ماهنامه اقتصاد و زنــــدگی اولین و تنها نشریه حامی مدیران ، کارآفرینان و فعالان اقتصادی

 
 
 

سينما

سحر ركني نژاد

يك فنجان قهوه تلخ با مهران مديري

وقتي در سال 1372 با طنز 72 جواني لاغر اندام با پليور يقه اسكي سفيد خود به طرز محترمانه‌اي در قالب منوچهر نوذري موفق‌ترين مجري مسابقه آن‌سال‌ها را (مسابقه هفته) با طنز به نقد كشيد و يا يك‌سال بعد با طنز ساعت خوش قاعده و روش طنزهاي سريال‌هاي كمدي را در تلويزيون شكست، كسي باورش نمي‌شد كه اين بازيگر و كارگردان همان بازيگر دست و پاچلفتي فيلم ديدار باشد كه فقط به درد تلويزيون مي‌خورد و كم و زياد مي‌تواند ما را بخنداند.

 اما با« جنگ‌هاي سالانه» و «ببخشيد شما» توانست محبوبيتي در تلويزيون به دست آورد. او هميشه موفق نبود بارها شكست خورد در پلاك 14 و سريال 90 شب نتوانست به موقعيت قبلي خود برگردد. اما همه چيز با يك برنامه عجيب ديگر به اوج رسيد. جايي‌كه تمدن برره متولد شد كه مثل توپ تركيد. اين روند تا نقطه‌چين ادامه داشت.

 مديري كه آن سال‌ها درگير مسائل حاشيه‌اي و خبرساز هم بود مي‌رفت كه دوباره در آستانه شكست قرار گيرد اما او به آرامي و صبوري به خانه تكاني پرداخت و توانست محبوبيت خود را با مرد هزار چهره دوباره به قلب مردم بازگرداند. اين‌بار مديري با دو اثر متفاوت قرار است به تلويزيون و سينما بازگردد.

 او كه اين روزها مشغول فيلم‌برداري سريال قهوه تلخ در لوكيشن شب‌هاي برره است ساخت فيلم سينمايي خود با ژانر وحشت را متوقف كرده تا بتواند سريال خود را براساس برنامه‌ریزی‌ها شبكه 3، به روي آنتن ببرد و پخش آن را از اول آبان ماه آغاز كند.

 مجموعه تلویزیونی قهوه تلخ در 90 قسمت 40 دقیقه‌ای ساخته می‌شود. این سریال از مضمونی تاریخی برخوردار است و داستان‌های آن در یك كاخ می‌گذرد كه ساخت این لوكیشن آغاز كار مهران مدیری را به تعویق انداخت.

 مهران مديري و سيامك انصاري اين‌بار نيز ايفاگر شخصيت‌هاي اصلي قهوه تلخ هستند و اين داستان درباره مورخي است كه با خوردن قهوه‌اي تلخ به مرور خاطرات تاريخي خود مي‌پردازد. برادران گليان تهيه‌كنندگي اين سريال را به عهده دارند و بازيگراني نظير علی لك‌پوریان، آرام جعفری، سحر زكریا، الیكا عبدالرزاقی، سحر جعفری جوزانی،‌هادی كاظمی، نادر سلیمانی، بیژن بنفشه‌خواه، یوسف صیادی، فلامك جنیدی، سعید پیردوست در اين سريال مديري را همراهي مي‌كنند.

 بايد منتظر پخش اين سريال ماند و ديد آيا مديري كه اين روزها در دو فضاي مختلف كمدي و وحشت در حال ساخت آثار جديدش است خود هم يك مرد هزار چهره است.

نكات خواندني از مراسم اسكار امسال

در سال 1929 آكادمي هنرها و علوم سينمايي به فكر آن افتاد تا مراسمي براي تقدير و تشكر از بهترين‌هاي سينما آمريكا برگزار شود. با توافق اعضاي آكادمي مراسم اهداي جايزه در همان سال براي اولين بار برگزار شد.

