ماهنامه اقتصاد و زنــــدگی اولین و تنها نشریه حامی مدیران ، کارآفرینان و فعالان اقتصادی

 
 
 

چهل و هشت قانون قدرت

                            زمان شناس ماهري باشيد

نوشته: رابرت گرين، مترجم: غلامرضا كيامهر

&35

&36

     37 

پرسيدند: ادب از كه آموختي گفت: از بي ادبان، آنچه از ايشان در نظرم ناپسند آمد از آن پرهيز كردم مطالب كتاب چهل و هشت قانون قدرت كه در هر شماره نشريه «اقتصاد و زندگي» ترجمه بخش‌هايي از آن از نظرتان مي‌گذرد، مصداق بارز همه آن چيزهاي ناپسندي است كه متأسفانه امروزه گريبانگير اكثريت جوامع بشري به ويژه جوامع پيشرفته صنعتي در جهان شده و آرزو مي‌كنيم كه مطالعه ترجمه مطالب كتاب مزبور كه مكمل تفكرات ماكياوليستي يك نويسنده غربي در هزاره سوم ميلادي است، به وسيله‌اي براي ادب آموختن هرچه بيشتر ما از بي‌ادبي‌ها و اعمال ناپسندي كه هدفي جز رسيدن به قدرت را دنبال نمي‌كنند، تبديل شود و ميزان و معياري براي سنجش پلشتي‌هاي كردار و رفتار ما در هنگامه تلاش براي بالا رفتن از پلكان قدرت باشد. زيرا كه ما به عنوان ملتي با پشتوانه تمدن و فرهنگ چند هزار ساله و پيرو آيين آسماني اسلام، بايد همواره پاسدار ارزش‌هاي والايي باشيم كه از نياكان‌مان براي ما به ارث رسيده است.

قانون 35

كليدهاي دستيابي به قدرت؛ وقت و زمان ساخته ادراك عرفي ماست تا به كمك آن حد و مرز بيكرانگي كائنات را براي خود قابل تحمل‌تر كنيم. از آن‌جا كه خود ما انسان‌ها خالق پديده «زمان» در ذهن ناخودآگاه خود هستيم، توانايي آن را داريم كه براي رسيدن به برخي اهداف، زمان را تا حدودي به كنترل خود درآوريم. در نظر يك كودك زمان كند و آهسته مي‌گذرد، اما در نظر يك انسان بالغ گذشت زمان بسيار شتابان است. به همين سبب است كه بايد تا مي‌توانيم تلاش كنيم تا به برده چشم و گوش بسته گذر زمان تبديل نشويم و بر آن تسلط داشته باشيم. ما معمولا با سه حالت شكل زمان سروكار داريم. نخستين حالت زمان طولاني است كه در شكل گذر سال متجلي مي‌شود و ما بايد با نهايت درايت گذر آن را مديريت كنيم.

 حالت بعدي زمان كوتاه و گذرا است كه بايد در محدوده آن سريعا دست به كار شويم و درباره آن سازمان و آرايش خصم را درهم بريزيم و در نهايت، انتهاي يك زمان معين است كه بايد در طي آن طرح و نقشه ما جامه عمل بپوشد اين همان لحظه‌اي است كه مدت‌ها منتظرش بوده‌ايم و نبايد يك لحظه آن را تلف كنيم. روش كار در زمان طولاني؛ زماني كه سرعت گام‌هاي خود را براي رسيدن به هدف تحت تاثير ترس و ناشكيبايي تنظيم مي‌كنيد، به مثابه آن است كه آشيانه‌اي مملو از مشكلات و به هم‌ريختگي‌ها به وجود مي‌آوريد كه مرتب كردن و سروسامان بخشيدن به آن به صرف زمان به مراتب بيشتري نياز دارد. اصولا عجله در انجام كارها ممكن است به ندرت نتيجه‌بخش باشد ولي نتيحه‌بخشي آن خالي از مخاطرات نخواهد بود و آدم‌هاي عجول هميشه در يك حالت بحراني به سر مي‌برند كه رهايي از چنين حالتي براي‌شان به آساني امكان‌پذير نيست.

