ماهنامه اقتصاد و زنــــدگی اولین و تنها نشریه حامی مدیران ، کارآفرینان و فعالان اقتصادی

 
 
 

گفت‌وگو با امين سالمي رهبر اركستر آكادميك تهران

رهبر اركستر كيست و

چه نقشي در گروه موسيقي دارد؟

مريم باروتچي

پاييز امسال با كنسرت اركستر آكادميك تهران كه در روزهاي هشتم، نهم و دهم مهرماه در تالار وحدت برگزار شد دوستداران موسيقي با ويژگي‌هاي دو چهره شاخص اين گروه بيش‌تر آشنا شدند. امين سالمي و حميد خزاعي، اولي از جوان‌ترين رهبرهاي اركستر موسيقي ايران و ديگري خواننده‌اي كه با صداي ويژه و خاطره انگيزش زمستان سال گذشته نيز دوستداران موسيقي كلاسيك را شادمان كرده بود،‌ اين دو چند روز قبل از اجراي كنسرت به دعوت تحريريه ماهنامه اقتصاد و زندگي در گفت‌وگويي با خبرنگاران ما شركت كرده و به پرسش‌ها پاسخ دادند كه مي‌خوانيد. امين سالمي در معرفي خود و چگونگي ورود به عرصه موسيقي ايران گفته است:

متولد سال 1360 در اردبيل هستم. از آن‌جايي‌كه پدرم سنتور مي‌زد از كودكي با سنتور و موسيقي آشنا شدم. از سال 71 سنتورنوازي را نزد آقاي عبدالحسين اديب آغاز كردم تا سال 78 كه اواخر دوره دبيرستان و زمان تصميم‌گيري براي انتخاب رشته دانشگاه بود. رشته تحصيلي من در دبيرستان رياضي فيزيك بود با مشورت اقوام و خانواده و با توجه به پيش‌زمينه‌اي كه از موسيقي داشتم تصميم گرفتم رشته موسيقي را انتخاب كنم. بنابراين كنكور هنر دادم سال اول به دليل اشتباه در انتخاب رشته قبول نشدم. سال دوم موسسه آموزش عالي سوره در رشته موسيقي مرا پذيرفت و همزمان با فراگيري قطعات استاد فرامرز پايور، استاد پرويز مشكاتيان و رديف استاد صبا پرداختم. در سال 80 در محضر استاد كياني رديف را فراگرفتم سال 81 اصول آهنگسازي را نزد آقاي جلال‌الدين عنايت زاده فرا گرفتم و سال 82 با راهنمايي‌هاي استادان خود به بررسي تئوري كلنل وزيري و مكتب ايشان پرداختم. از سال 84 تا 85 در موسسه آزاد هنرآوران نوين ايران به فراگيري اصول موسيقي اركسترال و رهبري اركستر مشغول شدم. سال 86 دوره رهبري اركستر را تمام را كردم بعد از آن با رايزني‌هايي كه با وزارت ارشاد و دفتر موسيقي بنياد رودكي داشتم در فرهنگسراي نياوران فعاليتم را شروع كردم بعد از حدود 3 ماه (يعني تابستان 87) تعداد گروه ما به اندازه‌اي شد كه سن تالار نياوران گنجايش ما را نداشت و منتقل شديم به تالار رودكي و اولين كنسرت ما دي ماه 87، از سوم تا ششم در تالار رودكي اجرا شد دومين كنسرت هم اسفند ماه همان سال در تالار وحدت برگزار شد امسال هم كه سومين كنسرت اركستر آكادميك تهران 8 تا 10 مهر در تالار وحدت اجرا داشت.

