ماهنامه اقتصاد و زنــــدگی اولین و تنها نشریه حامی مدیران ، کارآفرینان و فعالان اقتصادی

 
 
 
 نظريه مازلف درك و رفع
سلسله مراتب
نيازهاي انساني
در مديريت
دکتر منوچهر کیانی
ابراهام مازلف، در سال 1943 براي اولين بار مقاله‌اي تحت عنوان «نظريه‌اي درباره ترغيب انسان» (A Theory of Human Motivation) در مجله روانشناسي (Psychological Review) منتشر كرد كه بعدا اين نظريه را توسعه داده و در كتاب «درباره روانشناسي خلقت» (Toward a Psychology of Being) انتشار داد. مازلف يك روانشناس انسان‌گراء (Humanistic) بود و هم‌چون ساير روانشناسان اين مكتب اعتقاد نداشت كه رفتار انسان‌ها توسط نيروهاي مكانيكي تعيين مي‌شوند. نظريه‌اي كه طرفداران مكتب رفتارگرايي (Behaviorism) به آن معتقد بودند و يا اين‌كه هم‌چون مكتب روانكاوي (Psychoanalysis)، رفتار انسان‌ها ناشي از «تكه‌هاي غريزي ضمير ناخودآگاه» است. روانشناسان مكتب انسان‌گرايي (Humanism)، از جمله مازلف توجه خود را معطوف به قابليت‌هاي انسان‌ها مي‌كردند. آنان اعتقاد داشتند كه انسان‌ها سعي دارند و تلاش مي‌كنند به سطوح بالاتر از توانايي‌هايشان دست يابند. آنان در جست‌وجوي يافتن مرزهاي خلاقيت خود، دستيابي به بالاترين حد ضمير خودآگاه و عقل و خرد هستند. چنين حالتي را «با عملكرد انسان كامل» (Fully Functioning Person) ، «شخصيت سالم» (Healthy Personality) و يا به قول مازلف «خودشكوفايي انسان» (Self-Actualizing Person) مي‌نامند. مازلف برخلاف نظريه‌پردازان ساير مكتب‌هاي روانشناسي و روانكاوي كه بيشتر مسائل را تئوريك مطرح مي‌ساختند، سعي كرد به طور ساده ترغيب و انگيزش انسان را در رفتارش در چارچوبي براساس نيازهاي واقعي وي بيان دارد.
 
 