 گاهي اوقات مصلحت شما در اين است كه در مواجهه با خطر پا پس بكشيد و منتظر رسيدن زمان مناسب براي دست زدن به عمل باقي بمانيد. زيرا با گذشت زمان ممكن است شرايط به سود شما تغيير كند و فرصت‌هايي نصيب شما شود كه قبلا حتي در مخيله شما هم نمي‌گنجيده است. به عبارت ديگر صبر كردن وبا قدرت دست به عمل زدن بهتر از عمل كردن شتابناك و از موضع ترس و ضعف است. وقتي ذهن انسان هميشه در يك حالت اضطراري قرار داشته باشد، شما ناچار خواهيد بود كه پيوسته چشم به راه آينده‌اي نامعلوم باقي بمانيد. محكم كردن پايه‌هاي قدرت به صبر و گذشت زمان، كه حتي ممكن است چند سال به طول بيانجامد، نياز دارد. زيرا تنها در آن صورت است كه مي‌توانيد از استحكام پايه‌هاي، قدرت خود اطمينان حاصل كنيد.

 در اختيار گرفتن زمان؛ وقتي شما اختيار زمان را در دست خود مي‌گيريد ديگران را وادار به انجام اعمال شتابزده مي‌كنيد. يعني سبب مي‌شويد تا آن‌ها نتوانند سرعت گام‌هاي خود را به درستي تنظيم كنند واين حالتي است كه ديگران را در برابر شما در موضع ضعف و دستپاچگي قرار مي‌دهد. اين همان هدفي است كه شما در جست‌وجويش بوده‌ايد و به شما امكان مي‌دهد تا ضربه نهايي را به دشمن وارد سازيد. به عبارت ديگر يكي از ترفندهاي ضروري براي غلبه بر خصم واداشتن او به انجام اعمال حساب نشده و شتابزده است. تجربه نشان داده افرادي كه نمي‌توانند زمان را در اختيار خود بگيرند و فرصت انديشيدن به خود نمي‌دهند، بيشتر مرتكب اشتباه مي‌شوند و ارتكاب همين اشتباهات به شما امكان مي‌دهد تا آن‌ها را به تسليم در برابر خواسته‌هاي خود وادار سازيد.

خاتمه زمان؛ در اين حالت، اين شما هستيد كه قواعد بازي را تعيين و آن را به ديگران تحميل مي‌كنيد. اختيار اخذ تصميم در مورد زمان پايان دادن به بازي نيز در دست شما خواهد بود. به كلام ديگر شما بايد به كمك صبر و شكيبايي و موقع‌شناسي، هم آغاز كننده و هم پايان‌بخش بازي به سود خود باشيد. اما فراموش نكنيد صبر و شكيبايي و به انتظار زمان مناسب نشستن در صورتي نتيجه‌بخش خواهد بود كه وقتي زمان مناسب فرا رسيد، بي‌درنگ ضربه كاري را به رقيب و خصم وارد كنيد، در اين مرحله قاطعيت و سرعت عمل نقش اساسي ايفا خواهد كرد.

 قانون 36

 به موضوعات جزئي بيش از حد توجه نشان ندهيد

 نكته: اهميت قائل شدن براي موضوعات جزئي بر اعتبار آن موضوعات نزد ديگران خواهد افزود. هر اندازه شما بيشتر نسبت به خصم و رقيب خود حساسيت و توجه نشان دهيد، به همان اندازه موفقيت او را تقويت خواهيد كرد و اين اشتباهي است كه اگر بخواهيد براي جبران آن دست به اقدام بزنيد، كار از آن‌چه كه هست خراب‌تر خواهد شد. بنابراين گاهي مصالح شما حكم مي‌كند كه وجود خصم را ناديده بگيريد و او را به حال خود رها كنيد. زماني‌كه در طلب چيزي هستيد كه به دست آوردنش براي شما امكان‌پذير نيست، نسبت به آن از خود بيزاري يا بي‌تفاوتي نشان دهيد و وانمود كنيد كه اصلا برايش ارزش قائل نيستيد. در آن صورت شما در نظر ديگران نسبت به رقيب خود برتري پيدا خواهيد كرد.

