ماهنامه اقتصاد و زنــــدگی اولین و تنها نشریه حامی مدیران ، کارآفرینان و فعالان اقتصادی

 
 
 

مديران با تدبير، به تغييرپذيري كاركنان بايد اهميت بدهند

مدير بودن يا مدبر بودن

كدام موثرتر است؟

پگاه همتي‌پور- كارشناس روانشناسي

 

در راستاي اهميت منابع انساني، اكنون مشخص شده ، آن‌چه موجب مي‌شود تا يك سازمان موفق و سازماني ديگر ناموفق باشد توانايي مديران آن سازمان در داشتن يك رابطه سازنده با كاركنان، ايجاد انگيزش در آنان و توجه به آن‌ها است. در واقع كليد اصلي در مدبر بودن است نه صرف مدير بودن؛ يك مدير خوب با ويژگي‌هايي كه دارد حس احترام را در كاركنان خود برانگيخته و حس تنفر و فرودست بودن را از آن‌ها دور مي‌كند. از اين رو، كارمندان با اشتياقي وافر از تمام استعدادهاي خود استفاده كرده و در نهايت سازمان را به سمت اهدافي كه دارد پيش مي‌برند.

از سوي ديگر، در يك سازمان كه تنها ديد مديرهاي دو جناحي (به عنوان كارفرمايان و كارمندان به عنوان فرودستان) وجود دارد همواره بايد توجه داشت كه شايد در ظاهر، تنها تعداد كمي از كاركنان اعتراض خود را نشان دهند ولي عملا تعداد كاركنان ناراضي، بيشتر از آن چيزي است كه به تصور مي‌گنجد. اين اكثريت خاموش، به شيوه رفتاري منفعل- پرخاشگرانه روي مي‌آورند. يعني از روش‌هاي غيرمستقيم زيان‌آور استفاده مي‌كنند؛ در واقع سعي مي‌كنند كه كمتر به اهداف سازماني پايبند باشند و يا هيچ‌گونه راهكار مثبتي را ارائه ندهند در نتيجه موجب نارضايتي مراجعان و در نهايت ضرر به سازماني مي‌شوند كه از مديريت آن دلخوش نيستند.

 بنابراين، اين‌جا است كه مدبر بودن اهميت خود را نشان مي‌دهد. در تعريف مدبر بودن كه آن را مهم‌ترين وظيفه يك مدير مي‌دانند، گفته مي‌شود مدبر بودن عبارت است از تضمين يك‌سري اهداف و آرمان‌هاي سازماني و پس از آن ايجاد ترغيب و انگيزش در كاركنان جهت تلاش براي رسيدن به آن اهداف. بنابراين يك مدبر بايد توانايي اثرگذاري بر ديگران را داشته باشد. در اينجا، آن‌چه ضروري به نظر مي‌رسد هدف‌گذاري موثر است. به منظور يك ‌هدف‌گذاري موثر براي سازمان بايد به 4 نكته زير توجه داشت:

 1 - هدف‌هاي خود را دقيق و خيلي صريح بيان كرده و انگيزه دسترسي به آن‌ها را مشخص كنيد.

 2 - سعي كنيد كه همواره اهدافي واقعي را در نظر داشته باشد.

 3 - مهم‌ترين هدف‌هاي سازمان را با تاكيد بيشتري مشخص كنيد.

 4 - در نظر داشته باشيد كه اهداف و دورنماي تعيين شده بايد قابليت پيگيري و سنجش داشته باشد. تا بدين ترتيب بتوان هر گام مثبتي را كه كارمندان در جهت اهداف سازمان برمي‌دارند ارزيابي و در مقابل، آن‌ها را تشويق كرد.

