ماهنامه اقتصاد و زنــــدگی اولین و تنها نشریه حامی مدیران ، کارآفرینان و فعالان اقتصادی

 
 
 

گفت‌وگو

عباس قلي‌زاده مديرعامل شركت سهامي نمايشگاه‌هاي بين‌المللي در گفت‌وگو با اقتصاد و زندگي

نمايشگاه‌ بين‌المللي تهران را مي‌توان واگذار كرد اما مسئوليت توسعه صادرات را نه!

منصور اولي

در محل برگزاري نمايشگاه‌هاي بين‌المللي تهران اين روزها چه مي‌گذرد؟ چه اتفاقي قرار است براي اين مكان هميشه پرجنب و جوش تهران بيفتد؟ اين‌ها سوال‌هايي است كه اغلب تهراني‌ها و البته بسياري از مردم ايران كه با نمايشگاه بين‌المللي تهران سروكار داشته و دارند، اين روزها از خود مي‌پرسند؛ يعني از وقتي كه سازمان خصوصي‌سازي از قطعي شدن واگذاري شركت سهامي نمايشگاه بين‌المللي جمهوري اسلامي ايران به بخش خصوصي خبر داد. خبري كه واكنش‌هاي بسياري در رسانه‌هاي گروهي پيدا كرد تا هركسي از ظن خود شود يارش، بي‌آن‌كه از درون آن جسته باشد اسرارش را. آخرنمايشگاه تهران براي مردمان اين شهر فقط يك مكان اقتصادي- تجاري نيست، يك تفرجگاه بزرگ و قشنگ هم هست؛ همچنان كه يك آموزشگاه، يك فرهنگستان و... در نهايت يك دنيا خاطره است. از خاطره‌ها و تجربه‌هاي بعضا ناخوشايند ساكنان مناطق همجوار نمايشگاه تهران از ترافيك‌هاي كلافه‌كننده در روزهاي برگزاري برخي نمايشگاه‌هاي پرطرفدار كه بگذريم، بقيه هر چه هست خاطره‌هايي است خوش كه از گذراندن اوقاتي همراه با خانواده و دوستان در اين مكان اقتصادي، آموزشي، تفريحي، فرهنگي براي اكثر مردم تهران به جا مانده است؛ خاطره‌هايي كه يك جنبه ديگر را به جنبه‌ها و كاركردهاي متنوع نمايشگاه تهران افزوده است؛ حالا ديگر اين‌جا يك مكان تاريخي هم هست! با اين همه ويژگي منحصر به فردي كه در نمايشگاه بين‌المللي تهران جمع آمده، بايد حق داد به مردمي كه نگران سرنوشت آن پس از واگذاري به بخش خصوصي هستند؛ به ويژه كه خاطره‌هاي خوبي از سرانجام برخي شركت‌هاي واگذار شده به بخش‌هاي ظاهرا خصوصي ندارند. نگراني بجايي كه در نگاه و زبان آقاي عباس قلي‌زاده مديرعامل جديد الورود شركت سهامي نمايشگاه‌هاي بين‌المللي جمهوري اسلامي نيز در مصاحبه چند ساعته‌اي كه با او داشتيم، مشهود بود. آقاي قلي‌زاده نزديك به سه ماه پيش درست در زماني مديريت اين شركت را پذيرفت كه خبر واگذاري آن به تيتر اول روزنامه‌هاي كشور تبديل شده بود. خبري كه بنابر ماهيت‌اش نه فقط كاركنان كه حتي ساختمان‌ها، سالن‌ها و درخت‌هاي اين فضاي دل‌انگيز چند هكتاري در يكي از مرغوب‌ترين مناطق تهران را در بهت و بلاتكليفي فرو برده بود. خودمانيم، مديريت چنين مجموعه‌اي در چنين شرايطي كار بس دشواري است؛ از آن دشوارتر برنامه‌ريزي براي رشد و توسعه يك شركت در حال تغيير مالكيت براي مدير تازه از راه رسيده آن است، حتي اگر مديري به باتجربگي آقاي قلي‌زاده باشد كه بيش از دو دهه سابقه مديريتي در سمت‌هاي حساسي همچون مدير كلي دفتر تامين و توزيع شركت بازرگاني دولتي ايران، مديركلي تنظيم بازار وزارت بازرگاني و رياست سازمان بازرگاني استان تهران را در كارنامه دارد. اما اين‌طور كه به نظر مي‌رسد آقايان ميركاظمي و غضنفري وزيران بازرگاني سابق و كنوني با مشورت يكديگر فرد مناسبي را براي مديريت شركت سهامي نمايشگاه‌هاي بين‌المللي در اين دوره حساس برگزيده‌اند. اين برداشت ما است از آن‌چه كه در جريان بازديد از نمايشگاه بين‌المللي تهران و گفت‌وگوي‌مان با مديرعامل آن، ديديم و شنيديم:

آقاي قلي‌زاده لطفا براي شروع شرح مختصري از سابقه فعاليتي خودتان براي آشنايي بيشتر ما و خوانندگان بيان كنيد؟

من خوشبختانه برحسب اتفاق و از سرلطف مسئولان مسئوليت‌هاي مختلفي را برعهده داشته‌ام، از سال 1365 وارد وزارت بازرگاني شدم و معاونت صادراتي را در اداره دفاتر بازرگاني خارجي، كه عمده فعاليتش اداره نمايندگي‌هاي وزارت بازرگاني در خارج از كشور است، برعهده گرفتم. اين اداره آن موقع نمايشگاه‌هاي ايران در خارج از كشور را خودش تاسيس مي‌كرد كه به عنوان مثال نمايشگاه بين‌المللي ايران در لبنان را در سال65 تاسيس كرديم. در آن مقطع من 5-4 سال به سازمان ورزش رفتم و بعد از آن هم 2 سال سمت قائم‌مقام انرژي‌هاي خورشيدي، سازمان انرژي اتمي را عهده‌دار شدم تا اين‌كه سال 74-73 با دستور آقاي آل‌اسحاق وزير وقت بازرگاني به وزرات بازرگاني برگشتم و مستقيما در سازمان گسترش خدمات بازرگاني، مديركل تامين و توزيع شدم. در كنار اين مسئوليت، مسئوليت‌هاي جنبي ديگر از جمله رئيس هيأت مديره شركت سردخانه‌ها و انبارهاي امين‌زاده به عنوان بزرگترين انبار خاورميانه و رياست هيأت مديره سردخانه‌هاي آپكو را نيز عهده‌دار بودم. در ادامه سازمان گسترش با چندين شركت بزرگ ديگر از جمله سازمان قند و شكر، CTC، ادغام شد و نهايتا به عنوان شركت بازرگاني دولتي ايران تبديل به بزرگترين شركت در حيطه وزرات بازرگاني شد و بنده هم همچنان مديركل تامين و توزيع اين شركت بودم. با آغاز به كار دكتر ميركاظمي وزير وقت بازرگاني، زماني‌كه آقاي مفتح مسئوليت بازرگاني داخلي را برعهده گرفتند، بنده به عنوان مديركل تنظيم بازار كشور منصوب شدم، كه بعد از مدتي مشكلات زيادي كه در بازار تهران به وجود آمد و حساسيت‌هاي فراوان بازار تهران، درست در زماني كه به عيد نوروز كه از نظر تنظيم بازار بحراني‌ترين مقطع از نظر تقويم كاري است نزديك شده بوديم يعني در بهمن ماه 86 مسئوليت تنظيم بازار تهران را به من واگذار كردند. اين مقطع داراي حساسيت بسيار بود و قبول اين مسئوليت در آن موقع سال يك ريسك بزرگ به حساب مي‌آمد، چرا كه با آن زمان كم نمي‌شد برنامه‌اي اجرا كني و فقط بايد كنترل مي‌كردي، همه اطرافيان نگران بودند و مي‌گفتند شما با اين همه تجربه چه طور حاضر شدي اين مسئوليت را بپذيري.

 حالا واقعا چرا قبول كرديد و چطور توانستيد از عهده انجام آن بربياييد به هرحال مقطع حساس و سختي بود خصوصا كه سال 87 تحريم‌ها شروع مي‌شد و ممكن بود مشكلات جدي به وجود آيد؟

 بالاخره نبايد هميشه به دنبال عافيت‌طلبي بود، اين مقاطع و بحران ها جاهايي است كه توانمندي‌ها زمينه بروز پيدا مي‌كند. به هر صورت با توجه به سال‌ها خدمت در وزارت بازرگاني ارتباط ارگانيك خوبي با بازار پيدا كرده بودم و انجمن‌ها، تجار و توليدكنندگان مختلف را پس از 18 سال سابقه كار خوب مي‌شناختم، كارخانجات روغن، قند و شكر، برنج و غيره سال‌ها زيرنظر من بودند و اعتماد و ارتباط خوبي با آنان كه اتفاقا توليدكننده كالاهاي اساسي و مورد نياز بودند، داشتم. سال 86 علاوه بر افزايش قيمت‌ها و نوسانات هميشگي بحران‌هايي در زمينه عرضه پودر لباس‌شويي، سيمان، ميوه و غيره وجود داشت. در زمينه پودر از انجمن توليدكنندگان لوازم بهداشتي و شوينده خواستم با من همكاري كنند. كه انصافا هم با توجه به همان روابط خوب همكاري كردند، در مورد ساير مشكلات همين‌طور عمل شد و به لطف خدا توانستيم از اين مقطع حساس به خوبي عبور كنيم.

