ماهنامه اقتصاد و زنــــدگی اولین و تنها نشریه حامی مدیران ، کارآفرینان و فعالان اقتصادی

 
 
 

 

            ورزش و اهميت اجتماعي آن

دكتر منوچهر كياني

تاريخچه ورزش

 ورزش احتمالا داراي قدمتي به طول حيات بشر است. در طول تاريخ، ورزش وسيله مفيد و موثري براي افزايش مهارت‌هاي انسان در غلبه بر طبيعت و محيط زيست بوده است. تاريخچه ورزش مي‌تواند مطالب زيادي را درباره تحولات اجتماعي و ماهيت خود ورزش روشن نمايد. ورزش‌هايي كه حداقل دو هزار سال قدمت دارند، شامل "هرلينگ"(Herling) ، ورزشي شبيه "هاكي"، در ايرلند، "هارپاستوم" (Harpastom)، نظير راگبي در روم،‌"كوجو" (Cuju) ، شبيه فوتبال در چين و "چوگان" (Polo)، در ايران مي‌شود. حتي قدمت توپ بازي در آمريكاي مركزي به بيش از سه هزار سال مي‌رسد. حداقل هفت قرن پيش در انگلستان و ايرلند تمامي اهالي روستاها به طور كامل با توپ بازي (فوتبال) با يكديگر مسابقه مي‌داده‌اند. بعضي اوقات اين مسابقات آرام و گاهي همراه با خشونت بوده است. برعكس انگلستان و ايرلند، در فلورانس ايتاليا، بازي "كالسيوفيورنتينو" (Calsio Fiorentino) اختصاص به اشرافيت (Aristocracy) داشت. معهذا، اشرافيت ترجيح مي‌داد،‌بيشتر حامي و اسپانسر ورزش باشد.

 توسعه ورزش

 با شروع انقلاب صنعتي و مهاجرت مردم از دهات به شهرها، بازي‌هاي روستايي نيز به مراكز شهري انتقال يافت و تحت تاثير طبقات متوسط و بالاي جامعه قرار گرفت. مقررات و قوانين بازي كه در مدارس دولتي انگليس تعيين شده بود، در سطح وسيعي در ساير بازي‌ها نيز تحت نظر سازمان‌هايي كه در واخر قرن نوزدهم به همين منظور بوجود آمده بود، مراعات مي‌شد. نفوذ در حال افزايش طبقه ممتاز جامعه، از يك طرف سبب تاكيد بيشتر بر روي بازي‌هاي "آماتوري" گرديد و از سوي ديگر،‌روحيه "بازي جوانمردانه يا منصفانه" (Fair Play) را تقويت كرد. انقلاب صنعتي همچنين تحرك در حال افزايشي را همراه با فرصت‌هاي زيادي براي مدارس دولتي و دانشگاه‌ها در انگلستان و ساير كشورها فراهم آورد تا بتوانند در ورزش‌هاي مختلف با يكديگر رقابت نموده و مسابقه بدهند. اين امر موجب تلاش‌هاي بيشتر براي وحدت وسيع‌ و تفاهم فزاينده‌تري براي بازي‌هاي مختلف در انگلستان و تشكيل اولين انجمن فوتبال در لندن شد و ورزش‌هاي مختلف در انگلستان و مقررات مشخص و مصوب آن، بخصوص در فوتبال تيمي در قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم در سراسر جهان رايج شد. بازي "كريكت" بين بعضي از كشورهاي امپراتوري انگلستان، نظير استراليا، آفريقاي جنوبي و هندوستان معروف و محبوب شد.

 تجديد حيات بازي‌هاي المپيك توسط "بارون پير دوكوبرتن" (Baron Pierre de Coubertin) تا حدود زيادي تحت تاثير طرز فكر مدارس انگليسي بود.

 بعضي از تاريخ‌دانان، بخصوص برنارد لوئيس (Bernard Lewis) معتقدند كه ورزش‌هاي تيمي ابداع فرهنگ غربي است. به نظر اين محققين، ورزش‌هاي تيمي سنتي ريشه در اروپا، بخصوص انگلستان دارد. اين ادعا وجود بازي‌هاي گروهي باستاني را در آمريكاي مركزي و شبه جزيره هند يا ايران در نظر نمي‌گيرد و انكار مي‌كند. بايد توجه داشت كه انقلاب صنعتي و توليد انبوه،‌ رفاه بيشتري را در پي داشت كه موجب افزايش تماشاچي، كاهش نخبگان در ورزش‌ها و دستيابي وسيع مردم به ورزش گرديد. با گسترش رسانه‌ها و ارتباطات جهاني، حرفه‌اي‌گري(Professionalism) در ورزش غالب شد. اين وضع موجبات محبوبيت بيشتر در ورزش را فراهم كرد. شايد در عكس‌العمل به تقاضاهاي زندگي كنوني است كه رشته‌هاي جديدي در ورزش‌هاي ماجراجويانه نظير پاراگلايدر (Paragliding)، "كانو راني" پرش از روي پل‌هاي بلند به عنوان وسيله‌اي براي فرار يا خروج از روزمرگي بوجود آمده است.

