ماهنامه اقتصاد و زنــــدگی اولین و تنها نشریه حامی مدیران ، کارآفرینان و فعالان اقتصادی

 
 
 

بر چهرة گل
نسيم نوروز خوش است

 

نوشتن عبارت كليشه‌اي «اين عيد باستاني را تبريك مي‌گوئيم» بر پشت كارت تبريك‌ها‌ي منقش به تصوير گل سرخي با شبنم‌هاي مصنوعي بر گلبرگ‌هاي آن، نخستين خاطره سال‌هاي كودكي و نوجواني بسياري از ما از نوروز است. هنوز بوي گيج عود و اسفند در خانه، ماهي قرمز تنگ بلور، تلألو نور شمع‌هاي سفره زيباي هفت‌سين، اسكناس‌هاي تانخورده لاي قرآن، پر شدن‌هاي پي در پي خانه از مهمان، خنده، روبوسي، سرخوشي و مهرباني كمي غيرعادي پدر و زيباتر شدن مادر در روزهاي عيد از ديگر تصاوير آلبوم خاطرات نوروزي ما بچه‌هاي ديروز است.
و حال اين حسرت، آن همه شوق و شور و گرما به همراه بسياري رويدادهاي خوب ديگر چه شدند و به كجا رفتند؟! چه شد كه اين سفر‌هاي نوروزي جاي آن سفره‌هاي نوروزي و رنگين هفت سين را گرفت؟! چه شد كه آن فضاي روشن و معطر خانه‌ها در نوروز جايش را به خانه‌هاي ساكت و تاريك صاحبان سفر كرده آنها داد؟!
با تمام اين‌ها هنوز نوروز نقطة عطف زندگي ساليانه ما ايرانيان است و خجسته‌ترين رويداد عمومي كه همگان را از فقير و غني و پير و جوان از بركات خود بهره‌ مي‌دهد و مي‌رود كه در تمام عرصه فراخ ايران فرهنگي جايگاه گذشته خود را باز يابد.
اينك در ده كشور حوزه فرهنگي ايران نوروز جشن ملي است و ايران به نمايندگي از جانب خود و 9 كشور تركيه، عراق، قرقيزستان، تركمنستان، تاجيكستان، آذربايجان، ازبكستان، پاكستان و افغانستان مسئوليت ثبت جشن نوروز را به‌عنوان يكي از شاهكارهاي شفاهي و غير ملموس ميراث بشري در يونسكو برعهده دارد.
شوق و انتظار نوروز با ماست و نوروز در قلب و روح ايرانيان و علاقه‌مندان به فرهنگ ايران جايگاهي استوار دارد. جايگاهي كه از 6000 سال ديرينگي نوروز ريشه مي‌گيرد.
در اين جستار به صورتي بسيار اصولي نوروز در هويت و اصالت آن و در درازاي حيات طولاني و پربارش از دل اساطير تا زمان اكنون پي‌جويي مي‌شود.
منشأ پيدايش نوروز
بي هيچ ترديدي، نوروز جشني است ايراني و دليل كلي پيدايش نوروز همانند ديگر جشن‌هاي ايراني، بيش از هر چيز به باور و نگرش ايرانيان درباره زندگي و جهان مربوط مي‌شود؛ زيرا ايرانيان همواره چنين مي‌انديشند كه شادي و شادماني بخش جدايي ناپذير خرد حاكم بر جهان هستي است و از جلوه‌هاي نيك اهورايي است؛ گوهر زندگي شاد است و روشن و گرم؛ و در تضاد با آن، ‌اندوه و تاريكي و سرما قرار دارد كه نشانه‌‌هاي اهريمنند، مرگ‌زا و تخريب‌گر. بر بنياد چنين بينشي است كه در همياري و همكاري با اهورامزدا و در پاسداشت زندگي هر رويدادي را با زنده دلي و شادماني به جشن و سرور مي‌نشستند و در تمام ايام سال جشن‌هاي بسيار بر پا مي‌ساختند كه جشن‌هايي چون نوروز، مهرگان، تيرگان، آبانگان، سده، ‌اسفندگان و ... از نمونه‌هاي برجسته و باشكوه اين نگرش به شمار مي‌روند. اما در سنجش با تمام جشن‌هاي ايراني نوروز را جايگاه و شكوه و جلوه‌اي ويژه و پايداري و دوام طولاني‌تري بوده است، به‌گونه‌اي كه امروزه نوروز درفش هويت ايراني و برجسته‌ترين نماد آئين ملي به شمار مي‌رود.