پس به نظر شما سوابق مديريتي در سيستم دولتي مي‌تواند در رفع مشكلات خصوصا در مقاطع بحراني تاثيرگذار باشد؟

بله، قطعا همين‌طور است، در مباحث اقتصادي و بازرگاني،‌همواره چالش‌هاي مختلف وجود دارد. چرا كه اين رابطه و موضوع يك رابطه درون كشوري نيست و ارتباطات برون‌مرزي است، در اين زمينه هر اتفاقي در تجارت و اقتصاد دنيا روي مي‌دهد بر مناسبات شما هم تاثير خواهد گذشت، بنابراين كشورهايي مي‌توانند موفق شوند و خودشان را حفظ كنند كه بتوانند بحران‌ها را با درايت مديريت كنند. تقريبا سال 87 براي همه نگران كننده بود، چرا كه تحريم‌ها شروع شده بود و همزمان در ارديبهشت يك بحران عجيب در قيمت برنج، چاي و غيره به وجود آمد. آقاي ميركاظمي من را خواستند و گفتند بايد اين مسئله رفع شود. من گفتم مسئله كشوري است، فقط مربوط به تهران نيست كه ايشان از سر محبتي كه داشتند گفتند تو مي‌تواني اين كار را انجام بدهي. من در اين زمينه از يكي ديگر از تجربيات و ارتباطاتم استفاده كردم و با ترتيب دادن يك مصاحبه مطبوعاتي از بچه‌هاي اهل قلم و اصحاب مطلبوعات كه روابط خوبي با من داشتند دعوت كردم و روي اعتمادي كه به من داشتند با قاطعيت اعلام كردم كه اگر قرار است برنج گران شود الان وقتش نيست و اين موضوع مصنوعي است كه آن‌ها هم روي همان اعتماد در رسانه‌هايشان معنكس كردند و كمك فراواني در جهت ايجاد آرامش در بازار كرد. اين كمك گرفتن از رسانه‌ها و اعتماد صاحبان قلم در سايه بهره‌مندي از همان تجربيات بود كه موثر واقع شد. كسي مي‌تواند باران را حس كند كه زير آن خيس شده باشد.

در حال حاضر حدود 3 ماه از پذيرفتن سمت مديرعاملي شركت سهامي نمايشگاه‌هاي بين‌المللي جمهوري اسلامي از سوي شما مي‌گذرد، احتمالا خود شما هم در جريان هستيد يكي از مشكلات مهم اين شركت در يكي دو سال اخير بي‌ثباتي مديريت و تغييرات پي در پي مديريتي بوده كه اين روند براي يك شركت با عظمت و داراي اعتبار بين‌المللي مانند شركت سهامي نمايشگاه‌ها اصلا خوب نيست، آيا شما به اين موضوع اشراف داشتيد؟ و انتخاب خودتان را با توجه به سوابق پاياني بر اين تغييرات مي‌دانيد؟ بله، در جريان اين تغييرات بودم و به خاطر همين هم بعد از يك دوره طولاني به اين شركت بازگشتم، اين شركت به عنوان يكي از زيرمجموعه‌هاي وزارت بازرگاني، يك شركت شناخته شده بين‌المللي است. اين تشكيلات عضو اكثر كرسي‌هاي نمايشگاهي در دنيا است و قدمتش هم در كار نمايشگاهي به همان سال 1354 برمي‌گردد كه اولين نمايشگاه بين‌المللي را برگزار كرد. در هر صورت اين تشيكلات به عنوان يك برند مطرح بين‌المللي صاحب اعتبار زيادي در دنيا است، كه بايد اين اعتبار را حفظ كرد.

منظور شما اين است كه به كاركرد اين شركت كاملا مشرف هستيد؟ بله.