 

  رهبر اركستر كيست و وظيفه رهبر اركستر چيست؟

رهبر اركستر معمولا دو تعريف دارد. اول آن‌كه رهبر اركستر صاحب اركستر است نه از لحاظ مالكيت بلكه از نظر هنري، يعني آهنگسازي و تنظيم آثار به عهده رهبر اركستر است. در اين تعريف رهبر اركستر با ذهنيت و خواسته خودش، آهنگي را براي اركستر تنظيم مي‌كند و در حين تمرين بايد جزء‌به جزء يعني حس قطعه، ديناميك قطعه، نوع اجرا و در نهايت هدفي كه قطعه براي آن نوشته شده لحاظ كند، در حين اجرا هم مسئول هماهنگي همه اعضا با رهبر اركستر است. در تعريف دوم؛ رهبر اركستر فقط مجري قطعه است يعني قطعه راكس ديگري تنظيم كرده يا از گذشتگان مانده يا اين‌كه آهنگ را ديگري تنظيم كرده، پارتيتور آن را به رهبر اركستر مي‌دهد و آن‌جا رهبر اركستر بهتر است كه بدون اين‌كه ارتباط كلامي با آهنگساز داشته باشد براساس قطعه‌اي كه نوشته شده بتواند با قطعه ارتباط برقرار كند نه به شكل سازي؛ بلكه روي برگه وقتي نگاه مي‌كند قطعه را بشنود و همان چيزي را كه مي‌شنود به اركستر منتقل كند، ‌رهبر اركستر در واقع راهنماي اجراي قطعات است با تمام جزئياتش.

  چگونه رهبر اركستر با نگاه و اشاره مي‌تواند افراد وسازها را كنترل و هدايت كند؟

 يك سري علائم استاندارد در رهبري اركستر است مانند حركت‌هاي ريتمي كه دست راست و حركت‌هاي ديناميكي كه دست چپ انجام مي‌دهد؛ شروع‌ها و ايست‌ها كه معمولا با نگاه انجام مي‌شود. رهبر اركستري موفق مي‌شود كه بتواند اين علائم را ساده‌تر و كارآمدتر انجام دهد. يعني با كمترين حركت و اشاره، بيشترين كار را از نوازنده و اركستر بخواهد. در اين بخش نوازندگان هم نقش مهمي دارند يعني نوازندگان آن‌قدر بايد در اركستر كار كنند كه بتوانند سريعا با رهبر ارتباط برقرار كنند.

 يك رهبر اركستر با چند ساز بايد آشنا و چه سازهايي را بلد باشد؟

رهبر اركستر معمولا بايد اين توانايي را داشته باشد كه هر ملودي در هر خطي از سازها كه نوشته شده را بدون ساز و با دهان به اصطلاح سولفژ به نوازنده منتقل كند. اول بهتر است كه پيانو بلد باشد در حدي كه بتواند نتي را كه مي‌نويسد بزند و يك ساز تخصصي داشته باشد بيشتر رهبر اركسترها ويولونيست هستند چون استخوان‌بندي اصلي در اركستر ويلون و سازهاي خانواده ويولون است. البته اين شرط شامل رهبر اركسترهايي مي‌شود كه هم آهنگساز باشند و هم رهبر اركستر، رهبر اركستري كه فقط رهبري مي‌كند بايد قابليت سازها را بشناسد.

 رهبر اركستر از لحاظ فيزيك بدن چگونه بايد باشد؟

رهبر اركستر بايد گوش خوبي داشته باشد يعني صداهايي كه در حين اجرا كوچكترين خدشه يا ناكوكي دارند را تشخيص دهد، بايد ديد خوبي داشته باشد كه بتواند نت‌هاي پارتيتور را كه واقعا ريز هستند در حين اجرا ببيند. اين نكته مهم است كه رهبر اركستر پارتيتور را حفظ باشد البته اجبار نيست ولي اگر پارتيتور را حفظ باشد با اعتماد به نفس بيشتري اجرا مي‌كند و اين اعتماد به نفس از نگاه به نوازنده منتقل مي‌شود.

  در اولين اجرا چقدر استرس داشتيد؟

 طريقه رفتن به بالاي سن به اين ترتيب است كه اول نوازنده‌ها روي سن مي‌روند وسازها را كوك مي‌كنند بعد خواننده گروه و در آخر رهبر اركستر وارد مي‌شود. در اولين اجرا در تالار رودكي چون بايد از پله وارد سن مي‌شدم از اولين پله بالا رفتم. دومين پله ديگر پاهايم حس نداشتند توان برداشتن قدم بعدي را نداشتم ولي با ديدن مردم و دست‌زدن‌هايشان توان پيدا كردم مي‌توانم بگويم لذتي كه اجرا دارد تمام استرس‌ها را از بين مي‌برد.

