مناسب بتوانید از نزدیک آن‌ها را مورد تهاجم قرار داده و به هدف موردنظر نائل آیید. زیرا وقتی هدف بزرگی را برای تهاجم و ضربه زدن انتخاب می‌کنید، در نزد مردم آدمی‌بزرگ و مقتدر به نظر خواهید رسید. این همان استراتژی است که در اساطیر آن را به دیوید و گولیات قوم بنی اسرائیل نسبت می‌دهند.
سومین استراتژی از راهکار هدیه دادن و بذل و بخشش به بزرگان پیروی می‌کند. این استراتژی ویژه کسانی است که ولی نعمتی دارند شما با دادن هدیه به ولی نعمت خود، به دیگران القا می‌کنید که هم شأن و هم طراز او هستید و قدرت و نفوذ شما دست کمی‌از او ندارد.
در هر صورت تصمیم در مورد نرخ و قیمتی که بر روی خود می‌گذارید برعهده خود شماست، چون شما به اندازه قیمتی که روی خود می‌گذارید قدر و منزلت و اعتبار کسب خواهید کرد. اما برنده واقعی در کارزار کسب قدرت همواره کسانی بوده اند که همیشه بالاترین قیمت را برای خود تعیین کرده اند. حتی کسانی که حاضر به پرداخت قیمت گزاف شما نباشند، به شما به دیده احترام نگاه خواهند کرد و این امتیازی است که سرانجام روزی از آن به سود خود بهره خواهید گرفت.
(ادامه دارد)‌
 


 

 
 

 

 

 

  آرشیو| فرم اشتراک | مطالب شماره جدید| سفارش آگهی| تماس با ما | درباره ما

تمامی حقوق و مطالب این سایت برای ماهنامه اقتصاد و زندگی محفوظ میباشد ، هرگونه استفاده بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد. ©2009

Powerd by : Elica Farjadian