اما آنگونه كه از متون كهن ايراني برمي‌آيد، نوروز را به‌طور خاص چه بن و پيشينه‌اي است؟ بر بنياد آثار شعرا و نويسندگان و مورخان قرن‌هاي چهارم و پنجم هجري كه دوران اوج شكوفايي فرهنگي، اجتماعي و سياسي هويت ملي ايرانيان پس از اسلام است، ‌مي‌توان گفت كه نوروز رويدادي اجتماعي، علمي، اقتصادي و انساني و مردمي بوده است. اين مدارك عموماً پيدايش نوروز را به زمان جمشيدشاه پيشدادي منتسب مي‌كنند. هر چند برخي نيز دوران كيومرث پيشدادي را آغازگاه نوروز مي‌دانند اما وجه تشابه تمام اسطوره‌هاي مربوط به نوروز، «جمشيد شاه» است و اقوال عامه نيز از اين معني حكايت داشته و دارد.
حكيم فردوسي منشاء پيدايش نوروز را روزي مي‌داند كه پس از به سامان آمدن كارهاي كشور به دست جمشيد صنعتگران به نيروي فركياني تختي شگفت و درخشان ساختند و جمشيد بر آن تخت، چون خورشيد تابان نشست و به فرمان او ديوان تخت را از دشت به گردون برافراشتند. اين پديده اعجاب‌انگيز گويا يك رويداد و دگرگوني بزرگ در آن دوران بود و جهان را به شگفتي آورد به‌طوري كه تمامي مردمان آن روز را روز نو خواندند و جشن گرفتند. اين روز برابر بود با هرمزد روز از ماه فروردين كه پيشقراول سال نو است و آغاز اعتدال بهاري و بهار نجومي در نيم كره شمالي زمين.
ابوسعيد گرديزي مؤلف زين‌الاخبار و ابوريحان بيروني نيز آغاز نوروز را پرواز كردن جمشيد بر مي‌شمارند. اما از نگاه محمدبن جرير طبري نويسنده تاريخ طبري، آغاز دادگري جمشيد منشأ پيدايش نوروز است. در خيام نامه هم به پرواز جمشيد اشاره‌اي نشده، ‌اما او نيز زمان پيدايش نوروز را به زمان جمشيد و سال سلطنت او نسبت مي‌دهد. يعني زماني كه آباداني‌هاي جمشيد تكميل شد: گرمابه‌هاي بسيار ساختند، سيم و زر از معادن برآوردند، ديباي ابريشمي بافتند و ... يعني به طور كلي نوروز روزي بود كه امور سامان يافت و آغاز آسود، زيستن مردمان بود.
بنابراين چنانكه گفته شد در اسطوره‌ها يك رويداد زميني و مردمي منشأ نخستين پيدايش نوروز است.
اما موقعيت‌هاي كيهاني نيز در تثبيت، تداوم و استحكام نوروز نقشي بسيار عميق و مؤثر داشته‌اند.
حكيم عمر خيام نيشابوري به پيدايش نوروز در زمان جمشيد شاه معتقد است، ‌اما براي آن يك اصل كيهاني و نجومي هم قايل است از زبان خودش بشنويم: "سبب نهادن نوروز آن بود كه آفتاب را دو در بود، يكي آنكه هر سيصد و شصت و پنج شبانه‌روز به اول دقيقه حمل باز مي‌گردد و به همان روز كه رفته بود، بدين دقيقه نتواند از آمدن، چه هر سال از مدت همي كم شود. چون جمشيد آن روز دريافت [آن را] نوروز نام نهاد و جشن و آيين آورد و پس از آن پادشاهان ديگر مردمان بدو اقتدا كردند."
در همين زمينه ابوريحان بيروني به زباني ديگر مي‌گويد: "نخستين روز فروردين را از اين جهت نوروز خوانده‌اند زيرا پيشاني سال نو است و به اعتقاد پارسيان نخستين روزي است از گشتن زمان، در اين روز خوشبختي را براي ساكنان زمين توزيع مي‌كنند، از اين رو ايرانيان آن را روز اميد مي‌خوانند. اين روز مبارك است زيرا نام آن اورمزد است و روز خداست و .... خداي گياهان در اين روز زنده مي‌شود و ... خدا در اين روز آفرينش همه آفريدگان را به پايان رساند."