 كليدهاي دست‌يابي به قدرت؛ خواسته‌ها و تمايلات ما گاهي اثراتي متضاد و متناقص (پارادوكسيكال) ايجاد مي‌كند. يعني هر اندازه بيشتر در رسيدن به خواسته‌اي از خود تمايل و اشتياق نشان دهيد، ناچار خواهيد شد براي دستيابي به آن رنج و عذاب بيشتري را تحمل كنيد و اين به عنوان يك نقطه ضعف به حساب شما گذاشته خواهد شد و دشمنان از اين نقطه ضعف به سود خود بهره‌برداري خواهند كرد. اصولا فراموش نكنيد كه ابراز علاقه و اشتياق نسبت به هر چيز، هر اندازه مهم و ارزشمند باشد.

 نشانه‌اي از ضعف شخصيتي انسان است. بنابراين راه درست آن است كه به ظاهر بر اشتياق خود سرپوش بگذاريد و اجازه دهيد تا با گذشت زمان، شرايط براي تحقق خواسته‌هاي شما مهيا شود. اين نيرومندترين حربه‌اي است كه مي‌توانيد به كمك آن ذهن ديگران را از هدفي كه در پي آن هستيد، منحرف سازيد. اين همان فلسفه كارساز به دست گرفتن عنان اختيار زمان است. با ابراز اين بي‌اعتنايي و بي‌ميلي ظاهري سازماندهي فكري رقبا و كساني كه قصد سلطه بر آن‌ها را داريد، درهم بريزد و شما در لحظه‌اي كه آن‌ها هرگز انتظارش را ندارند، ضربه نهايي را وارد سازيد. منحرف كردن اذهان ديگران روشي است كه شاهان در طول تاريخ براي فريب دشمنان و اطرافيان خود از آن استفاده كرده‌اند. آن‌ها وقتي نسبت به چيزي توجه و علاقه نشان مي‌داده‌اند، قلبا از آن بيزار بوده‌اند. اما برعكس، هنگامي كه اشتياق شديدي در دلشان نسبت به چيزي وجود داشته به گونه ديگري رفتار مي‌كرده‌اند.

 اين همان روشي است كه لويي چهاردهم پادشاه فرانسه براي منحرف كردن ذهن اطرافيان خود به خوبي از آن استفاده مي‌كرد. مثلا اگر حضور كسي را در كنار خود برنمي‌تابيد، وانمود مي‌كرد كه بودن يا نبودن آن مشخص براي او بي‌تفاوت است و اصلا وجود او را ناديده مي‌گرفت و اجازه نمي‌داد ديگران از مكنونات قبلي او نسبت به آن شخص آگاه شوند. ناديده گرفتن وجود يك فرد يا ابراز بي‌اعتنايي نسبت به يك موضوع براي رسيدن به هدف و كسب قدرت، به مراتب موثرتر از آن است كه نسبت به آن فرد يا موضوع از خود حساسيت منفي و علني نشان دهيد. يادتان باشد كه ناشيگري در رفتار و نداشتن كف نفس مي‌تواند حتي يك دشمن به ظاهر حقير را به موجودي خطرناك تبديل كرده و او را در نظر ديگران دشمني توانا و مقتدر نشان دهد. ممكن است شما بتوانيد آسيبي به چنين دشمني وارد سازيد. ولي او در عمل به ماري زخم خورده تبديل خواهد شد و خواهد توانست با مظلوم‌نمايي، احساس دلسوزي و ترحم ديگران را نسبت به خود جلب كرده شما را با خطراتي بزرگ مواجه سازد. فراموش نكنيد كه اشتباه نكردن به مراتب كم‌ هزينه‌تر از ارتكاب يك اشتباه و سپس تلاش به خرج دادن براي ترميم يا جبران آن است. اغلب اشتباهات را افرادي مرتكب مي‌شوند كه رفتاري منفعلانه دارند و در برابر هر پديده‌ ناخواسته‌اي از خود واكنش نشان مي‌دهند و مشت خود را نزد ديگران باز مي‌كنند.