تاريخچه ورزش زنان

 در گذشته فعاليت‌هاي ورزشي زنان در اكثر جوامع مورد قبول نبوده و به آن توجه نمي‌شده است، ورزش سازمان يافته در مدارس عمومي انگليس در قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم به سوي مردم سالاري حركت كرد كه موجب نااميدي زنان براي فعاليت‌هاي ورزشي شد. براي مثال، در بازي‌هاي المپيك 1896 اجازه مشاركت در مسابقات به زنان داده نشد. در قرن بيستم، به خصوص بعد از جنگ جهاني اول،‌مشاركت زنان در ورزش‌هاي مختلف پيشرفت چشمگيري پيدا كرد. هر چند هنوز مشاركت زنان به عنوان مديران، سازمان‌دهندگان و مربيان ورزشي نسبت به مردان نقش كمتري را داراست. مشاركت عمده زنان در ورزش در آغاز به چند رشته نظير، شنا محدود مي‌شد كه جنبه‌هاي رقابتي و استفاده از قدرت بدني در آن‌ها نسبت به مسابقات مردان كمتر بود. افزايش فعاليت‌هاي ورزشي زنان تا حدود زيادي به كسب حقوق مدني بيشتر آنان در جامعه ارتباط پيدا مي‌كند.

 در ايالات متحده آمريكا با وضع قانوني در سال 1972 كه هرگونه تبعيض بين جنس زن و مرد را در ورزش ممنوع مي‌كرد و فرصت‌هاي مساوي به زنان در مشاركت در تمام سطوح ورزش مي‌داد،‌ موجب توسعه چشمگير مشاركت دختران دانشجو در رشته‌هاي گوناگون ورزش شد. فشار سازمان‌هاي متشكل ورزشي موجب پيشرفت تساوي زنان در رشته‌هاي مختلف ورزشي شد. براي مثال "كلوپ كريكت مري لوبن" (Marylebone Cricket Club) كه در سال 1787 و "كلوپ قايقراني ليندر" (Leander Rowing Club) كه در سال 1818 در انگلستان تاسيس شدند،‌درب‌هاي كلوپ خود را براي اولين بار در اواخر قرن بيستم بنا به درخواست‌هاي مكرر "صندوق بخت آزمايي ورزش انگلستان" (United Kingdom Lottery Sport Fund) گشودند. جامعه شناسي ورزش جامعه‌شناسي ورزش، رشته‌اي از جامعه‌شناسي عمومي است كه به ورزش از ديدگاه يك پديده اجتماعي مي‌نگرد و ساختارهاي اجتماعي، فرهنگي، الگوها و سازمان‌ها يا گروه‌هاي وابسته و مربوط به آن را مورد بررسي قرار مي‌دهد.

از منظر‌هاي مختلف مي‌توان به ورزش نگريست، با وجود اين،‌ اكثرا تقسيم ورزش "دوتايي" يا جفتي است، ‌نظير:

  حرفه‌اي-آماتوري

  مردان- زنان

  تماشاچي‌هاي فعال- غيرفعال

  توده يا انبوهي- اختصاصي و محدود

  ورزش (سازمان يافته)- بازي (سازمان نيافته)

جامعه‌شناسي ورزش در اواخر قرن نوزدهم آغاز شد، زماني كه اولين تجربيات و تحقيقات روانشناسي اجتماعي در رابطه با اثرات رقابت‌هاي گروهي مورد توجه قرار گرفت و روانشناسي توده‌ها و رفتارشان نظر محققان و روانشناسان را به خود جلب كرد. جامعه‌شناسي ورزش سپس به تدريج به نحوي رشد كرد كه امروزه در كالج‌ها و دانشگاه‌هاي مختلف دوره‌هاي جامعه‌شناسي ورزش تدريس مي‌شود.

جامعه شناسي طرفداران ورزش

طرفداران هر ورزشي مي‌توانند اثرات مثبت يا منفي مهم هم روي افراد و هم روي جامعه داشته باشند. جامعه‌شناسي ورزش بين طرفدار ورزش و تماشاچي تمايز قائل است. طرفداران ورزش افرادي هستند كه علاقمند به ورزش بوده و طرفدار يك ورزش، يك تيم و يا يك قهرمان يا قهرمانان آن ورزش يا تيم هستند، در حالي كه تماشاچيان كساني هستند كه به طور فعال شاهد يك مسابقه ورزشي بوده و يا از آن از طريق رسانه‌ها اطلاع پيدا مي‌كنند. به عبارت ديگر، تفاوت بين طرفدار تيم (Fan) و تماشاچي (Spectator) آن تيم در وابستگي آنان وجود داردو اين تفاوت فاحش است. طرفدار تيم خودش را وابسته به آن يا بازيكنان آن مي‌داند، در حالي كه تماشاچي علاقمند به تيم هست، ولي وابستگي به تيم ندارد.