منشأ غير آريايي نوروز
برخي پژوهشگران و اسطوره پژوهان، از جمله شادروان مهرداد بهار در كتاب نگرش به اساطير ايران بر آن هستند كه جشن نوروز يك جشن آريايي نبوده و ايرانيان پس از مهاجرت به سرزمين‌هاي جنوبي آن را از بابليان گرفتند و سپس در ديگر نقاط جهان منتشر ساختند.
البته ترديدي نيست كه در سرزمين‌هاي ميانرودان (بين‌النهرين) كه كشاورز و يك جانشين بودند و تقويم ساليانه خود را بر پايه رويدادهاي كشاورزي مانند كاشت و برداشت تنظيم مي‌كردند، جشن بهاري برپا مي‌شد. از همين رو از ديرباز در تمدن‌هاي سومر، بابل و آشور بر بنياد تقويم خورشيدي، آغاز بهار را جشن مي‌گرفتند و شاهان بار عام مي‌دادند و هدايا رد و بدل مي‌گرديد. همچنين نبايد از نظر دور داشت كه در بخش‌هاي مختلف اوستا هيچ نشانه‌اي از نوروز وجود ندارد.
اما با تمام اينها نمي‌توان ناديده انگاشت كه براي آريائياني كه از سرزمين‌هاي بسيار سرد شمالي كوچ كرده و هنوز خاطره زمستان‌هاي طولاني و يخ زده و مرگزاي آن سرزمين‌ها در حافظه تاريخي‌شان باقي مانده و در باورها و اسطوره‌ها و افسانه‌هايشان نمود يافته بود، آغاز بهار و پايان فصل سرما، رويدادي فرخنده و مبارك بود كه جشن گرفتن و گراميداشت آن بسيار بديهي مي‌نمود.
پس حتي با پذيرفتن اصل تعامل فرهنگي ـ آئيني ملل و اقوام مختلف و احتمال الگوپذيري ايرانيان از ملل يكجا‌نشين ميانرودان در برپايي نوروز، هيچ خدشه‌اي بر اصالت و بنياد مردمي، اعتقادي و اسطوره‌اي اين آئين گرانقدر وارد نمي‌آيد و از ارزش‌ها و آثار مبارك و خجسته آن كاسته نمي‌شود.
آئين نوروز در مسير تاريخ
متون بازمانده از دوران هخامنشي در اشاره به نوروز، ساكت است و مدارك موجود و شناخته شده، دال بر آن است كه نخست بار در زمان بلاش اول اشكاني، نوروز با شكوه تمام و رسماً برگزار گرديد. اما باز جاي تأمل است كه سنگ نگاره‌هاي تخت جمشيد از آئين و روزي ويژه حكايت دارند كه نمايندگان تمام ملل تحت اختيار‌ امپراطوري هخامنشي، ‌هداياي خود را در صفوف منظم و در زماني مشخص در تخت جمشيد به پيشگاه شاهان هخامنشي تقديم مي‌داشته‌اند و اساساً بسياري از باستان‌شناسان و مورخان كاركرد اصلي مجموعه تخت جمشيد (پارسه) را برپايي مراسم و جشن‌هاي رسمي و حتي انحصاراً آئين نوروز مي‌دانند.
درباره چگونگي برپايي مراسم نوروز در زمان اشكانيان نيز اطلاعات مشخصي در دست نيست اما درباره برگزاري نوروز در زمان ساسانيان اطلاعات فراواني در دست است كه نشان از آن دارد كه شاهان ساساني در ايام نوروز بار عام داده در پنج روز نخست طبقات و گروه‌هاي مختلف مردم را به حضور پذيرفته به شكايات و درخواست‌هايشان گوش فرا مي‌دادند و هدايايشان را مي‌پذيرفتند. روز ششم از آن خواص يعني نجبا و شاهزادگان و درباريان بود. جشن‌هاي نوروز در اين دوران تا 21 فروردين به درازا مي‌كشيد و نشانه‌اي از نحوست روز سيزدهم و برگزاري مراسم سيزده بدر و يا چهارشنبه سوري در اين دوران نمي‌بينيم.
نوروز پس از اسلام