يك برداشت مي‌تواند اين باشد كه مديريت ارشد بازرگاني كشور هم بعد از اين تغييرات پي‌درپي مديريتي و مشكلات جانبي كه در پي آن ايجاد شده، با اين انتخاب خواسته به اين تغييرات پايان دهد و يك برداشت ديگر با توجه به مطرح شدن بحث واگذاري شركت به بخش خصوصي، مي‌تواند اين باشد كه شما را به عنوان مدير دوران گذار انتخاب كرده‌اند نظر خود شما در اين زمينه چيست؟

ببنيد من در طول دوره فعاليتم هيچ‌گاه نخواستم دستاوردهاي مديران قبل از خودم را نفي كنم و همواره از آن‌ها تقدير كرده‌ام. اما واقعيت اين است زماني‌كه من اين‌جا را تحويل گرفتم جدا مشكلات، چالش‌ها و سروصداهاي زيادي در رابطه با مجموعه ايجاد شده بود به طوري‌كه يكي از دغدغه‌هاي اصلي وزير سابق بازرگاني (ميركاظمي) و حتي معاونان ايشان شده بود. آقاي ميركاظمي صحبت كردند در اين رابطه با من و يك مطلب مهم هم به من گفتند راجع به اكسپوچين، يادم هست به شوخي هم به ايشان گفتم هر وقت، هر جا به من مسئوليت دهيد حتما يك مشكلي دارد، كه ايشان با خنده گفتند شما بايد كارهاي اين چنيني انجام دهيد. همان روز اول معارفه من شروع كردم به سر و سامان دادن به مشكلات و برخي از آن‌ها به دليل همكاري خوب مجموعه كه از قبل بنده را مي‌شناختند و به ما محبت داشتند حل شد. خلاصه همين اعتماد بچه ها به من باعث شد كه دست همكاري دادند و ايستادند. در همين 3 ماهه حتي درآمد رستوران‌دارها كه قبل از اين مي‌خواستند به دليل عدم صرفه اقتصادي كارشان را تحويل دهند، متحول شده است.

خوب البته اين كه با آمدن شما يك آرامشي برقرار شده اين را ما هم حس كرده‌ايم، به خصوص با توجه به حرف و حديث‌هايي كه پيرامون واگذاري نمايشگاه ايجاد شده است، شما در اين زمينه در مصاحبه‌هايتان روي يك موضوع انگشت گذاشته‌ايد و آن ‌هم اين‌كه مديريت نمايشگاه و متولي‌گري آن بايد دولتي باشد، هرچند اجرا مي‌تواند به بخش خصوصي واگذار شود، لطفا ديدگاه‌تان را در اين زمينه بيشتر بشكافيد؟

خوب، بايد توجه داشته باشد كه براي يك مديري كه تازه حكم به نامش خورده، خيلي سخت است كه هم‌زمان هم بگويند مجموعه تحت مديريتش واگذار شده آن هم در شرايطي كه خود مجموعه مشكل دارد و متشنج است. شما به عنوان مدير هم بايد مسئله را جمع كني، هم با قاطعيت دستور بدهي و هم درآمد را افزايش دهي. در اين زمينه ما طوري عمل كرده‌ايم كه درآمدها نسبت به دوره قبل قابل مقايسه نيست. به طوري‌كه ماه مبارك رمضان كه همواره يك ماه مرده در نمايشگاه بين‌المللي به حساب مي‌آمده با برگزاري جشنواره و نمايشگاه ويژه رمضان هم درآمد نمايشگاه را در اين ماه مرده افزايش داديم هم به گفته خود آقاي قمشه‌اي و مجموعه كميته امداد، درآمد مددجويان افزايش يافته است، ضمن اين‌كه يك فضاي مناسب براي روزه‌داران كه مي‌خواستند از اين جشنواره بازديد كنند به وجود آمد.

 آقاي قلي‌زاده برگزاري اين نمايشگاه در ماه مبارك رمضان ابتكار خودتان بود؟

 بله، من سال‌هاي قبل از جشنواره رمضان از سالن‌هاي وزارت كشور بازديد كرده بودم و مي‌دانستم فضاي مناسبي براي اين كار نيست، بنابراين به آقاي قمشه‌اي زنگ زدم و پيشنهاد برگزاري جشن رمضان در نمايشگاه را دادم، ايشان هم با اشاره به اين‌كه سال‌ها دنبال برگزاري در نمايشگاه‌ بين‌المللي بوده، ولي موفق نشده است، گفت بهترين خبر را به من دادي و بعد يك جلسه گذاشتيم و مقدمات كار فراهم شد.