 بنابراين به جاي نشان دادن حساسيت و توجه بيش از حد به موضوعي كه دغدغه خاطر شماست و مي‌تواند عمق دغدغه و نگراني شما را نزد ديگران برملا سازد، عقل سليم حكم مي‌كند كه همچون يك اشراف‌زاده و آدم بي‌نياز، روشي را اتخاذ كنيد كه گويي اصلا چنان دغدغه‌اي براي شما وجود ندارد و ارزش شما بالاتر از آن است كه وقت و فكر خود را صرف اين قبيل مسائل به اصطلاح پيش پا افتاده كنيد. براي اتخاذ چنين رويكردي چندين راه و روش وجود دارد.

 نخستين روش، روشي است كه از آن با عنوان رويكرد انگور ترش يا غوره انگور ياد مي‌شود! يعني اگر موضوعي مورد توجه و علاقه شماست ولي دسترسي به آن برايتان سخت يا غيرممكن به نظر مي‌رسد، بهترين كار ممكن اين است كه وانمود كنيد اصلا علاقه‌اي به آن موضوع نداريد. چون فرض بر اين است كه افراد صاحب قدرت هرگز حسرت رسيدن به چيزهاي مورد علاقه خود را نمي‌خورند و هر وقت كه اراده كنند، آن را به دست مي‌آورند. زيرا حسرت خوردن مربوطه به افراد ضعيف و ناتوان است. روش دوم مربوط به زماني مي‌شود كه شما از سوي فردي مادون رتبه تراز خود مورد هجمه قرار مي‌گيريد. در اين حالت بايد ذهن ديگران را از واقعه منحرف كرده و وانمود كنيد كه اصلا چنان چيزي اتفاق نيافتاده است.

 به رغم خشم و ناراحتي دروني از عملي كه فرد مورد بحث نسبت به شما انجام داده، ظاهر خود را شاداب و بشاش و بي‌خيال نشان دهيد. متقابلا هنگامي كه خود شما مرتكب يك اشتباه يا به اصطلاح «گاف» بزرگ مي‌شويد، اصلا آن اشتباه را به روي خود نياوريد و هنرمندانه روي آن ماله بكشيد تا توجه ديگران نسبت به افتضاحي كه به بار آورده‌ايد برانگيخته نشود. به خاطر داشته باشيد كه بهترين راه نشان دادن واكنش‌هاي عاقلانه و قدرتمندانه به همه اتفاقات تلخ و ناگواري كه برايتان روي مي‌دهد، حقير انگاشتن و ناديده گرفتن آن‌هاست. اين روش برخورد با مسائل ويژگي افراد قدرتمند و افرادي است كه در راه رسيدن به قدرت تلاش مي‌كنند. هرگز اجازه ندهيد ديگران از آزردگي خاطر شما در برخورد با حوادث تلخ و ناگوار آگاهي پيدا كنند. به عبارت ديگر وقتي غوره يا انگور ترش مي‌خوريد اجازه ندهيد اثرات واكنشي ترشي غوره بر چهره شما نمايان شود.

قانون 37

 در تماشاخانه زندگي بازيگر اغوا كننده‌اي باشيد

نكته: فرو رفتن در نقش آدم‌هاي بزرگ همراه با حركات و سكنات جذاب و اغواكننده، همواره نمادي از قدرتمندي است كه ديگران را به شدت تحت تاثير قرار مي‌دهد. هميشه براي جلب توجه اطرافيان خود دست به صحنه‌آرايي‌هاي اغواگرانه بزنيد و كاري كنيد كه ديگران تحت تاثير امواج شكوهمند و متمايز شخصيت شما قرار بگيرند. رفتارها و حركات فريبنده شما بايد چنان هنرمندانه و ماهرانه باشد كه شخصيت واقعي شما را از ديد ديگران پنهان نگه‌دارد.

