|
نكته:
مردم بهطور غريزي دوست دارند دل سپرده و مريد كساني باشند كه متفاوت از ديگران به
نظر ميرسند و حرفهايي متفاوت از ديگران ميزنند. شما ميتوانيد با بهرهگيري
زيركانه از اين حس غريزي، با گفتن حرفهاي مبهم و دوپهلو و دادن وعدههاي فريبنده،
مردم را مسحور و شيفته خود سازيد و با خلق آيينهايي مندرآوردي و ساختگي، كاري
كنيد كه آنها به مريداني وفادار براي شما تبديل شوند و ندانسته راه دستيابي شما به
قدرت را برايتان هموار سازند.
كليدهاي پنجگانه مريد تراشي از طريق ايجاد كيش شخصيت
مؤثرترين راه براي پيدا كردن پيروان و مريدان وفادار و فداكار، ابداع يك كيش و آيين
ساختگي است تا به كمك آن بتوانيد شمار هر چه بيشتري از افراد را به ابزاري براي
رسيدن به هدف خود كه چيزي جز دستيابي به قدرت نيست، تبديل كنيد. به آنها وعدههاي
فريبنده كه برايشان رستگاري به ارمغان خواهد آورد، بدهيد. چنين پيروان وفادار و
چشم و گوشبستهاي علاوه بر آن كه خود را سپر بلاي شما در برابر دشمنانتان خواهند
كرد، به مبلغاني براي ترويج كيش و آيين دروغين شما مبدل خواهند شد. از اين طريق
خواهيد توانست از نردبان قدرت به آساني بالا رويد و همواره چون قديسي عاري از خطا
مورد تمجيد و ستايش مريدان فريب خورده خود قرار بگيريد. صورت ظاهر انجام چنين كاري
دشوار به نظر ميرسد. اما عملاً چندان دشوار نيست چون همانطور كه قبلاً گفته شد
مردم بهطور غريزي علاقه دارند از افراد شاخص و برجسته كه حرفهايي غيرمتعارف
ميزنند براي خود بت بسازند و از آنها پيروي كنند. بنابراين اگر شما از پنج اصلي كه
ذيلاً نام برده ميشود، به درستي استفاده كنيد، پيروان زيادي براي خود پيدا خواهيد
كرد.
اصل اول: خويشتن را در هالهاي از ابهام قرار دادن با هدف جلب توجه ديگران به سوي
خود. اما براي رسيدن به چنين هدفي به جاي دست زدن به اقدامي خاص، به بهرهگيري از
ابزارهاي كلامي و بيان موضوعات فريبنده نياز داريد. بر اين اساس، هر سخنراني،
مكالمه و مصاحبهاي كه انجام ميدهيد، بايد هم حاوي وعده و وعيدهاي بزرگ و
حسرتبرانگيز در ميان مخاطبان هدف باشد و هم لبريز از ابهام و پيچيدگي به نحوي كه
شنوندگان كلام شما را دچار رويازدگي كرده و به آنها القا كند به همه آرزوهاي بزرگي
كه در روياهاي خود جستجو ميكنند، با پيروي از شما دست خواهند يافت؛ اما بايد
همواره بهگونهاي سخن بگوييد كه شنوندگان و مخاطبان شما قدرت درك معنا و مفهوم
واقعي منظور شما را نداشته باشند. زيرا هر اندازه سخنان شما بيشتر در لفافه پوشيده
باشد، تأثير بيشتري بر تحريك روياهاي مخاطبان شما و تقويت حس وفاداري آنها به شما
خواهد گذاشت.
اصل دوم : حداكثر بهرهگيري از ابزارهاي جذاب بصري در اطراف خود با هدف جلوگيري از
احساس خستگي و دلزدگي، كساني كه براي شنيدن سخنان و موعظههايتان به دور شما حلقه
ميزنند. زماني كه موفق شديد عده زيادي مريد و پيرو براي خود پيدا كنيد. ممكن است
با دو خطر بزرگ هم روبهرو شويد. يكي احساس خستگي و ديگري بروز احساس شك و بدگماني
در ميان پيروان شما. براي پرهيز از بروز چنين مخاطراتي شما بايد با بهرهگيري از
حداكثر ابزارهاي جذاب و چشمنواز بصري در اطراف خود، هم موجبات انبساط خاطر
مخاطبانتان را فراهم سازيد و هم آنها را تحت تأثير زرق و برق صحنهاي كه آراستهايد
قرار داده و بدينوسيله هرگونه شك و دودلي آنها را نسبت به امكانات و جايگاه رفيع
خود برطرف سازيد. اينگونه صحنهآراييهاي پر زرق و برق و فريبنده نه تنها ذهن
مخاطبان را از اراجيفي كه شما براي آنها ميبافيد منحرف ميسازد بلكه اجازه نميدهد
كمترين خللي در باورهاي آنان نسبت به شما ايجاد شود.