 ويژگي‌هاي يك شخص مدبر را اين‌گونه برشمرده‌اند: داشتن سازگاري، داشتن قدرت تشخيص، توانايي برقراري ارتباط، آينده‌نگر بودن، برخورداري از روحيه خدمت كردن، قابل اعتماد بودن، خلاق بودن و روحيه پيگيري داشتن. داشتن سازگاري: يك شخص مدبر به منظور تحمل كمترين فشار بايد بتواند با تغييراتي كه پيش مي‌آيد به طور سريع سازگار شده، آن افكار و موقعيت‌هاي جديد را پذيرفته و برمبناي آن آماده حركت و تلاش شود. در اين صورت، به هنگام بروز تغييرات، مشكلات كمتري ايجاد خواهد شد. براي سازگار شدن با تغييرات، مديريت كردن تغييرات نيز ضروري است. امروزه با توجه به ضرورت‌هاي جهاني شدن و با توجه به تكنولوژي‌هاي پيشرفته اطلاعاتي و نوآوري‌ها، تغيير امري است اجتناب‌ناپذير. بنابراين، نه تنها مدير كه تمامي كاركنان نيز بايد پذيراي تغيير باشند. پس براي مديريت كردن تغييرات بايد:

1 - وضعيت سازمان در حال حاضر را به دقت مورد ارزيابي قرار داده و نقاط ضعف و قوت آن را مشخص كنيد. براي اين منظور مي‌توانيد از نظرات كاركنان و حتي مشتريان و مراجعين شاكي استفاده كنيد. چرا كه يك مشتري ناراضي به خوبي شما را به سمت آن‌چه بايد تغيير كند سوق مي‌دهد.

 2- تمام آن‌چه را كه مي‌بينيد نيازمند تغيير است يادداشت كنيد.

 3 - براي تغييرات برنامه‌ريزي كرده و كاركنان را در جهت ارائه ايده‌هاي جديد تشويق كنيد.

 4 - سعي كنيد كه از فناوري جديد و جايگزين كردن آن به جاي روش‌هاي قديمي‌تر نترسيد واين طرز فكر را نيز به ساير پرسنل منتقل كنيد.

داشتن قدرت تشخيص: يك مدبر بايد بتواند مسائل سطحي را از مسائل اساسي و واقعي تميز داده و از موارد سطحي گذشته و به مسائل مهم رسيدگي كند.

 توانايي برقراري ارتباط: يك مدير مدبر بايد بتواند با تمام سطوح سازماني يك رابطه مثبت داشته باشد. بدين‌ترتيب، وفاداري و حس احترام افراد را جلب كرده و آن‌ها را پايبند به سازمان مي‌كند.

 آينده‌نگر بودن: كارمندان معمولي شايد تنها به مسائل اطراف خود توجه داشته باشند ولي يك شخص مدبر و يك مدير قدرتمند بايد دورانديش بوده و دورنماي فرصت‌ها و موقعيت‌ها را در نظر داشته باشد.

 برخورداري از روحيه خدمت كردن: مدير مدبر بايد در جهت رسيدن به اهداف سازمان تلاش كرده و همواره به آنان كه در اين راه با او هم مسير هستند كمك و به تعبيري خدمت برساند و همواره با نيتي پاك و با رضايت و با رفتاري توام با احترام به انجام امور و ارائه خدمات بپردازد.

قابل اعتماد بودن: در يك سازمان، روابط بايد به گونه‌اي باشد كه در مواقع سخت و حساس افراد بتوانند به يك‌ديگر تكيه كنند و يك مدير مدبر نيز كسي است كه كارمندان به هنگام مشكلات، صرف‌نظر از اين‌كه او مدير سازمان است بتوانند به او اعتماد كرده و مسائل را مطرح كنند.

خلاق بودن: يك مدير مدبر بايد بتواند با ديدي خلاقانه از حداقل امكانات حداكثر بهره را ببرد. يعني همواره توجه داشته باشد كه چگونه با منابع موجود، هر چند كم، كارهاي بيشتر و بهتري را انجام دهد.

روحيه پيگير داشتن :يك مدير مدبر بايد همواره براي رسيدن به آن‌چه كه مورد نظر اوست پشتكار داشته و پيگيري كند و هيچ‌گاه در مقابل مشكلاتي كه وجود دارد و يا به وجود مي‌آيد پا پس نكشد. همچنين، يك نكته مثبت مدبر بودن توانايي ارحج دانستن گروه سازماني برخود است يعني يك شخص مدبر تنها به دنبال منافع شخصي خود نيست بلكه همواره منافع كل كاركنان و اهداف سازماني را در نظر دارد.

