ماهنامه اقتصاد و زنــــدگی اولین و تنها نشریه حامی مدیران ، کارآفرینان و فعالان اقتصادی

 
 
 

ضرورت تحول در مدیریت بخش خصوصی

بخش اعظم تولید ناخالص ملی G.N.P توسط بخش خصوصی اعم از مؤسسات تولیدی و یا بازرگانی و خدماتی در مقیاس‌های کوچک و بزرگ صورت مي‌گیرد. به‌عبارت دیگر یکی از ارکان مهم توسعه اقتصادی کشورها، بخش خصوصی مخصوصاً بخش صنایع آن می‌باشد، متأسفانه در کشور ما اغلب تولیدکنندگان بخش خصوصی هر ساله با زیان مواجه شده و نگرانند و این دردی است که پاره ای از تولیدکنندگان بخش خصوصی مخصوصاً آنهایي که تشکیلات خود را بشخصه اداره مي‌کنند به آن مبتلا هستند و درمان آن را نمی‌دانند. خیال می‌کنند که سود مي‌برند ولی درپایان سال حاصلی جز زیان ندارند. با تأسف برخی از شرکت‌های بزرگ هم با وجود برخورداری از تشکیلات عریض و طویل حسابداری و سیستم‌های کامپیوتری با چنین معضلی روبرو هستند. ولی مع‌الوصف همچنان به فعالیت ادامه می‌دهند شرکت‌های زیادی هستند که بدهی‌های جاری آنها چند برابر دارائی‌های جاری آنها است. نسبت‌های مالی که ابزار کنترل کننده فعالیت‌های مالی مؤسسات تولیدی است توسط صاحبان آنها شناخته شده نیست و یا رعایت نمي‌شوند. چرتکه تبدیل به ماشین حساب الکترونیکی شده ولی هنوز مدیریت چرتکه اعمال می‌شود. اغلب اداره‌کنندگان صنایع نمي‌دانند که در مسیر حرکت اقتصادی مؤسسه متبوع خود در کجای جاده قرار گرفته‌اند. بعضی مثل رانندگان تندرو سرعت مي‌گیرند بدون آنکه به علائم جاده توجه نموده و به عاقبت کار بیاندیشند. ارتباط منطقی و اقتصادی بین هزینه‌های ثابت و متغیر با حجم تولید و قیمت تمام شده کالای آماده فروش مقوله‌ای است که بررسی آن در حیطه تخصصی و مستلزم کاردانی مدیریت صنعتی است. پیش‌بینی و تعیین نقطه سر بسر BREAK EVEN POINT یعنی محل تلاقی منحنی‌های هزینه تولید و فروش که سود و زیان را صفر نشان می‌دهد با محاسبه سرانگشتی میسر نیست. یک مدیر صنعتی باید با پیش‌بینی دقیق و با استفاده از ابزارهای مدیریت و روش‌های محاسباتی مشخص بتواند نقطه سر بسر را تعین و حرکت خود را در مسیر تولید کنترل کند. مخصوصاً در حالت عدم تعادل اقتصادی که اقتصاد ما نمونه بارز آنست اقدام به پیش بینی‌های سطحی وغیر منطقی و احساسی، مؤسسات تولیدی را دچار تزلزل مي‌کند زیرا عوامل بسیاری در اقتصاد کلان در جریان هستند که مستقیم و غیرمستقیم در فعالیت‌های اقتصادی بخش خصوصی تأثیر مي‌گذارند و از کنترل مدیران و اداره کنندگان آنها خارج اند.
لازم به ذکر است که یک محقق علوم فیزیک آحاد وافراد موضوع مورد مطالعه را در آزمایشگاه تحت کنترل دقیق خود دارد ولی این امر در علوم اجتماعی مخصوصاً اقتصاد صدق نمي‌کند اینجاست که پیش‌بینی اهمیت مي‌یابد به‌طوری که واژه پیش‌بینی را به مدیریت تعبیر کرده‌اند ولی در حقیقت یکی از مهمترین ارکان مدیریت پیش‌بینی است که برنامه‌ریزی مبتنی بر آن است. و از آنجایي که صاحبان صنایع ما اغلب خود اداره کننده مؤسسات متبوع خویش به شیوه سنتی و به عبارت دیگر ONE MAN SHOW هستند و فاقد معلومات آکادمیک در زمینه مدیریت صنایع بوده و از اهمیت نقش علم و تکنولوژی در توسعه صنایع غافل‌اند بی‌تردید به علت زیان‌های ناشی از فقدان مدیریت علمی، روز به روز با تحلیل بنیه اقتصادی خود روبرو شده و روند تولید ناخالص ملی را کند می‌کنند.