در روايات بازمانده از پيامبر اسلام (ص) و امام جعفر صادق (ع) تأييد آئين نوروز توسط آن بزرگان هويداست. در روايتي از پيامبر (ص) نقل مي‌شود كه ايشان فرمودند: كاش هر روزي بر ما نوروز بود. از امام جعفر صادق (ع) نيز نقل است كه به يكي از ياران خود فرمودند: "... روز نوروز روزي است كه خداوند از بندگان خود پيمان گرفت كه او را بپرستند و او را شريك و انبازي نگيرند و به پيامبران و راهنمايان او بگروند و به پيشوايان دين ايمان بياورند. همان روزي است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها در آن وزيدن گرفت و زمين در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزي است كه كشتي نوح در كوه آرام گرفت. همان روزي است كه پيامبر خدا، اميرالمؤمنين علي (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت‌‌هاي قريش را از كعبه به زير افكند. چنانكه ابراهيم نيز اين كار را كرد. همان روزي است كه پيامبر به ياران خود فرمود تا با علي (ع) به‌عنوان امرالمؤمنين بيعت كنند (عيد غدير خم). همان روزي است كه قائم آل محمد (عج) و اولياي امر در آن ظهور كنند و ..."
از برپايي نوروز در زمان حكومت امويان نشانه‌اي در دست نيست. اما عباسيان كه خود را به نوعي ادامه دهنده و ميراث داران ساسانيان مي‌دانستند و به شدت تحت نفوذ كارگزاران ايراني خود بودند در برپايي با شكوه نوروز همت فراوان مي‌گماشتند و حتي رسم هديه دادن و هديه گرفتن و بارعام شاهي را از ساسانيان تقليد كرده تداوم بخشيدند. شك نيست كه سلسله و دودمان‌هاي ايراني در دوران طولاني خلافت عباسيان در برپايي و گراميداشت نوروز به‌عنوان نماد استقلال و هويت ملي مي‌كوشيدند و در تمام اين دوران‌ها نوروز و سده و مهرگان باشكوه و جلالي خيره‌كننده برگزار مي‌شد. در سده‌هاي بعدي و پس از حمله مغولان از اهميت و جايگاه جشن‌هاي مهرگان و سده كاسته شد و اين جشن‌ها به‌طور تدريجي به فراموشي سپرده شدند. اما نوروز همواره مورد توجه بود و نقطه عطف زندگي مردم و حكومت در طول سال به شمار مي‌رفت.
بدين ترتيب نوروز از ژرفاي اساطير پا به صحنه تاريخ نهاد، رويدادهاي دشوار را پشت سر گذارد. پس از جمشيد ادامه يافت، از حمله اسكندر جان به در برد و با اسلام و باورهاي اسلامي خود را هماهنگ و هم آواز ساخت و ماند. مغولان نتوانستند بيخ‌اش را بركنند و تجدد و غرب گرايي، هم ياراي آن نداشت و ندارد كه با موجوديت آن بستيزد، هرچند از تأثيرات مخرب خود بي‌بهره‌اش نگذارد.
چگونگي برپايي مراسم نوروز
نوروز از ديرباز صحنه گفتگوهاي فرهنگي ـ هنري ـ اجتماعي و سياسي نياكان ما بوده است و نمادي از باورهاي آنان و اكنون شاخص‌ترين نماد نوروز، سفره هفت سين است كه تمامي عناصر تشكيل دهنده آن هر يك به‌گونه‌اي به نور و روشني و عشق و باروري طبيعت راه مي‌برند. مي‌گويند هفت سين در پيش از اسلام هفت‌ شين بوده است كه به دليل حرام بودن شراب در دين اسلام به هفت سين تغيير يافته است.