 برگرديم به سوال اصلي، بالاخره پرونده واگذاري نمايشگاه بسته شد؟

قبل از پاسخ به اين سوال، بايد عرض كنم تمام اين كارهايي كه عرض كردم در زماني انجام شد كه به همين دليل بحث‌هاي واگذاري، انتظار اين بود كه مديريت اين‌جا به دليل احساس ناپايداري در يك رخوت و بلاتكليفي به سر ببرد. اما با انجام اين كارها، بچه‌ها روحيه پيدا كردند و هيچ‌كس احساس نمي‌كرد اين‌جا واگذار شده است.

شما در يك جايي در خصوص بحث واگذاري گفته بوديد، اين كار بدون صلاح و مشورت وزارت بازرگاني انجام شده بود؟ آيا الان هم مجموعه وزارت بازرگاني نظر شما را دارند كه بايد متولي‌گري با دولت باشد؟

 البته منظور من در آن مصاحبه اين نبود كه وزارت بازرگاني اصلا از جريان واگذاري خبر نداشت چرا كه ليست اين شركت اصلا در زمان وزير قبلي آقاي شريعتمدار ارائه شده است، حرف ما اين بود زماني كه سازمان خصوصي‌سازي نامه زده بود بايد با وزير مربوطه مشورت مي‌كرد وايشان هم درآن كميسيون حضور مي‌يافتند، ولي آن‌ها با استناد به مصوبه كلي كه داشتند از آقاي ميركاظمي دعوت نكردند و آخرش هم باعث شد قضيه اين كش و قوس‌ها را پيدا كند. من قطعا به عنوان يك مدير كه 18 سال سابقه كار دارم اعتقاد راسخ به اجراي اصل 44 خصوصا كه دستور مقام معظم رهبري است دارم. اما بايد در واگذاري‌ها مدبرانه عمل شود. بايدبدانيم چه چيزي را به چه كسي واگذار مي‌كنيم. واگذاري‌ها بايد به افراد اهل فن انجام گيرد، بايد در نظر داشته باشيم ما مي‌خواهيم با اين واگذاري‌ها علاوه برحفظ روند موجود، زمينه متحول‌تر شدن و كارآتر شدن يك شركت را فراهم كنيم نه اين‌كه يك مجموعه مترقي را واگذار كنيم بعد از چند سال اين مجموعه از بين برود يا منحل شود.

 الان به هر حال اين واگذاري به ساتا انجام خواهد شد؟

 بله، در هر حال اين واگذاري به صندوق تامين اجتماعي نيروهاي مسلح (ساتا) انجام مي‌شود. منتهي بحث‌هاي متعددي مبني بر اين‌كه مي‌خواهند اين‌جا را بفروشند يا تغيير كاربري بدهند و غيره در گرفت. من همواره سعي كردم در مصاحبه‌ها منصفانه و با رعايت منافع دو طرف يعني وزارت بازرگاني از يك طرف و ساتا از طرف ديگر صحبت كنم.

آيا طبق قانون، «ساتا» مي‌تواند كاربري نمايشگاه را عوض كند؟

 ببنيد طبق قانون وقتي كسي چيزي را مي‌خرد مالك آن محسوب مي‌شود و مي‌تواند راجع به آن هر تصميمي بگيرد، ولي به عنوان مثال وقتي شما يك خانه معمولي را مي‌خري، مي‌تواني بسازي، تغيير كاربري بدهي ولي مثلا اگر خانه جلال آل احمد يا آيت‌ا... كاشاني را خريدي ديگر آن آزادي عمل وجود ندارد. يك چيزهايي را كه سرمايه ملي است نمي‌شود به اين راحتي تغيير داد مگر اين‌كه يك تصميم منطقي بر اين كار گرفته شده باشد، كه در مورد نمايشگاه حداقل ما از اين تصميم خبر نداريم.

 به خاطر همين است كه ايده شما در مورد ضرورت وجود متولي دولتي براي نمايشگاه طرفدار دارد تقريبا همه مي‌دانند كه نمايشگاه بين‌المللي را نمي‌شود به اين را حتي تغيير ماهيت دارد؟

 بله، يك موقعي من گفتم بهترين راه اداره اين‌جا اين است كه متولي دولتي نظارت داشته باشد و كارهاي اجرايي به بخش خصوصي واگذار شود كما اين‌كه الان به همين صورت است، به خاطر اين‌كه كار نمايشگاه‌داري يك كار تخصصي است. شركت سهامي نمايشگاه‌هاي بين‌المللي جمهوري اسلامي در تاريخ خودش فراز و نشيب‌هاي زيادي را تجربه كرده و زماني برخي آدم‌هايي كه مسئوليت اين‌جا را داشته‌اند خوب كار كرده‌اند و برخي ديگر نتوانستند موفقيت كسب كنند كه خود اين موضوع نشان مي‌دهد اين كار نيازمند تخصص است.