نباید فراموش کرد که هزاران واحد تولیدی و بازرگانی خصوصی بزرگ و کوچک اگر از ظرفیت واقعی خود استفاده کنند قادرند حجم عظیمی کالا و خدمت تولید کنند و رشد اقتصادی را تضمین نمایند و این در صورتی است که علم و تکنولوژی در توسعه ملی نهادینه شود. صاحبان صنایع کوچک باید توجیه شوند که از طریق بکارگیری تخصص‌های مختلف علمی و مدیران تحصیل کرده، قادر خواهند بود سطح کمی و کیفی تولید را ارتقا دهند و به هدف نهائی خود که همانا تحصیل سود بیشتر است نایل شوند.
خوشبختانه اخیراً با توسعه دانشگاه‌ها در سطح کشور همه ساله تعداد قابل توجهی متخصص فنی و همچنین مدیران با گرایش‌های بازرگانی، صنایع و مالی فارغ‌التحصیل و آماده ورود به بازار کار می‌شوند اغلب این فارغ‌التحصیلان به علت تأمین‌های مناسب شغلی و مقررات بازنشستگی کشوری طالب مشاغل دولتی و یا شبه دولتی هستند و بکار در مؤسسات خصوصی کوچک چندان رغبت و تمایلی ندارند. بنابراین مقررات قوانین کار و سازمان تأمین اجتماعی باید بگونه‌ای تبیین گردد که با حمایت‌های قانونی از کارفرما و کاربر از یک طرف زمینه اشتیاق بخش خصوصی را به استخدام افراد عالم و متخصص و از طرف دیگر تمایل فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی و هنرستان‌ها را به اشتغال در بخش خصوصی اعم از مؤسسات تولیدی متوسط و کوچک و بزرگ فراهم آورد. از طرفی اقتصاد بخش خصوصی باید از بند محدودیت‌های دولتی آزاد شده و امتیازها و حقوق انحصاری بخش دولتی محدود گردد تا اقتصاد بخش خصوصی تقویت گردد.
بخش خصوصی با پشتوانه حمایت‌های قانونی قادر است تکنولوژی پیشرفته را وارد و جذب نماید واز طریق تحصیل علم کاربرد آنرا توسعه دهد. زیرا تکنولوژی است که منابع طبیعی و نیروی انسانی و سرمایه را تلفیق کرده و به کالاها و خدمات تبدیل مي‌نماید تقریباً در تمام کشورهای پیشرفته نقش مهم علوم و تکنولوژی در توسعه ملی مورد تأکید قرار گرفته شده و محور توسعه اقتصادی قلمداد گردیده است. اقتصاد هیچ کشوری در جهان بدون توجه به این دو عامل محوری مهم متحول نشده است.
بسیاری از کشور‌های در حال توسعه مبادرت به واردات و اقتباس تکنولوژی پیشرفته و کاربرد آن (KNOW HOW) نمودند و اکنون خود از پیشرفته ترین کشورهای صنعتی بشمار مي‌روند و جالب آن است که بخش خصوصی پیشتاز این تحول بوده است کشور ژاپن نمونه بارز این قبیل کشورهاست .
بخش آخر آنکه عامل نیروی انسانی رکن اساسی تکنولوژی است زیرا خلق تکنولوژی جدید و پیشرفته نتیجه تحقیقات و مطالعات نیروی انسانی متخصص است بنابراین گسترش علوم از طریق ایجاد دانشگاه‌ها و مراکز علمی پیشرفته به‌منظور تربیت افراد متخصص شرط اولیه حرکت به سوی توسعه اقتصادی است خصوصاً که اتصال به شبکه جهانی اینترنت نیز زمینه تربیت مدیران و کارکنان متخصص و فنی را بیش از پیش فراهم نموده است. بر مدیریت اقتصادی کشور است که با هماهنگی با بخش‌های علمی و فرهنگی با اقدامات و تمهیدات مبتنی بر برنامه ریزی‌های کوتاه و بلند مدت نسبت به ارتقاي سطح علمی و تخصصی و مدیریتی بخش خصوصی اهتمام نماید.

 

page 3

 


 

 
 

 

 

 

  آرشیو| فرم اشتراک | مطالب شماره جدید| سفارش آگهی| تماس با ما | درباره ما

تمامی حقوق و مطالب این سایت برای ماهنامه اقتصاد و زندگی محفوظ میباشد ، هرگونه استفاده بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد. ©2009

Powerd by : Elica Farjadian