 سدريك گيبونز يكي از طراحان صحنه مطرح آن روزهاي سينماي آمريكا، در حالي كه اعضاي آكادمي بر سر نوع جايزه در حال بحث بودند، به فكر ساخت تنديسي براي اين مراسم افتاد تنديسي كه خودش يازده بار موفق به دريافتش شد. طرح گیبونز، تندیسی از یک مرد بود با نگاهی جدی که شمشیری به دست دارد و روی یک حلقه فیلم ایستاده است. این طرح در اختیار مجسمه ساز مطرح، جورج استنلی قرار گرفت و او آن را به طول 13 اینچ حدود (33 سانتي‌متر) و به وزن 6 پوند (6/3 كيلوگرم) ساخت. این مجسمه كه ابتدا از 92/5 درصد فلز قلع و 7/5 درصد مس که از برنز پر شده و روی آن را با طلا اندود کرده بودند ساخته شد و ارزش آن صد دلار بود اين تنديس در سال 1941 به ثبت رسیده و شرکت معتبر تندیس‌سازی کالیفرنیای شرقی با همکاری شرکت پیکره سازی داج (هر دو در ایالت کالیفرنیا) از سال 1959 این تندیس‌ها را می‌سازند.

 اسم اسکار به صورت تصادفي روي اين مجسمه گذاشته شد. يک روز مارگريت هريک منشي هيأت رئيسه مراسم در حالي‌که به اين مجسمه مي‌نگريست اظهار داشت که اين مجسمه مرا به ياد عمو اسکار مي‌اندازد. اين گفته توسط خبرنگار يکي از روزنامه‌ها که در آن نزديکي نشسته بود يادداشت شد و فردا در روزنامه‌اي که کار مي‌کرد اين جمله ديده شد: «کارمندان هيأت رئيسه مجسمه مشهورشان را اسکار ناميدند» و از آن به بعد اين نام روي مجسمه ماند.

 بيشتر از ارزش مادي اين تنديس ارزش معنوي آن است كه براي برندگان آن اهميت بسياري دارد اما با این وجود آکادمی‌قانونی درباره نگه‌داری و فروش آن وضع کرده است که در اساس‌نامه آکادمی‌ذکر شده: برنده اسکار، به هیچ‌وجه نباید آن را در معرض فروش قرار دهد یا به کسی واگذار کند. اگر کسی نخواهد جایزه را نزد خود نگه دارد، می‌تواند آن را به اکادمی‌بدهد و در برابر آن ده دلار رایج دریافت کند. وراث و بازماندگان نیز مشمول این قاعده هستند.

در شب شانزدهم ماه می‌سال 1929 ، اولین جشن اهدای جوایز آکادمی‌با حضور 270 مهمان در هتل روزولت، واقع در ‌هالیوود در 12 رشته برگزار شد. اولین بار این جایزه‌ها به فیلم‌هایی اهدا شد كه در يك دوره شش‌ماهه در سينماهاي آمريكا اكران شده بودند این شیوه (شش ماهه) تا سال 1933 اعمال شد و از 1934به دوره يك‌ساله تغير پيدا كرد و تا امروز هم پا برجا ماند. بر طبق این قانون فیلمی‌می‌تواند در این جشنواره شرکت کند و نامزد دریافت جایزه شود که در آن سال حداقل به مدت یک هفته در شهر لوس‌آنجلس یا حومه آن به نمایش عمومی‌در آمده باشد.

 اين مراسم كه معمولا در هر دوره ده ساله خود با تغييراتي مواجه بوده است امسال براي مراسم اسكار 2009 خود دست به ابتكارات جالبي زده است. تا قبل از اين آكادمي اسكار در تمام رشته‌هاي هنري نام 5 نامزد را براي دريافت جوايز اعلام مي‌كرد و در بخش رشته بهترين فيلم سال هم از اين قانون تبعيت مي‌كرد. اما امسال در هشتاد و دومين دوره برپايي مراسم ، رقم نامزدهاي رشته بهترين فيلم تا دو برابر افزايش پيدا مي‌كند.كه اين افزايش فقط براي نامزدهاي بخش بهترين فيلم سال اختصاص يافته است و بقيه رشته‌ها هم‌چنان فقط 5 فيلم را به عنوان نامزد دريافت جايزه معرفي مي‌كنند. به اعتقاد مدير آكادمي اسكار اين كار باعث پر زرق و برق شدن اين مراسم مي‌شود.