البته شايد يك جنبه اين ديدگاه شما، برگرفته از ماهيت نمايشگاه هم باشد، چون وظيفه توسعه صادرات اساسا يك وظيفه دولتي است نه خصوصي. اين وظيفه حاكميتي تكليف‌اش بعد از واگذاري چه مي‌شود؟ آيا اين موضوع نيازمند بحث‌هاي كارشناسي در سطح وزارت خانه نيست؟

 بله، اين يك تناقص است. من اصلا كاري به اين‌كه اين‌جا ساتا يا به هر جاي ديگري واگذار شود ندارم. هركس اين‌جا مي‌آيد قدمش روي چشم، اما به شرط آن‌كه اين سيستم و تشكيلات و موقعيت در راستاي توسعه صادرات حفظ شود. اين يك تناقص است كه ديده نشده و يك فكري بايد برايش بشود.

ببنيد آقاي مهندس شما خودتان هم در جريان هستيد كه عنوان شركت سهامي نمايشگاه‌ها داراي پسوند «جمهوري اسلامي ايران» است و اين پسوند خود داراي يك بار ملي و حاكي از وظايف ملي است، آيا اصلا به اين نكته توجه شده كه عنوان چه تغييري مي‌كند، چرا كه همه مي‌دانيم اين عنوان را نمي‌شود به بخش خصوصي واگذار كرد؟

 اين نكته هم كاملا درست است و خود اين موضوع هم يك تناقص آشكار ديگر است ما كه خبر نداريم بخواهند به طوركلي اين شركت را منحل كنند، از طرفي هم همان‌طور كه شما گفتيد نمي‌شود عنوان «جمهوري اسلامي ايران» را به بخش خصوصي واگذار كنيم. به خاطر همين تناقصات است كه ما از واگذاري راضي نيستيم وگرنه ما هم به اجراي اصل 44 قانون اساسي اعتقاد داريم، من خودم در مدت زمان كاري‌ام بيشترين ارتباط را با بخش خصوصي داشته‌ام كه همواره يك رابطه دوستانه بوده است. اين نكته را بايد مدنظر داشت كه عنوان شركت سهامي نمايشگاه بين‌المللي جمهوري اسلامي ايران، از نظر بار معنايي و اعتبار بين‌المللي با مثلا شركت سهامي نمايشگاه تهران قابل مقايسه نيست. همه ما هم مي‌دانيم كه عنوان «جمهوري اسلامي ايران» را هيچ شركت خصوصي نمي‌تواند در كنار اسم خود به كار ببرد. بايد بار معنايي اين عنوان در سطح بين‌المللي خوب درك شود، اين سوال در ذهن من هم مثل شما هست كه واقعا تكليف اين عنوان چه مي‌شود. توجه كنيم كه اين فقط يك عنوان ساده نيست، بلكه دربرگيرنده وظايف مهمي است كه بايد براي تك‌تك آن‌ها ساعت‌ها وقت صرف و تعيين تكليف شود.

شما به عنوان مديرعامل شركت سهامي نمايشگاه‌هاي بين‌المللي جمهوري اسلامي ايران نظرتان در مورد مجموعه اتاق بازرگاني و اتاق تعاون كه معتقدند به عنوان نمايندگان بخش خصوصي بايد نظرات و پيشنهاداتشان به عنوان متقاضيان خريد و اداره شركت سهامي مورد توجه قرار مي‌گرفت يا بگيرد چيست؟

ببنيد هركسي كه مي‌آيد اين‌جا بايد با ديد ملي اين‌جا را اداره كند چون يك نياز ملي است. از نظر من به عنوان يك كارشناس، نمايشگاه يك سيستم و نياز زيرساختي است نه روساختي، در تمام دنيا هم متداول است سيستم‌هاي مادر و زيرساختي را دولت نگه مي‌دارد. چرا كه نياز به حمايت دولت دارد. دولت موظف است زيرساخت‌ها را در زمينه توسعه تجارت و صادرات فراهم كند و نمايشگاه هم ضروري‌ترين زيرساخت براي اين منظور است، آماده كردن زيرساخت‌ها در توان و از وظايف بخش خصوصي نيست. بايد دقت شود در يك ماموريت بين‌المللي خيلي از وزارت‌خانه‌ها از جمله وزارت كشور، خارجه، اطلاعات، صنايع، بازرگاني و ... درگير مي‌شوند. اين وظيفه به اين سنگيني را چگونه بخش خصوصي مي‌تواند انجام دهد. بنابراين بايد پيشنهادات همه مورد توجه قرار بگيرد و در يك سطح ملي به كار گرفته شود.

