ا
ز
سوي ديگر، در يك سازمان كه تنها ديد مديرهاي دو جناحي (به عنوان كارفرمايان
و كارمندان به عنوان فرودستان) وجود دارد همواره بايد توجه داشت كه شايد در
ظاهر، تنها تعداد كمي از كاركنان اعتراض خود را نشان دهند ولي عملا تعداد
كاركنان ناراضي، بيشتر از آن چيزي است كه به تصور ميگنجد. اين اكثريت
خاموش، به شيوه رفتاري منفعل- پرخاشگرانه روي ميآورند. يعني از روشهاي
غيرمستقيم زيانآور استفاده ميكنند؛ در واقع سعي ميكنند كه كمتر به اهداف
سازماني پايبند باشند و يا هيچگونه راهكار مثبتي را ارائه ندهند در نتيجه
موجب نارضايتي مراجعان و در نهايت ضرر به سازماني ميشوند كه از مديريت آن
دلخوش نيستند.
بنابراين، اينجا است كه مدبر بودن اهميت خود
را نشان ميدهد. در تعريف مدبر بودن كه آن را مهمترين وظيفه يك مدير
ميدانند، گفته ميشود مدبر بودن عبارت است از تضمين يكسري اهداف و
آرمانهاي سازماني و پس از آن ايجاد ترغيب و انگيزش در كاركنان جهت تلاش
براي رسيدن به آن اهداف. بنابراين يك مدبر بايد توانايي اثرگذاري بر ديگران
را داشته باشد. در اينجا، آنچه ضروري به نظر ميرسد هدفگذاري موثر است.
به منظور يك هدفگذاري موثر براي سازمان بايد به 4 نكته زير توجه داشت:
1 - هدفهاي خود را دقيق و خيلي صريح بيان
كرده و انگيزه دسترسي به آنها را مشخص كنيد.
2 - سعي كنيد كه همواره اهدافي واقعي را در
نظر داشته باشد.
3 - مهمترين هدفهاي سازمان را با تاكيد
بيشتري مشخص كنيد.
4 - در نظر داشته باشيد كه اهداف و دورنماي
تعيين شده بايد قابليت پيگيري و سنجش داشته باشد. تا بدين ترتيب بتوان هر
گام مثبتي را كه كارمندان در جهت اهداف سازمان برميدارند ارزيابي و در
مقابل، آنها را تشويق كرد.
ويژگيهاي يك شخص مدبر را اينگونه
برشمردهاند: داشتن سازگاري، داشتن قدرت تشخيص، توانايي برقراري ارتباط،
آيندهنگر بودن، برخورداري از روحيه خدمت كردن، قابل اعتماد بودن، خلاق
بودن و روحيه پيگيري داشتن. داشتن سازگاري: يك شخص مدبر به منظور تحمل
كمترين فشار بايد بتواند با تغييراتي كه پيش ميآيد به طور سريع سازگار
شده، آن افكار و موقعيتهاي جديد را پذيرفته و برمبناي آن آماده حركت و
تلاش شود. در اين صورت، به هنگام بروز تغييرات، مشكلات كمتري ايجاد خواهد
شد. براي سازگار شدن با تغييرات، مديريت كردن تغييرات نيز ضروري است.
امروزه با توجه به ضرورتهاي جهاني شدن و با توجه به تكنولوژيهاي پيشرفته
اطلاعاتي و نوآوريها، تغيير امري است اجتنابناپذير. بنابراين، نه تنها
مدير كه تمامي كاركنان نيز بايد پذيراي تغيير باشند. پس براي مديريت كردن
تغييرات بايد:
1 - وضعيت سازمان در حال حاضر را به دقت مورد
ارزيابي قرار داده و نقاط ضعف و قوت آن را مشخص كنيد. براي اين منظور
ميتوانيد از نظرات كاركنان و حتي مشتريان و مراجعين شاكي استفاده كنيد.
چرا كه يك مشتري ناراضي به خوبي شما را به سمت آنچه بايد تغيير كند سوق
ميدهد.
2- تمام آنچه را كه ميبينيد نيازمند تغيير
است يادداشت كنيد.
3 - براي تغييرات برنامهريزي كرده و كاركنان
را در جهت ارائه ايدههاي جديد تشويق كنيد.
4 - سعي كنيد كه از فناوري جديد و جايگزين
كردن آن به جاي روشهاي قديميتر نترسيد واين طرز فكر را نيز به ساير پرسنل
منتقل كنيد.