ديگر تغيير مراسم امسال در زمان برگزاري آن است مراسم جوايز اسكار كه تا قبل از اين در ماه آوريل برپا مي‌شد، از چندين سال قبل به فوريه انتقال پيدا كرد و مراسم امسال هفتم ماه آوريل، ( چند هفته ديرتر از تاريخ رسمي آن برگزار مي‌شود.) علت تعويق مراسم، عدم برخورد آن با بازي‌هاي پرطرفدار ورزش زمستاني در شهر ونكوور كانادا است، كه ميليون‌ها بيننده تلويزيوني را جذب خود مي‌كند. اسامي نامزدهاي هشتاد و دومين دوره مراسم اسكار روز دوم فوريه و در يك برنامه ويژه و زنده تلويزيوني اعلام مي‌شد.

 

نقد فيلم: ترديد

هملت به روايت شاهنامه

«ترديد» در جشنواره بيست و هفتم فجر با دريافت 3 سيمرغ بلورين در بخش بهترين فيلم، فيلمنامه اقتباسي و بهترين كارگردان و كانديد شدن در 9 بخش به عنوان بهترين فيلم جشنواره شناخته شد. واروژ كريم مسيحي كه از «پرده آخر» (1369) فيلمي نساخته بود توانست بعد از 18 سال دوري از عرصه كارگرداني توجه داوران جشنواره را به خود و اثر اقتباسي‌اش برانگيزد.

 

مسيحي سينما را با منشي صحنه در فيلم «رگبار» بهرام بيضايي شروع كرد و سال‌ها در آثار متعددي كنار بيضايي دستيار و تدوينگر آثارش بود. اين بار پس از سال‌ها سكوت با يك اثر اقتباسي فيلم پرجايزه‌اش را بر پرده سينما‌ها برده است. ترديد در تعريف ساده روايت هملت است.

 نمایشنامه هملت نوشته ویلیام شکسپیر یکی از مشهورترین نمایشنامه‌های تاریخ ادبیات جهان است كه بارها توسط كارگردان‌هاي آمريكايي و اروپايي بازسازي شده است، و اين اواخر كه جان گودبر هم قصد دارد نسخه موزيكال آن را به شيوه سه بعدي تهيه كند.

 ترديد فيلم پرفراز و نشيبي است چه در مراحل ساخت و چه در نمايش، از بيماري نابهنگام كريم مسيحي گرفته تا حذف 18 دقيقه از فيلم براي اكران عمومي به دليل ارتباط بهتر مخاطب با فيلم. كريم مسيحي به انتقال كامل فضاي هملت در سينماي ايران نپرداخته است، بلكه با هم‌ذات پنداري شخصيت اصلي فيلم سياوش (بهرام رادان) با هملت نمايشنامه شكسپير در زندگي خود، آرام وارد فضاي نمايشنامه مي‌شود.

 سياوش كه بهترين گزينه انتخاب اسم به جاي هملت است (چرا كه در اسطوره‌هاي ايراني تنها شخصيتي كه ترديد مي‌كند ميان انتقام و زندگي و آن‌جايي كه مردد بين تسليم اسراي توراني به پدر يا آزاد ساختن آن‌ها قرار مي‌گيرد سياوش است). او پس از مرگ پدر و ازدواج زود هنگام مادر با عمو در مورد خودكشي پدر دچار ترديدهاي شده است. او كه بار سفر را بسته است در پي ملاقات نابه هنگام با دوستان سيستاني خود كه براي ديدار او به تهران آمده‌اند ترديدهايش به يقين تبديل شده است.

 پرداختن به مراسم «زار» كه يك آيين سنتي جنوب كشور و براي دفع بلا و بيماري است و همسان‌سازي آن با آشكار شدن روح پدر هملت در برج و باروهاي دانمارك كه در اين‌جا خليفه دوست سياوش حقايق را از جهان ماورا براي سياوش به ارمغان مي‌آورد يكي از تغييرات فيلم است.

سياوش در پي ملاقات با روح پدر به دنبال كسي است كه بتواند براي او از ترديدهايش سخن بگويد تا اين‌كه كارو (حامد كميلي) دوست صميمي او كه در حال بازسازي يكي از سينماهاي قديمي تهران است را مي‌بيند.