 تحت تاثير كدام شخصيت موسيقي ايران يا جهان قرار داريد؟

 در رهبري اركستر از لحاظ استيل و نوع رهبري اقاي شهرداد روحاني را خيلي دوست دارم و در آهنگسازي هم كلنل وزيري را. نمي‌گويم تحت تاثير ايشان قرار دارم ولي نوع آهنگسازي و تئوري آهنگسازي ايشان را خيلي مي‌پسندم و اين نكته را هم ذكر كنم يكي از اهداف من اين است كه تئوري ايشان را كه صد سال پيش مطرح كردند و در نطفه خفه شد اجرا كنم و آلبومي كه كار كرديم با همان تئوري بود البته با تغييراتي كه مديون استاد دهلوي هستيم.

 

 آيا در كشور ما براي رهبري اركستر در سطح دانشگاه آموزش وجود دارد؟

خير، در دانشگاه‌ها رشته‌اي به اسم رهبري اركستر نداريم. البته در ايران اين رشته در دانشگاه تدريس نمي‌شود نزديكترين كشور به ما كشور ارمنستان است كه اين رشته را در دانشگاه‌ها تدريس مي‌كنند. كلا هيچ كلاس رهبري اركستري در ايران نيست چون اساتيد اين رشته در ايران نيستند، مانند: دكتر صفايي، آقاي مشايخي و آقاي فخرالديني.

 اگر جايگاه اركستر ايران را با كشورهاي ديگر مقايسه كنيم در چه مقامي هستيم؟

 اگر نگاهي به تاريخ موسيقي داشته باشيم از اواخر دوره قاجاريه كه كم‌كم اركستر در ايران به شكل محدود تعريف شد در دارالفنون، (البته اين توضيح را بدهم كه دارلفنون كه تاسيس شد موسيقي نظامي تشكل شد) از همان دوره تاكنون اركسترهايي كه داشتيم حتي به تعداد انگشتان يك دست هم نبودند قبل از انقلاب كه وضعيت از اين بابت تعريفي نداشت اركسترها در صدا و سيما فعاليت مي‌كردند بعضي از اساتيد هم كه معروف هستند از همان اركسترها وارد موسيقي ايران شدند مانند: آقاي سنجري، استاد ياحقي، استاد خرم. پس از انقلاب به علت جنگ تحميلي اين قضيه بسيار محدود شد تا زماني‌كه اركستر سمفونيك تهران تاسيس شد تا سال 77 فخرالديني اركستر ملي تاسيس كردند و از سال 77 تا 87، 2 اركستر در ايران به شكل رسمي فعاليت مي‌كردند بقيه اركسترها به صورت مقطعي كار مي‌كردند و به دليل مشكلات تعطيل مي‌شدند. متاسفانه از اواسط سال 87 اركستر ملي تعطيل شد و دلايل تعطيلي اركسترها هم كمبود نوازنده قطعه، محل تمرين اجراء و مشكلات اقتصادي بود و مشكل اصلي در اين است كه هنوز در مورد اركستر فرهنگ سازي نشده است. در حالي كه در كشورهاي همسايه مثل ارمنستان در پايتخت اين كشور 5 اركستر مشغول فعاليت هستند.

 وجود اركسترها چقدر مي‌توانند در شان فرهنگي يك كشور تاثيرگذار باشند؟

در فستيوال‌هاي جهاني كه برگزار مي‌شود به ندرت ديده مي‌شود كه فستيوال تك‌نوازي برگزار شود اگر هم باشد بازتاب جهاني نخواهد داشت اما وقتي اركستري از يك كشور به كشور ديگر مي‌رود بازتاب بهتري دارد.

  سوال آخر اين‌كه چگونه با آقاي خزاعي آشنا شديد؟

در تهران براي آموزش سنتور نزد استاد جلال عنايت‌زاده رفتم اولين بار آقاي خزاعي را سال 81 در آن‌جا ديدم و اين آغاز دوستي ما بود در واقع دوستي ما باعث شد كه همكار بشويم، همكاري صميمانه‌اي كه اكنون هم ادامه دارد.