 كليدهاي دستيابي به قدرت؛ تجربه نشان داده كه تكيه بيش از حد به سخنوري و استفاده افراطي از لفاظي به منظور رسيدن به هدف و تحت تاثير قرار دادن ديگران روشي مخاطره‌آميز است. زيرا كلمات ابزارهاي خطرناكي هستند كه اگر درست به كار گرفته نشوند، گوينده را به بيراهه مي‌كشانند. ضمنا اين خطر هم وجود دارد كه افراد با شنيدن سخناني كه به قصد متقاعد كردن آن‌ها بر زبانمان جاري مي‌كنيم،‌ متقابلا كلماتي را بر زبان آورند و به نوعي ما را به مناظره دعوت كنند. گرفتار شدن در دام مناظره‌ها هم اغلب نتايجي معكوس براي ما به ارمغان مي‌آورد. زيرا ممكن است الفاظي كه ما در مناظره به كار مي‌بريم به قدر كافي براي ديگران متقاعد كننده نباشد. حتي ممكن است در مواقعي از شنيدن الفاظي كه ديگران در مناظره با ما به كار مي‌برند، برايمان برخورنده باشد و ناخواسته در مقابل گوينده به اصطلاح از كوره در برويم و نسبت به او پرخاشگري كنيم.

 اما برعكس استفاده از حركات نمايشي دست و صورت و بازيگري‌هاي ماهرانه مي‌تواند ما را از عبور از دهليز پيچ در پيچ و خطرناك لفاظي‌ها و مناظره‌ها بي‌نياز سازد. يك بازيگر خوب و اغواگر بيش از يك سخنور و آدم پرحرف، مخاطبان خود را مجاب و آن‌ها را در جاي خود ميخكوب كند و نتايج مورد نظر خود را به دست آورد.

 فراموش نكنيد كه لفاظي به مثابه تله‌اي است كه اغلب شما را در برابر خصم و رقيب در موضع دفاعي قرار مي‌دهد و قدرت شما در نظر ديگري زير علامت سوال قرار مي‌گيرد. شما با ادا و اطوار و ژست‌هاي نمايشي بهتر از بازي با كلمات مي‌توانيد، قدرت خود را به نمايش گذاريد و ديگران را تحت تاثير قرار دهيد. اصولا اين جزيي از طبيعت آدميان است كه از مشاهده بازيگري و حركات نمايشي هنرمندان، بيش از شنيدن الفاظ و واژه‌هاي قشنگ لذت مي‌برند، مسحور مي‌شوند و تحت تاثير بازيگر قرار مي‌گيرند. به عبارت ديگرلفاظي و بحث و جدل معمولا به دشمني و تفرقه مي‌انجامد. اما تصويرگري، بازيگري و نقش‌آفريني‌هاي ماهرانه افراد را به هم نزديك مي‌كند و راه رسيدن بازيگر به قدرت را هموارتر مي‌سازد. نمادها و نشانه‌ها نيز از قدرت تاثيرگذاري بالايي برخوردارند. چه اين نمادها كاملا بصري يا به صورت روايتگري‌هاي لفظي باشند كه بتوانند تصوير وقايع را در ذهن مخاطبان ترسيم كنند استفاده از ابزارهاي نمادين و سمبوليك در اين‌گونه روايتگري‌ها تاثيرات آن را دو چندان مي‌سازد.