 فقط از ديدن بازي اين تيم با تيم ديگر لذت مي‌برد. در يك بررسي و مطالعه‌اي كه اخيرا در ايالات متحده آمريكا انجام شد، از نود و يك نفر دانشجوي كالجي سوال شد كه توضيح دهند كه آنان در اصل چگونه و به چه دلايلي به تيم محبوب ورزشي خود علاقمند شده و اين وابستگي را چطور ادامه مي‌دهند. طبق اظهارات آنان اولين دليل حمايت آنان از تيم، حمايت والدين آنان از آن تيم بود. دليل بعدي توانايي و ويژگي‌هاي بازيكنان آن تيم بود. با نهايت تعجب معلوم شد كه موفقيت تيم در مقام پنجم دلايلي قرار داشت كه وابستگي آنان را در اصل با تيم تعيين مي‌كرد. اين در حالي بود كه وقتي از اين طرفداران سوال شد كه چرا از تيمشان دفاع مي‌كنند، اعلام داشتند موفقيت تيم اولين دليل حمايت آنان است.

نقش طرفداري از ورزش براي جامعه

 ورزش اهميت زيادي براي جامعه و افراد آن داشته و دارد. مطالعات انجام شده در دهه‌هاي 1970، 1980 و 1990 نشان مي‌دهد كه حداقل دو سوم آمريكايي‌ها خودشان را طرفدار ورزش مي‌دانند. دليل اينكه اكثر آمريكايي‌ها خودشان را طرفدار يكي از ورزش‌ها به حساب مي‌آورند، در حالي كه تعداد ديگري اصلا علاقه‌اي به ورزش ندارند را مي‌توان توسط فرآيند اجتماعي شدن (Socialization) ورزش توضيح داد. اجتماعي شدن عبارت است از فرآيند يادگيري زندگي مردم و تعامل با يك فرهنگ يا شاخه‌اي از يك فرهنگ (Subculture) از طريق درك و قبول ارزش‌ها،‌ باورها،‌رفتارها و الگو‌هاي آن.

 در اصل چهار مأخذ وجود دارد كه مسئول آموزش ارزش‌ها، ‌باورها، رفتارها و الگوها به طرفداران ورزش هستند. اين مآخذ، عوامل اجتماعي شدن ناميده مي‌شوند. اين عوامل عبارتند از خانواده،‌ دوستان، مدرسه و جامعه. مردان و زناني وجود دارند كه داراي الگوهاي متفاوت از اجتماعي شدن طرفداري (Fandom) از ورزش هستند. در حاليكه مردان اغلب تحت تاثير دوستان خود قرار مي‌گيرند و پس از آن خانواده و مدرسه جاي دارد،‌ جامعه عامل برجسته‌اي در طرفداري آنان نيست، اما خانواده اولين عامل در طرفداري زنان از ورزش است. در مورد اجتماعي شدن طرفداري زنان پس از خانواده، گروه دوستان قرار دارند. برخلاف مردان، جامعه تاثير زيادي در طرفداري زنان دارد. مدرسه در اجتماعي شدن طرفداري زنان اصلا داراي نقش نمي‌باشد. بايد توجه داشت كه فرآيند اجتماعي شدن در ورزش‌هاي مختلف و نزد گروه‌هاي قومي متفاوت است. ارزش‌ها،‌ باورها، رفتارها و الگوهاي آشوبگران فوتبال (Soccer Hoolgans) در اروپا با طرفداران بازي گلف در آمريكاي شمالي خيلي فرق دارند. در بين انگيزه‌هاي مختلفي كه افراد را طرفدار يك تيم مي‌كند و به ميدان‌هاي ورزشي مي‌كشاند، شايد "انگيزه وابستگي گروهي" مهمترين انگيزه باشد.

 با اين انگيزه، فرد تشويق مي‌شود به عنوان طرفدار در ورزشي شركت نمايد كه به وي اين فرصت را مي‌دهد تا وقتش را با ديگران صرف كند. تماشاي يك بازي، يك فعاليت اجتماعي است كه در يك گروه جمعي انجام مي‌شود. طرفداري از ورزش و تماشاي يك بازي به برآوردن نياز انساني براي داشتن روابط اجتماعي با ديگران از طريق ايجاد يك حس متعلق به ديگران بودن، كمك مي‌كند. اين واقعيت كه اكثر تماشاچي‌ها ورزش را به عنوان عضويت در گروه اجتماعي تلقي مي‌كنند، مويد اين امر است كه طرفداران ورزش در واقع، از ورزش براي ارضا نيازهاي داشتن روابط اجتماعي با ديگران استفاده مي‌كنند. تحقيقي در آمريكا نشان داد كه 95 درصد از تماشاچي‌هايي كه به يك مسابقه بسكتبال رفتند، بليت‌هايي خريدند كه بتوانند كنار دوستان خود بنشينند.

 


 

 
 

 

 

 

  آرشیو| فرم اشتراک | مطالب شماره جدید| سفارش آگهی| تماس با ما | درباره ما

تمامی حقوق و مطالب این سایت برای ماهنامه اقتصاد و زندگی محفوظ میباشد ، هرگونه استفاده بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد. ©2009

Powerd by : Elica Farjadian