 بعد از گفت‌وگو با امين سالمي نوبت خواننده گروه آقاي حميد خزاعي بود.

  آقاي خزاعي شما از بيوگرافي خود بگوييد؟

 متولد 1357 در اراك هستم. بسياري از دوستان كه در زمينه هنري كار مي‌كنند، در خانواده‌هايشان زمينه‌هاي هنري وجود دارد ولي در خانواده من اين‌گونه نبود در سنين نوجواني به موسيقي علاقه پيدا كردم و در سال 74 با ساز تمبك آشنا شدم و از سال 76 به طور جدي براي آموزش و فراگيري رديف نزد آقاي مهيار شادروان رفتم. هم‌زمان نزد استاد بهروز مبصري با سه‌تار آشنا شدم و بر افزايش معلومات خود در زمينه آهنگسازي و آواز پرداختم. در همين زمان با ساز تار نزد استاد فرهاد موسوي‌زاده آشنا شدم. از سال 80 تاكنون نزد استاد معصومه مهرعلي كه از شاگردان آقاي كريمي و استاد شجريان بودند و هم‌چنين موثرترين فرد در كار اجرايي من، مشغول به آموزش شدم. از سال 82 در خدمت استاد كمال‌الدين عباشي به ادامه يادگيري آواز ايراني پرداختم. سال 83 جهت آموزش تكنيك‌هاي آوازي مدتي از محضر استاد محمد مقدسي استفاده كردم، در كنسرت‌هاي متعددي با گروه‌هاي موسيقي سنتي ايراني اجرا داشتم و هم‌اكنون در دانشگاه موسيقي مشغول به تحصيل هستم. در طول سال‌هاي اخير از رهنمودهاي اساتيدي چون حسين دهلوي، دكتر هماسادات افسري، دكتر ابوطالب ميرعابدي، عبدالنقي افشارنيا، جلال ذوالفنون، محسن‌ الهاميان و عبدالكريم پاك‌سيرت در زمينه‌هاي مختلف موسيقي استفاده كردم. مشوق من به سوي آواز ايراني صداي آقاي شهرام ناظري بود البته در كنار صداي استاد شجريان، كمي بيشتر كه وارد صحنه آواز شدم مبحث الگو و تقليد را كنار گذاشتم سعي كردم فقط نكات خوب را برداشت كنم. با توجه به اين‌كه هر صدايي فاكتورهاي خاص خودش را دارد امكان اين‌كه صدايي تبديل به صداي فلان خواننده بشود وجود ندارد البته ممكن است شباهت‌هايي داشته باشند.

  آيا آلبومي منتشر كرده‌ايد؟

تنها آلبومي كه از من به بازار آمده آلبوم اشك بهار است كه با آقاي امين سالمي كار كردم. با توجه به اين‌كه اولين كارمان بود و شركتي كه عامل فروش اين آلبوم بود خوب همكاري نكرد با اين وجود با استقبال خوبي روبه‌رو شد و به دنيال تكثير مجدد اين آلبوم هستيم.

  موسيقي سنتي در قشر جوان ما طرفدار ندارد براي حل اين مشكل چه بايد كرد؟

 اين يك مشكل ريشه‌اي است. موسيقي به خصوص آواز اصلا وضعيت خوبي ندارد. اين موسيقي درست به مردم معرفي نشده است. جوان‌ها هنوز موسيقي مملكت ما حتي سازهاي اصيل ايراني را نمي‌شناسند چطور مي‌توانيم انتظار داشته باشيم كه جوان‌ها به موسيقي اصيل ايراني علاقه داشته باشند فرهنگ آموزش موسيقي اصلا وجود ندارد در حالي‌كه هيچ موسيقي در دنيا جايگاه والاي موسيقي ايراني را ندارد.

 


 

 
 

 

 

 

  آرشیو| فرم اشتراک | مطالب شماره جدید| سفارش آگهی| تماس با ما | درباره ما

تمامی حقوق و مطالب این سایت برای ماهنامه اقتصاد و زندگی محفوظ میباشد ، هرگونه استفاده بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد. ©2009

Powerd by : Elica Farjadian