نكاتي كه به آن‌ها اشاره مي‌شود به شما كمك خواهد كرد به عنوان يك مدير با تدبير در كارتان موفق باشيد:

 1 - به كاركنان احترام گذاشته و براي آن‌ها ارزش قائل شويد. اين يك قانون است كه مردم فقط خود را به چيزهايي متعهد مي‌كنند كه برايشان ارزش داشته باشد. بنابراين، اگر كاركنان براي شما ارزش داشته باشند و چنانچه شما نسبت به آن‌ها احساس تعهد كنيد قطعا شما نيز براي آن‌ها ارزش يافته و به شما متعهد خواهند شد. بنابراين، به هنگام رويارويي با هركدام از كاركنان به شخصيت آن‌ها توجه كرده و احترام بگذاريد. همواره تقدير از آن‌ها را نيز مدنظر داشته باشيد.

 2 - سعي كنيد كارآيي تدبير را در سازمانتان افزايش دهيد. اگر براي شما پيشرفت كار و دسترسي به اهداف مهم، داراي ارزش باشد در آن صورت قبول نخواهيد كرد كه در سازمانتان يك ديد مديريتي صرف وجود داشته باشد. بنابراين، با تاكيد بر ويژگي‌هاي رهبري سعي كنيد كه آن را در ميان ساير كاركنان و مديران مياني سازمان وسعت بخشيده و به اقداماتي كه در آن راستا صورت مي‌گيرد پاداش دهيد و براي اين منظور لازم است افرادي كه به طور بالقوه توانايي رهبري كردن را دارند كشف كنيد. ببينيد كه كدام يك از كارمندانتان داراي ويژگي‌هاي رهبري است: شكار فرصت‌ها،‌ توانايي نفوذ بر ديگران، محترم و مبادي اخلاق بودن، داشتن پيشنهادهاي سازنده، خلاقيت، تعهد به مسئوليت و وفاداري.

 3 - براي رشد و توسعه كاركنان و آموزش آن‌ها بودجه‌اي را تخصيص دهيد. بايد بپذيريد كه مهم‌ترين سرمايه يك سازمان، منابع انساني آن است. بنابراين هرچه نيروي شما كار آزموده‌تر باشند به همان نسبت سود بيشتري را براي سازمان شما به همراه خواهند داشت.

 4 - سعي كنيد محيط كاري آرام و توام با امنيتي را براي پرسنل فراهم كنيد.

در يك سازمان امن، كه هر فرد به حفظ موقعيت خود اطمينان دارد، كاركنان تشويق مي‌شوند تا بدون هيچ ترسي، چنانچه مشكلي وجود داشته باشد انتقاد كرده و رويه جاري امور را به چالش بكشند و سپس افكار و ايده‌هاي خود را مطرح كنند. تنها در اين فضاست كه يك سازمان با به روز كردن خود پيشرفت خواهد كرد.

 5- همواره بحث تفويض اختيار و مسئوليت‌ها را مورد توجه قرار داده و سعي كنيد هر فرد را در بهترين جايي كه مي‌تواند موثر باشد بگذاريد.

 هر يك از كاركنان را در آن‌جايي كه توانايي بيشتر داشته و بدان توانايي واقف است قرار داده و به آن‌ها جهت تسريع در امور، آزادي عمل و اختيار بيشتري بدهيد. بدين‌ترتيب هم شما فرصت پيدا مي‌كنيد كه به كارهاي مهم‌تر و خط‌مشي‌ها برسيد و هم كارمندانتان احساس مسئوليت بيشتري كرده و با علاقه بيشتري به كار خواهند پرداخت.

 


 

 
 

 

 

 

  آرشیو| فرم اشتراک | مطالب شماره جدید| سفارش آگهی| تماس با ما | درباره ما

تمامی حقوق و مطالب این سایت برای ماهنامه اقتصاد و زندگی محفوظ میباشد ، هرگونه استفاده بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد. ©2009

Powerd by : Elica Farjadian