 آقاي قلي‌زاده فارغ از بحث واگذاري مي‌خواهم از شما بپرسم در حال حاضر بزرگترين نقطه ضعف نمايشگاه‌ها براي اين‌كه نقش بهتري را در توسعه صادرات ايفا كند چيست و چه برنامه‌اي براي حل آن تدارك ديده‌ايد؟خيلي‌ها معتقدند بخش بين‌المللي نمايشگاه ضعيف‌تر از داخلي عمل كرده و نتوانسته مشاركت‌كننده‌ها و بازديدكننده‌هاي خارجي مناسب را جذب كند. شما اين را قبول داريد؟

 بله، اين نقطه ضعف را تا حدودي مي‌پذيرم، ولي توجه داشته باشيم كه يك مقداري هم روابط تجاري در دنيا متحول شده است. يادم است يكي از من سوال مي‌كرد كه چرا شركت‌هاي خارجي نمايندگي‌هايشان را در نمايشگاه شركت داده‌اند و خودشان حضور ندارند، من در جواب گفتم به خاطر اين‌كه روابط تجاري متحول شده است. ديگر وقتي امكانات فراوان از جمله اينترنت، ماهواره و ... وجود دارد و مي‌شود به راحتي از اين امكانات استفاده كرد چه دليلي دارد يك شركت با تحمل يك هزينه سنگين در يك نمايشگاه حاضر شود. مگر غير از اين است كه نمايندگي‌هاي يك شركت هم همان محصولات و خدمات را به نمايندگي از آن شركت ارائه مي‌دهند؟

 يك بحث هم در مورد ضعف در تبليغات برگزاركنندگان و مجريان نمايشگاه‌ها خصوصا در بازارهاي هدف مطرح است، البته در زمينه تبليغات داخلي هم ضعيف عمل مي‌شود كه عده‌اي معتقد هستند تبليغات برگزاري نمايشگاه‌ها از سوي مجريان خيلي دير شروع مي‌شود. نظر شما در مورد كيفيت و نحوه تبليغات چيست آيا مناسب است يا نياز به ارتقاء دارد؟

من پاسخ سوال قبل را به اين معني ندادم كه مشكلي وجود ندارد. برعكس بنده انتقادات زيادي دارم. از نظر من اصلا تبليغاتي صورت نمي‌گيرد. اساس كار نمايشگاهي و حضور در آن يك كار تبليغاتي است، يك شهروند عادي نيازمند به دست آوردن اطلاعات ضروري از وسايل مختلف مورد نيازش است و نمايشگاه محل مناسبي براي اين كار به شمار مي‌رود. ما در عصر ارتباطات هستيم و بايد سعي كنيم توان استفاده از ابراز و امكانات جديد را كسب كنيم. نمايشگاه‌ها دز اين زمينه نقش به سزايي دارند بنابراين بايد تبليغات كافي چه در داخل و چه در خارج از كشور انجام شود كه متاسفانه اين موضوع در حال حاضر ضعف دارد.

 در مدت مسئوليت‌تان چه كارهاي تازه و نوي انجام داده‌ايد؟

 قطعاوجود مسائل و مشكلات مورد اشاره باعث شد كه مقداري از نيروي ما صرف حل و فصل آن‌ها شود. اگر كس ديگري بود اصلا شايد اين مشكلات باعث مي‌شد كاري انجام ندهد. اما با اين وجود كارهاي خوبي انجام شد، كه مهم‌ترين آن متحول كردن سيستم اطلاع‌رساني بود كه از همان در ورودي و از نحوه اطلاعات و بروشورها و نقشه‌هايي كه در اختيار بازديدكنندگان قرار مي‌گيرد كاملا مشهود است. راه‌اندازي و به روز كردن سايت نمايشگاه، برنامه‌ريزي براي راه‌اندازي نمايشگاه‌هاي مجازي هم در حوزه روابط عمومي به انجام رسيده يا خواهد رسيد. بخش عمراني در حال ايجاد يك تحول اساسي در سيستم سالن‌ها است، كه البته اين كار زمان‌بر و هزينه‌بر است. همچنين يكي از برنامه‌ها، پربارتر كردن بحث‌ تقويم نمايشگاهي است. حضور در بعد بين‌المللي هم به طور جدي در حال پيگيري است. در كنار اين كارها، ظرفيت‌هاي خالي سالن‌ها را هم مورد توجه قرار داديم كه يكي از آن‌ها طرح‌ريزي برنامه‌هايي براي مورد استفاده قرار گرفتن طبقه دوم سالن ميلاد با 2500 صندلي و امكانات نمايشي به منظور اجراي موسيقي، تئاتر و ... است. همچنين هماهنگي با صدا و سيما به منظور بهره‌برداري از فضاها يا به قول تلويزيوني‌ها لوكشين‌هاي خوب نمايشگاه هم انجام شده است.