تئوري سلسله مراتب نيازها
مازلف يك تئوري براي نيازهاي پايه‌اي انساني براساس «سلسله مراتب» (Hierarchy) و اهميت ارضاي آن‌ها پي‌ريزي كرد. تمام اين نيازها اوليه و پايه‌اي غريزي است، نظير غرايز حيوانات. شرايط محيطي نقش عمده‌اي در ارضاء نيازهاي سطح بالاتر و شكوفايي استعدادهايي كه انسان‌ها به ارث برده‌اند، دارد. اما اگر شرايط محيطي مساعد نباشد، آنان نمي‌توانند به طور مطلوب و شايسته رشد كنند.
مازلف معتقد است كه براي نيازهاي اوليه و اساسي پنج سطح متفاوت وجود دارد كه تعداد آن‌ها هر قدر به طرف بالا مي‌رود، كمتر مي‌شود. نيازهاي ديگري در وراي اين نيازها و در سطوح بالاتر نيز هست كه شامل نياز براي تفاهم، درك و زيبايي و نيازهاي محض روحي (Spiritual) مي‌شود.
در سطوح پنجگانه نيازها، تا زماني‌كه نيازهاي سطح اول ارضاء نشود، شخص احساس نمي‌كند كه نيازهاي سطح دوم بايد ارضاء شود. با ارضاي نيازهاي سطح دوم، فرد احساس مي‌كند كه نيازهاي سطح سوم بايد ارضاء شود. سلسله مراتب نيازهاي پنجگانه مازلف عبارتند از:
نيازهاي فيزيولوژيكي
Psychological Needs
ارضاء نيازهاي فيزيولوژيكي براي ادامه زندگي انسان‌ها و ساير موجودات زنده ضروري است. اين نيازها عبارتند از:
- تنفس
- آب
- غذا
- لباس
- خواب و
- ارضاء غريزه جنسي
نيازهاي ايمني
Safety Needs
وقتي نيازهاي فيزيولوژيكي انسان ارضاء شد، آن‌گاه براي وي نيازهاي سطح دوم، يعني نيازهاي ايمني مطرح مي‌شود. اين نيازها گسترده است و شامل موارد زيادي از امنيت شخصي گرفته تا داشتن پس‌انداز قابل توجه در دفترچه پس‌انداز، مي‌شود. در كشورهاي صنعتي تا حدود زيادي نيازهاي فيزيولوژيكي و ايمني انسان‌ها برآورده شده است.، اما در كشورها نيز هنوز تعداد فراواني انسان وجود دارد كه به طور كامل حتي نيازهاي فيزيولوژيكي‌شان ارضاء نمي‌شود.
اهم نيازهاي ايمني عبارت است از:
- امنيت شخصي
- امنيت مالي
- بهداشت و تندرستي و
- ايمني در برابر حوادث غيرمترقبه و غيره
نيازهاي اجتماعي Social Needs
هنگامي‌كه نيازهاي فيزيولوژيكي و ايمني انسان ارضاء شد، آن وقت نيازهاي اجتماعي داراي اهميت مي‌شوند. اين نيازها عبارتند از:
- محبت و دوستي
- احساس تعلق به گروهي داشتن و
- داشتن يك خانواده حامي و داراي ارتباط
مازلف مي‌گويد: انسان‌ها سعي دارند به احساس تنها و غريبه بودنشان غلبه كنند. اين امر شامل دريافت محبت و عشق ورزيدن، تاثيرگذاشتن و احساس متعلق به ديگران بودن، مي‌شود.
احساس متعلق بودن هم شامل تعلق داشتن به گروه‌هاي وسيع اجتماعي، نظير گروه‌هاي مذهبي، باشگاه‌ها، سازمان‌هاي تخصصي و تيم‌هاي ورزشي و هم شامل ارتباطات اجتماعي كوچك، نظير عضوي از خانواده بودن، همكاران نزديك يا دوستان قابل اعتماد داشتن، مي‌شود.
دوستي و محبت شامل، محبت ورزيدن و مورد محبت ديگران قرار گرفتن و روابط نزديك داشتن، مي‌شود. فقدان اين عناصر موجب مي‌شود تا انسان خودش را تنها حس كند، دچار ترس اجتماعي يا افسردگي و روان‌پريشي شود.
عزت و احترام Esteem
يكي ديگر از نيازهاي مهم انسان، عزت و احترام است كه ديگران بايد براي وي قائل شوند. همه افراد احتياج دارند كه مورد احترام قرار گيرند و توسط سايرين پذيرفته شوند. اين احساس پذيرفته شدن به وسيله ديگران و مورد احترام قرارگرفتن، عزت‌نفس شخص را افزايش مي‌دهد.
بايد توجه داشت كه احترام و عزت به دو گروه داخلي و خارجي تقسيم مي‌شود. نياز به احترام داخلي مربوط مي‌شود به عزت و احترامي كه شخص براي موفقيت و احترام به خود لازم دارد. نياز به احترام خارجي همان موقعيت اجتماعي فرد و احترام وپذيرش است كه ديگران براي وي قائل مي‌شوند.
بعضي از نيازهاي احترام و عزت عبارتند از:
- عزت نفس
- موفقيت
- مورد توجه قرار گرفتن
- پذيرفته شدن و
- معروفيت
خودشكوفايي Self-Actualization
پس از آن‌كه نيازهاي فوق‌الذكر، ارضاء شد و فقط پس از ارضاء آن نيازها، نياز به خود شكوفايي فعال مي‌شود و شخص احساس نياز به آن دارد. مازلف خود شكوفايي را نياز يك فرد براي «بودن» و «انجام» آن كاري مي‌داند كه «براي آن زاده شده است». «يك موسيقي‌دان بايد موسيقي بنوازد، يك هنرمند بايد نقاشي كند و يك شاعر بايد شعر بسرايد». اين‌گونه نيازها در فرد موجب ناآرامي مي‌شوند. اين افراد احساس مي‌كنند چيزي را گم كرده‌اند، تنش دارند، به دنبال چيزي مي‌گردند و خلاصه «ناآرام» هستند. اگر شخصي گرسنه باشد، ايمني نداشته باشد، مورد محبت و پذيرش قرار نگيرد و يا به وي احترام گذارده نشود، آن‌گاه به سادگي مي‌توان فهميد، چرا ناآرام است، اما هميشه روشن و واضح نيست كه فرد چه مي‌خواهد و چرا ناآرام است،‌ هنگامي‌‌كه نياز به خودشكوفايي است.