 استفاده از اين لوكشين كه به احتمال زياد تعمدي است، چرا كه بار حرف‌هاي اصلي داستان را در بردارد. در سكانسي يكي از كارگرهاي ساختمان با پوستر فيلم ژاندارك و گوشي تلفن وارد اتاقي مي‌شود كه سياوش و «كارو» در آن‌جا حضور دارند مادر سياوش پشت خط است و اين دو زن كاملا در تضاد هستند ژاندارك برخلاف مادر سياوش در تاريخ نماد زني پاك دامن در زندگي و ميدان جنگ است.

 انتخاب لوكيشن سينماي قديمي و تعمير آن طعنه بزرگي است به از بين رفتن آثار قديمي در دنياي مدرن امروزي، در سكانسي سياوش نماد جوان امروزي مقابل پوستر فيلم چشمه (آربي آوانسيان 1351) مي‌ايستد و در اوج بار ذهني و خشم كه با آن درگير است به ناگاه با آرامشي به كارو مي‌گويد اين فيلم را يادت هست و او ساكت از مقابل او و پوستر مي‌گذرد.

 زماني‌كه سياوش داستان زندگي‌اش را به داستان هملت نزديك مي‌پندارد و براي كارو شرح مي‌دهد كارو سعي در نپذيرفتن دارد چرا كه او اصلا پايان هملت و خواندن نطق (نطق هوراشيو در زمان مرگ هملت) را در مرگ سياوش اصلا دوست ندارد. پيشنهاد كارو براي نمايش هملت، براي اعضاي خانواده سياوش حركتي تدبيروار است تا سياوش را از اين دوگانگي برهاند و اين شروع نمايش هملت در حال و هواي ايراني و قرار گرفتن دو داستان در كنار هم در يك خط با فضاي متضاد است.

 در هملت پريستيس جواني برومند و بهترين شمشيرزن دانمارك و در نسخه ايراني دانيال جوانكي معيوب‌العقل و بي‌دست و پا كه قدرت ارادي ندارد براي از بين بردن سياوش انتخاب شده است. نه با آلات قتاله بلكه با استفاده از ابزارهايي كه در جامعه امروزي زياد ديده مي‌شود: تحريك كردن عواطف انساني.

پرداختن به مافياي اقتصادي و باندهايي كه به راحتي از هر طريقي پول در مي‌آورند كه در ظاهر يك شغل آبرومند و كلاسيك دارند اما در باطن به انواع مختلف قاچاق مي‌پردازند معادل خوبي براي تاج و تخت شاه دانمارك در زمان حال و نسخه ايراني آن است. سكانس آخر ايراني هملت، زنده ماندن سياوش و نگاه مهتاب در بركه به جاي ديوانه شدن افيليا و غرق كردن خود پايان خوشي است كه كريم مسيحي براي نسخه ايراني هملت خود پيچيده است.

 آوردن نمايشنامه شكسپير در حال و هواي امروزي و در خانه‌اي كه مخاطب تا آخر فيلم نمي‌تواند با آن ارتباط برقرار كند و آدم‌هاي اتو كشيده‌اي كه براي مراسم‌هاي مختلف در اين خانه حضور دارند كمي از قابليت‌هاي اقتباس هوشمندانه كريم مسيحي مي‌كاهد. قاب تصويري فيلم به شدت به روايت فيلم لطمه مي‌زند چرا كه ديگر نسل اين‌گونه خانه‌ها و اين‌گونه خانواده‌ها منقرض شده است.

دومين اثر كريم مسيحي كه اقتباس زيبا و هوشمندانه‌اي است با كم و كاستي‌هاي خود در ده روز اول اكران خود فروشي صد ميليوني داشته است كه اين روزنه‌ي اميدي است براي پرداختن به داستان‌هاي كهنه‌اي كه در قفسه كتابخانه‌ها خاك مي‌خورد و تلنگري است به جامعه سينمايي ما.

 


 

 
 

 

 

 

  آرشیو| فرم اشتراک | مطالب شماره جدید| سفارش آگهی| تماس با ما | درباره ما

تمامی حقوق و مطالب این سایت برای ماهنامه اقتصاد و زندگی محفوظ میباشد ، هرگونه استفاده بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد. ©2009

Powerd by : Elica Farjadian