 آقاي قلي‌زاده در حال حاضر مجريان و برگزار كنندگان نمايشگاه‌ها‌ با چه مديري مواجه‌اند و چه انتظاراتي از آن‌ها داريد؟

هفته اول كه ما كارمان را شروع كرديم با انجمن برگزار كنندگان نمايشگاه‌ها يك جلسه داشتيم، در آن جلسه گفتم كه من شما را به عنوان كساني كه مي‌توانيد مشاوران خوبي براي ما باشيد مي‌بينم اما قطعا ارتباطات دو طرفه بايد باشد. قطعا ما انتظارات شما را مورد توجه قرار مي‌دهيم اما انتظار داريم كه شما هم به انتظارتي كه ما از شما داريم توجه كنيد. توقعات من زياد نيست، من در طي اين‌ سال‌ها مهم‌ترين توقع‌ام از اطرافيانم توجه به كيفيت بوده است. كه اين انتظار را از مجريان هم دارم.

 يكي از گلايه‌هاي شركت‌كنندگان در نمايشگاه كه به اتفاق روي آن دست مي‌گذاشتند اين بود كه مجريان روي جذب مشاركت‌كنندگان و بازديدكنندگان خارجي كار نمي‌كنند، نظر شما در اين رابطه چيست؟

 ما هم فكر مي‌كنيم كه اين انتقاد انتظار درستي است. به نظر من بهترين ارزيابي‌ها را از همه جهات مي‌شود از مردم گرفت. ما براي بررسي اين گلايه‌ها واحد سنجش راه‌اندازي كرده‌ايم و قطعا از بين 56 مجري كه داريم يك سري غربال مي‌شوند. ما هم سعي مي‌كنيم مجري‌ها را به سمت نوآوري هدايت كنيم.

 بحث‌‌هايي هم مطرح بوده در خصوص اين‌كه بازديدكننده‌ها بايد تخصصي شوند و مردم عادي نبايد بازديد كنند، اما در يك جايي خواندم كه شما با قاطعيت در برابر اين درخواست ايستادگي كرديد و اعلام كرده بوديد كه بازديد عمومي از نمايشگاه‌ها در همه جاي دنيا وجود دارد و از حضور تفريحي مردم حمايت كرده‌بوديد، درست است؟

 بله، كاملا درست است. البته اصل برهمان حضور تخصصي است و ما هم منكر آن نيستيم. اما به هرحال در همه جاي دنيا اين‌كه مردم بخواهند ساعاتي را در يك محوطه قدم بزنند و از بازديد لذت ببرند وجود دارد. ضمن اين‌كه مردم حق دارند با هر كالا و محصولي اگرچه تخصصي آشنا شوند. ما هم نه تنها در نمايشگاه را به روي مردم نمي‌بنديم بلكه آن‌ها را براي حضور تشويق هم مي‌كنيم. به نظر من اصلا رفت و آمدهاي اين طوري روحيه اميد و نشاط را در مردم زنده مي‌كند. بنابراين ماحصل مطلبي كه من گفتم اين است كه در هيچ كجاي دنيا نمي‌شود جلوي مردم را گرفت كه مثلا اين فن و صنعت مربوط به شما نيست. بايد درها باز باشد. ما هم درهاي نمايشگاه را به روي همه باز خواهيم گذاشت.

 


 

 
 

 

 

 

  آرشیو| فرم اشتراک | مطالب شماره جدید| سفارش آگهی| تماس با ما | درباره ما

تمامی حقوق و مطالب این سایت برای ماهنامه اقتصاد و زندگی محفوظ میباشد ، هرگونه استفاده بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد. ©2009

Powerd by : Elica Farjadian