خودشكوفايي اوج سلسله مراتب نيازهاي مازلف را تشكيل مي‌دهد. در اين‌جا شخص به دنبال دستيابي به ظرفيت كامل خود است. برعكس نيازهاي سطوح پايين‌تر، نياز به دستيابي به ظرفيت كامل هرگز ارضاء نمي‌شود، چون هميشه فرصت‌هاي جديدتري براي ارضاء پديد مي‌آيند.
افرادي كه به خود شكوفايي مي‌رسند، داراي نيازهايي از قبيل:
- حقيقت‌جويي
- عدالت‌خواهي
- خرد ورزي و
- ماهيت‌گرايي هستند.
اغلب سلسله مراتب نيازهاي مازلف به‌صورت هرم يا مثلث نمايش داده مي‌شود كه در زير مثلث نيازهاي اوليه و در فوق آن نيازهاي برتر قرار دارند.
كاربرد نظريه مازلف در مديريت
نظريه نيازهاي مازلف در مديريت داراي ابعاد گسترده و وسيعي است. تئوري مازلف موقعيت‌هاي گوناگوني را براي ترغيب و انگيزش كاركنان سازمان از طريق سبك مديريت، طراحي مشاغل، كمك‌هاي مختلف مالي و غيره پديد آورده است.
در سطح نيازهاي فيزيولوژيكي، كارگران و كاركنان بايد برخوردار از ناهار و استراحت بوده و دستمزد و حقوقي دريافت كنند كه بتوانند با آن مايحتاج ضروري زندگي‌شان را خريداري كنند.
در سطح نيازهاي ايمني، بايد يك محيط كاري ايمن فراهم شود، امنيت شغلي تا حد ممكن تضمين شود. بيمه‌هاي درماني و بيكاري گسترش يابد. در اين سطح بايد امنيت مالي كارگران و كاركنان تامين شود.
براي ارضاء نيازهاي اجتماعي كاركنان، بايد يك روحيه همكاري و همدلي بين آنان به وجود آورد. روابط دوستانه را بايد بين كارگران و كاركنان نخست ايجاد و سپس توسعه داد. برنامه‌هاي گروهي و گردش‌هاي دسته‌جمعي در ايجاد همبستگي بين كاركنان فوق‌العاده موثر است.
در رابطه با نيازهاي مربوط به عزت و احترام، مديريت بايد اقدامات موفقيت‌آميز كاركنان را مورد تمجيد و ستايش قرار دهد تا آنان احساس نمايند مديريت براي كارهايشان احترام قائل است. در اين صورت آنان در برابر همكاران خود احساس غرور و افتخار كنند.
در سطح عالي خودشكوفايي، كاركنان بايد اين موقعيت و فرصت را پيدا كنند تا بتوانند از ظرفيت‌ها، استعدادها و توانايي‌هاي خود حداكثر استفاده را كنند. مديريت نه تنها نبايد مانع بروز و ظهور استعدادهاي كاركنان شود، بلكه به طرق گوناگون اين توانايي‌ها را بايد مورد حمايت قرار دهد.
نظر مازلف در ساير حوزه‌ها، نظير تعليم و تربيت، كاربرد گسترده‌اي دارد. از نظريه مازلف همچنين مي‌توان براي انگيزش كاركنان و وابستگي بيشتر آنان به سازمان خود و كارآيي بالاتر استفاده كرد.
نقد تئوري مازلف
نظريه نيازهاي مازلف و سلسه مراتب آن‌ها از چند جهت مورد نقد و انتقاد قرار گرفته است:
نمي‌توان انتظار داشت تا زماني‌كه نيازهاي سطح اول ارضاء نشده، نيازهاي سطوح ديگر مطرح نشود.
شواهدي وجود دارد كه ترتيب سلسله مراتب نيازها مورد سوال قرار مي‌گيرد، مثلا در بعضي از فرهنگ‌ها ارضاء نيازهاي اجتماعي مقدم بر ساير نيازها است. از اين‌رو، سلسله مراتب نيازها به نحوي كه مازلف پيشنهاد مي‌كند، مورد ترديد قرار مي‌گيرد.
3 - همچنين با سلسله مراتب نيازهاي مازلف نمي‌توان به راز افرادي پي برد كه براي دستيابي به نيازهاي بالاتر از ارضاء نيازهاي پايين‌تر صرف‌نظر مي‌كنند.
و بالاخره، شواهد اندكي وجود دارد كه افراد در يك زمان فقط يك نياز يا يك سطح از نيازها را ارضا كنند. افراد معمولا مي‌توانند در آن واحد چند نياز را در سطوح مختلف ارضاء كنند.
تكميل نظريه مازلف
انتقادها و ايراداتي كه بر نظريه مازلف گرفته شد، سبب گرديد روانشناسان ديگر، نظريه وي را تكميل كنند و «كليتون آلدرفر (Clayton Alderfer)» يك روانشناس ديگر آمريكايي مقولات سلسله مراتب مازلف را در سه سطح در هم ادغام كرد و آن را «نظريه ERG» ناميد. آلدرفر دو سطح پايين نيازهاي مازلف، يعني فيزيولوژيكي و ايمني را «زيستن» (Existence) و سطوح نيازهاي اجتماعي و عزت و احترام را «وابستگي» (Relatedness) ، خودشكوفايي و خلاقيت را «رشد و تعالي» (Growth) نام‌گذاري كرد.
آلدرفر معتقد است اگر نيازهاي سطوح بالا ارضاء نشود، آن‌گاه افراد تلاش‌هاي‌شان را براي ارضاء نيازهاي مقولات سطح پايين‌تر به اميد دست‌ يافتن به نيازهاي سطح بالاتر دو چندان مي‌كنند.

 

 


 

 
 

 

 

 

  آرشیو| فرم اشتراک | مطالب شماره جدید| سفارش آگهی| تماس با ما | درباره ما

تمامی حقوق و مطالب این سایت برای ماهنامه اقتصاد و زندگی محفوظ میباشد ، هرگونه استفاده بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد. ©2009

Powerd by : Elica Farjadian