به ويژه روايتگري‌هاي داراي چاشني عشق، شجاعت و دلاوري، وطن‌پرستي و موضوعات احساسي ديگر، از قدرت خارق‌العاده‌اي براي تاثيرگذاري بر مخاطبان هدف جوينده قدرت برخوردار است. كنستانتين امپراتور روم در بيشتر مدت عمر خود خورشيد‌پرست بود تا آن‌كه روزي سر به آسمان بلند كرد و ديد كه صليبي بر سطح خورشيد نقش بسته است. مشاهده نقش صليب بر سطح خورشيد براي او دليلي بر حقانيت دين جديد يعني مسيحيت بود. به همين سبب نه تنها خود به مسيحيت ايمان آورد بلكه تمام مردم امپراتوري خود را وادار به پذيرش مسيحيت كرد. از همين واقعه مي‌توان نتيجه گرفت كه هيچ موعظه‌اي در جهان نمي‌توانست به اندازه توهم مشاهده نقش صليب بر خورشيد قدرت تاثيرگذاري بر امپراتور روم را داشته باشد.

 در واقع خاصيت تصويرگري يك پيام بيش از هر موعظه خشك كلامي افراد را تحت تاثير قرار مي‌دهد و شما هم براي اثر بخش كردن گفته‌هاي خود بايد از همين هنر تصويرگري استفاده كنيد. درهم آميختن تصاوير و سمبل‌هاي كلامي به شما امكان مي‌دهد تا هر عقيده، باور يا آييني را به ديگران بقبولانيد. به ويژه تصويرگري ذهني اسطوره‌ها و درآميختن آن‌ها با سمبل‌هاي جديد و ملموس براي مردمان امروز، آن‌ها را در رويايي شاعرانه فرو مي‌برد و مسحور كلام شما مي‌كند. حتي فرماندهان نظامي نيز مي‌توانند از همين ترفندهاي هنرمندانه براي متحد و منسجم كردن نيروهاي تحت فرمان خود استفاده كنند. در جريان شورشي كه در سال 1648 بر عليه دربار فرانسه در آن كشور برپا شد، نيروهاي وفادار به پادشاه براي فرو نشاندن شورش، شورشيان را به تير و كمان‌هايي كه كودكان و خردسالان از آن‌ها براي ترساندن بچه‌هاي بزرگتر از خود استفاده مي‌كنند، تشبيه كردند كاردنيال رتز، اسقف فرانسه هم همان سمبل (نماد) تصويري را با هدف تحقير شورشيان و درهم كوبيدن قدرت آنان مورد استفاده قرار داد و اين درست شبيه همان عبارت ببر كاغذي است كه بعضي از مردمان امروزي با هدف حقير نشان دادن دشمنان خود آن را به كار مي‌برند. به همين سبب بود كه در تاريخ فرانسه از شورش سال 1648 با عنوان شورش تيروكماني نام برده شده است. به احتمال زياد چنانچه نيروهاي وفادار به پادشاه واسقف فرانسه به فكر بهره‌گيري از چنان نماد كودكانه‌اي براي توصيف شورشيان بهره نمي‌گرفتند و آن‌ها را در چشم مردم فرانسه خوار و خفيف نمي‌كردند، شورشيان موفق به كسب پيروزي مي‌شدند.

 بنابراين هميشه سعي كنيد تا از سمبل‌ها و نمادهاي تصويري مناسب و كاملا احساسات برانگيز به منظور غلبه بر دشمنان خود و رسيدن به هدف استفاده كنيد. بهترين روش براي استفاده از نمادهاي كلامي تصويري آن است كه تا مي‌توانيد آن نمادها را اغراق‌آميز نشان دهيد تا توجه مردم از واقعيت‌ها منحرف شود. زيرا تجربه نشان داده كه مردم نمادهاي اغراق‌آميز و بزرگتر از واقعيت را دوست دارند و به آن عشق مي‌ورزند و شما با بهره‌گيري از چنين نمادهاي مصور كلامي جذاب و اغراق‌آميز عنان اختيار احساسات آن‌ها را به دست مي‌گيريد.

 ادامه دارد..

 


 

 
 

 

 

 

  آرشیو| فرم اشتراک | مطالب شماره جدید| سفارش آگهی| تماس با ما | درباره ما

تمامی حقوق و مطالب این سایت برای ماهنامه اقتصاد و زندگی محفوظ میباشد ، هرگونه استفاده بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد. ©2009

Powerd by : Elica Farjadian