اين نظر داراي هيچ سابقه تاريخي مستدل نيست، به ويژه آنكه مي‌دانيم كه در زبان پارسي به شراب «مي» گفته مي‌شود و اصلاً شراب واژه‌اي عربي است و نمي‌توانسته در سفره هفت‌سين پارسي جايي داشته باشد. برخي برآنند كه هفت‌سين، هفت سيني بوده است از فرآورده‌هاي كشاورزي و يا هفت چين كه به معناي هفت روييدني است. از آنجا كه اسفند، گاه كاشتن دانه‌ها و غلات است،‌ ايرانيان از ايام كهن در حركتي نمادين به سبز كردن دانه و غله مي‌پرداختند. مي‌گويند از بيست و پنج روز به آغاز سال مانده بر 12 ستون در ميدان مياني شهرها دانه‌هاي گندم، جو، برنج، باقلا، كاجله، ارزن، ذرت، ‌لوبيا، نخود، كنجه، عدس و ماش مي‌كاشتند و در ششمين روز فروردين با سرود و شادي اين سبزه‌ها را مي‌كندند و براي فرخندگي و بركت به هر سو مي‌افشاندند. امروزه نيز سبزه به اشكال مختلف از عناصر اصلي هفت‌سين است.
خانه را از پليدي و كهنگي روفتن و به اصطلاح خانه تكاني كردن و جامه نو پوشيدن از ديگر رسم‌هاي نيك و شادي‌بخش نوروزي است. احترام به ارواح در گذشتگان خانواده از ديگر رسم‌هاي نوروزي است. ايرانيان از ديرباز ده روز قبل از نوروز در خانه‌هاي روفته شده و آراسته خود به استقبال ارواح درگذشتگان خانواده كه براي سركشي آمده بودند مي‌رفتند و در سپيده دم نوروز با افروختن آتش نوروزي آنها را در بازگشت به منزلگاه اصلي‌شان «گروتمان» (آسمان) به روشني و گرمي بدرقه مي‌كردند.
اكنون هم بر مزار درگذشتگان رفتن در پنجشنبه آخر سال، بازمانده همان رسم ديرين است. به حضور بزرگان و كهنسالان خانواده و خاندان رسيدن و پس از آن ديد و بازديدهاي خانداني و دوستانه نيز از بخش‌هاي لاينفك مراسم نوروز بوده كه خوشبختانه هم‌اكنون هم برقرار است. زدودن رنجش‌ها و كينه‌ها در ايام نوروز و به ديدار حتي دشمنان رفتن، باز هم يكي از كاركردهاي مثبت و پر اوج نوروز در استحكام همبستگي اجتماعي و كاستن از تضادها و تفرقه‌هاست.
رسم هديه دادن و هديه گرفتن كه در گذشته‌ها و تا زمان قاجار و پيش از مشروطيت در محدوده رابطة نهاد حكومت با طبقات مردم تعريف مي‌گرديد، اكنون جاي خود را به رسم دادن هديه، سكه و پول از سوي بزرگ‌ترها به كوچك‌ترهاي خانواده و خاندان داده است.
افروختن آتش بر درگاه و بام خانه كه در گذشته‌اي دور نمادي بود از احترام به روشنايي و پيشباز رفتن نوروز و آغاز بهار و به‌عنوان آتش نوروزي جاي ويژه‌اي داشت، اكنون جاي خود را به آتش‌افروزي و ترقه‌بازي‌هاي چهارشنبه سوري داده است كه بدون ترديد از رسم‌هاي پس از اسلام و سده‌هاي اخير است. هر چند كه هنوز هم در برخي روستاها و شهرها و نيز در بين زرتشتيان رسم افروختن آتش در شب نوروز و يا سحرگاه نوروز برقرار است.
و سرانجام سيزده بدر كه پاياني است بر جشن‌هاي نوروزي، باز هم برگرفته از رسوم ساير اقوام است. چرا كه در جهان بين ايراني هيچ شماره‌اي و از جمله سيزده نحس نيست. لكن به سربردن در دامان طبيعت حسن ختام زيبايي است بر آئين نوروز كه سراپا زيبايي و لطف است و در سده‌ها و هزاره‌هاي پيشين به‌جاي سيزده، در بيست و يكم يا بيست و پنجم فروردين برگزار مي‌شد.
 

 


 

 
 

 

 

 

  آرشیو| فرم اشتراک | مطالب شماره جدید| سفارش آگهی| تماس با ما | درباره ما

تمامی حقوق و مطالب این سایت برای ماهنامه اقتصاد و زندگی محفوظ میباشد ، هرگونه استفاده بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد. ©2009

Powerd by : Elica Farjadian