اصل سوم: ضرورت سازماندهي مريدان و پيروان. زماني فراخواهد رسيد كه شما بايد
بهمنظور جلوگيري از پراكنده شدن مريدان و پيروان خود، دست به سازماندهي آنها
بزنيد. چون هر اندازه آنها سازمان يافتهتر باشند، در پيروي از كيش دروغين و
خودساخته شما راسختر خواهند شد و شما از اين طريق بهتر و سريعتر به اهداف
قدرتطلبي خود دسترسي پيدا خواهيد كرد. در سازماندهي پيروان خود، براي آنها سلسله
مراتب در نظر بگيريد و به هركدام از آنها متناسب با روحياتشان، القاب و عناويني هم
اعطا كنيد.
اصل چهارم: حتيالامكان منابع تأمين مالي خود را از چشم پيروانتان مخفي نگاه
داريد. بهطور طبيعي هر چه بر تعداد مريدان و پيروان شما افزوده ميشود، آنها
آمادگي بيشتري براي ريختن پولهايشان در پاي شما خواهند داشت و شما به منابع مالي
عظيمي دسترسي پيدا خواهيد كرد. اما همواره بايد تلاش كنيد تا خود را فردي بينياز
از هداياي نقدي پيروانتان نشان داده و اجازه ندهيد كسي از ميزان درآمد و ثروتي كه
از اين راه اندوختهايد، آگاهي پيدا كند. به عبارت ديگر شما بايد منابع تأمين درآمد
خود را از چشم ديگران و حتي پيروانتان مخفي نگاه داريد. چون از اين طريق پيروان شما
تصور خواهند كرد كه هر چه به شما تقرب بيشتري پيدا كنند، خيرات و بركات بيشتري نصيب
آنها خواهد شد.
اصل پنجم : براي خود جاذبهاي همچون آهنربايي نيرومند بسازيد. حفظ و نگهداري انبوه
مريدان و پيرواني كه با هزاران ترفند و نيرنگ براي خود دست و پا كردهايد، كاري
بسيار حساس و دشوار است. براي اين منظور شما بايد خاصيت يك آهن رباي پرقدرت را كه
هميشه ذرات آهن را بهسوي خود جذب ميكند براي خود ايجاد كنيد. زيرا هرگونه غفلت در
ايجاد چنين جاذبه دايمي و مسحوركنندهاي ممكن است سبب پراكنده شدن پيروان از اطراف
شما شود. براي رسيدن به اين هدف بايد ترفندي را به كار بريد كه مريدان و پيروان شما
تصور كنند با پيروي از شما به افتخاري بزرگ نايل شده و به عضويت جمعيتي كه به
اصطلاح تافتهاي جدا بافته در جامعه محسوب ميشود، درآمدهاند. پس از آنكه مريدان
و پيروان خود را با سازماندهي متحد و منسجم ساختيد، دشمني خيالي براي آنها بتراشيد
و با ترساندن آنها از آن دشمن خيالي، رشتههاي اتحاد و همدلي ميان آنها را هر چه
بيشتر مستحكمتر كنيد. به آنها بقبولانيد اگر اتحاد خود را در برابر آن دشمن خيالي
حفظ نكنند، نابود خواهند شد.
قانون 29
شجاعانه دل به دريا بزنيد و عمل كنيد
نكته: اگر به نتيجهبخش بودن
روند حركتي كه شروع كردهايد اطمينان نداريد، آن را ادامه ندهيد. زيرا شك و ترديد
شما آفتي بزرگ براي دستيابي به هدف خواهد بود. ترس و وحشت از انجام كار خطرناكتر
از انجام ندادن آن است. بنابراين شجاعانه و بدون ترس و واهمه دل به دريا بزنيد و
دست به كار شويد. زيرا مردم به همان اندازه كه شجاعان را دوست دارند از آدمهاي
ترسو و بزدل بيزارند.
كليدهاي دستيابي به قدرت
اغلب ما انسانها افراد
ترسويي هستيم زيرا دوست نداريم خود را درگير تنش و منازعه با ديگران كنيم و حس
خصومت ديگران را نسبت به خود برانگيزيم. البته ممكن است وسوسه شويم كه دست به اعمال
جسورانهاي بزنيم اما معمولاً از عملي كردن آن احتراز ميكنيم. زيرا از پيامدهاي
سوء آن و از دشمنتراشي براي خود وحشت داريم.
البته بسياري از ما نه بهخاطر پرهيز از رنجاندن ديگران كه بيشتر براي حفظ منافع و
مصالح خود از برانگيختن حس خصومت ديگران نسبت به خود پرهيز ميكنيم. اما اين احتياط
كاريها نبايد ما را از دست يازيدن به كارهاي جسورانه باز دارد. ما ميتوانيم طوري
عمل كنيم كه ديگران به ما به چشم افرادي جسور و شجاع نگاه كنند و حتي ما را پناهي
قابل اعتماد براي خود بدانند.
