مسيحي سينما
را با منشي ص
حنه
در فيلم «رگبار» بهرام بيضايي شروع كرد و سالها در آثار متعددي كنار
بيضايي دستيار و تدوينگر آثارش بود. اين بار پس از سالها سكوت با يك اثر
اقتباسي فيلم پرجايزهاش را بر پرده سينماها برده است. ترديد در تعريف
ساده روايت هملت است.
نمایشنامه
هملت نوشته ویلیام شکسپیر یکی از مشهورترین نمایشنامههای تاریخ ادبیات
جهان است كه بارها توسط كارگردانهاي آمريكايي و اروپايي بازسازي شده است،
و اين اواخر كه جان گودبر هم قصد دارد نسخه موزيكال آن را به شيوه سه بعدي
تهيه كند.
ترديد
فيلم پرفراز و نشيبي است چه در مراحل ساخت و چه در نمايش، از بيماري
نابهنگام كريم مسيحي گرفته تا حذف 18 دقيقه از فيلم براي اكران عمومي به
دليل ارتباط بهتر مخاطب با فيلم. كريم مسيحي به انتقال كامل فضاي هملت در
سينماي ايران نپرداخته است، بلكه با همذات پنداري شخصيت اصلي فيلم سياوش
(بهرام رادان) با هملت نمايشنامه شكسپير در زندگي خود، آرام وارد فضاي
نمايشنامه ميشود.
سياوش
كه بهترين گزينه انتخاب اسم به جاي هملت است (چرا كه در اسطورههاي ايراني
تنها شخصيتي كه ترديد ميكند ميان انتقام و زندگي و آنجايي كه مردد بين
تسليم اسراي توراني به پدر يا آزاد ساختن آنها قرار ميگيرد سياوش است).
او پس از مرگ پدر و ازدواج زود هنگام مادر با عمو در مورد خودكشي پدر دچار
ترديدهاي شده است. او كه بار سفر را بسته است در پي ملاقات نابه هنگام با
دوستان سيستاني خود كه براي ديدار او به تهران آمدهاند ترديدهايش به يقين
تبديل شده است.
پرداختن
به مراسم «زار» كه يك آيين سنتي جنوب كشور و براي دفع بلا و بيماري است و
همسانسازي آن با آشكار شدن روح پدر هملت در برج و باروهاي دانمارك كه در
اينجا خليفه دوست سياوش حقايق را از جهان ماورا براي سياوش به ارمغان
ميآورد يكي از تغييرات فيلم است.
سياوش در پي
ملاقات با روح پدر به دنبال كسي است كه بتواند براي او از ترديدهايش سخن
بگويد تا اينكه كارو (حامد كميلي) دوست صميمي او كه در حال بازسازي يكي از
سينماهاي قديمي تهران است را ميبيند.
استفاده
از اين لوكشين كه به احتمال زياد تعمدي است، چرا كه بار حرفهاي اصلي
داستان را در بردارد. در سكانسي يكي از كارگرهاي ساختمان با پوستر فيلم
ژاندارك و گوشي تلفن وارد اتاقي ميشود كه سياوش و «كارو» در آنجا حضور
دارند مادر سياوش پشت خط است و اين دو زن كاملا در تضاد هستند ژاندارك
برخلاف مادر سياوش در تاريخ نماد زني پاك دامن در زندگي و ميدان جنگ است.
انتخاب
لوكيشن سينماي قديمي و تعمير آن طعنه بزرگي است به از بين رفتن آثار قديمي
در دنياي مدرن امروزي، در سكانسي سياوش