يادمان باشد، شمار افرادي كه شجاعت مادرزادي دارند، بسيار اندك است. حتي ناپلئون
بناپارت نيز كه تاريخ آن همه شجاعتهاي او را تحسين كرده، در صحنههاي نبرد حداكثر
احتياط را براي حفظ جان خود به كار ميبرد. در عرصههاي اجتماعي و سياسي نيز
ناپلئون ذاتاً فردي ترسو و محتاط بود. اما همواره بهطرز ماهرانهاي تلاش ميكرد
خود را فردي بسيار شجاع كه سري نترس دارد جلوه دهد. زيرا به خوبي از فوايد و مواهب
تظاهر به شجاعت و جسارت آگاهي داشت. در واقع ناپلئون كوچك مردي بود كه خود را بسيار
بزرگ نشان ميداد.
بنابراين اگر شما هم سوداي قدرت در سر داريد، بايد مانند ناپلئون رفتار كنيد. گفت و
گو و مذاكره بهخصوص هنگامي كه پاي تأمين منافع و تعيين قيمت شما در ميان باشد،
بهترين عرصه ابراز شجاعت و جسارت براي شماست. بسياري از افراد بدون توجه به اين
واقعيت در مذاكره قيمت نازلي براي خود از طرف مقابل مطالبه ميكنند. در حالي كه شما
حتي در اوج نياز بايد خود را بينياز نشان داده و بالاترين قيمت را براي خود مطالبه
كنيد. ارزانفروشي مقدمه فرو افتادن انسان به گودال مذلت است.
هنگامي كه كريستف كلمب جهانگرد و كاشف معروف اروپايي از دربار اسپانيا درخواست كرد
تا بودجهاي را براي سفر دريايي طولاني او به قاره آمريكا در اختيارش قرار دهند،
ضمن طرح آن درخواست، در اقدامي شجاعانه و كم سابقه، از پادشاه وقت اسپانيا خواست كه
او را به لقب «درياسالار بزرگ اقيانوس» نيز كه از القاب بسيار بزرگ آن روزگار بود،
مفتخر سازد. پادشاه اسپانيا با هر دو درخواست كريستفكلمب موافقت كرد. در واقع اين
قيمت هنگفت را خود كريستف كلمب براي خود تعيين كرد. زيرا به خوبي دريافته بود قدرت
از آن كساني است كه خود را ارزان نميفروشند. هنري كسينجر وزير خارجه آمريكا در
زمان رياست جمهوري ريچارد نيكسون از جمله كساني بود كه به راز بزرگ ابراز شجاعت و
جسارت در مذاكرات و بدهبستانهاي سياسي پي برده بود و همين مسأله از عوامل مهم
موفقيت او در مذاكره با رهبران وقت جمهوري خلق چين و سرانجام شكسته شدن يخ روابط
سياسي ميان چين و آمريكا بود. او ميدانست كه در هر مذاكرهاي بايد انتظارات و
امتيازهاي حداكثري از طرف مقابل مطالبه كند تا بتواند در يك نقطه سر به سر، به هدف
مورد نظر با طرف مورد مذاكره دست يابد.
واقعيت اين است كه مردم به كمك حس ششم خود احساس ضعف يا قدرت ديگران را درك و
شناسايي ميكنند. اگر در اولين باري كه براي رسيدن به هدفي با كسي برخورد ميكنيد و
وارد مذاكره ميشويد، رفتارتان حاكي از علاقهمندي شما به رسيدن به توافق، كوتاه
آمدن و تن دادن به خواسته طرف مقابل باشد، با چنين شيوهاي حتي اگر طرف شما يك موش
ترسو باشد، به يك شير شرزه و درنده در مقابل شما تبديل خواهد شد.
يك حركت و رفتار شجاعانه شما را در انظار ديگران فردي شيردل و جسور كه جرأت دست
يازيدن به كارهاي خطير و بزرگ را دارد، جلوه خواهد داد و شما خواهيد توانست از ثمره
ايجاد چنين احساسي در ديگران نسبت به خود به خوبي ميوهچيني كنيد. البته اگر ابراز
شجاعت شما همچون جهيدن مار بر روي طعمه، سريع و غافلگيرانه باشد، زودتر و آسانتر
به نتيجه دلخواه دست خواهيد يافت زيرا از اين طريق رعب و وحشتي كه در دل حريف ايجاد
خواهيد كرد، بسيار شديد خواهد بود. شما با ايجاد رعب و وحشت در دل ديگران، ميخ قدرت
خود را بر اذهان خواهيد كوبيد و بدعتي را پيريزي خواهيد كرد تا در آينده هر وقت
صحبتي از شما به ميان بيايد، همه رقيبان دست و پاي خود را از ترس جمع كنند و موضع
دفاعي به خود بگيرند. |