پنج عنصر P.O.I.S.E
عناصر پنج گانه P.O.I.S.E بمعناي سودآوري، تهاجمي بودن، يكپارچگي عمليات بازاريابي،
استراتژيك بودن و اثر بخشي عملكرد است كه در ذيل تشريح شدهاند:
سودآوري (P ) : تعادل مناسب ميان نياز شركت به سودآور بودن و نياز مشتري به منافع و
حق واقعي خود.
تهاجمي بودن (O) : شركت ها بايد بازار را رهبري كند، ريسك پذير باشد و رقبا را به
دنباله رو تبديل كند.
يكپارچگي ( I) : رويكرد بازاريابي بايد عمليات شركت را به كليتي يكپارچه بدل كند.
استراتژيك بودن ( (S: تجزيه و تحليل اكتشافي بايد به تدوين استراتژي برنده منجر
شود.
اجراي اثر بخش (E) : شركت ها بر مبناي فعاليت روزانه بايد بطور قوي و منظم به اجراي
طرح هاي بازاريابي بپردازند.
اصل
سودآوري به اين مطلب اشاره دارد كه هدف بازاريابي صرفاّ بالا بردن سهم شركت از
بازار يا حفظ منافع مشتري نيست، بلكه افزايش سودآوري است. بازارياب هاي تهاجمي
تعارض حفظ منافع مشتري و عمليات كارآمد شركت ها را حل مي كنند. ايجاد تعادل ميان
سود مشتري و سود شركت از مهارتهاي اساسي بازارياب تهاجمي است. اصل تهاجمي بودن نيز
تاكيد دارد كه بنگاه اقتصادي بايد بتواند بسرعت واكنش نشان دهد و هرگز منتظر
اقدامات رقبا باقي نماند.
چگونه واحدهاي
بازاريابي مي توانند زمينه اجراي پنج اصل بازاريابي تهاجمي را فراهم آورند؟
واحدهاي بازاريابي سنتي
در شركتهاي ما لازم است در پنج جبهه دست به تحرك و نوآوري بزنند:
ساختار
واحد ايده آل بازاريابي بايد زمان اندكي را صرف فعاليت تاكتيكي كوتاه مدت کنند، حال
آنكه اما واحدهاي بازاريابي شركتهاي ما هم اكنون 80 تا 90 درصد از وقت خود را صرف
چنين تاكتيك هايي مي كنند. نتيجه اينكه بازاريابي اغلب در هدايت استراتژي شركت شكست
مي خورند و اين شكست لطمه اي اساسي به شركتها محسوب مي گردد، چرا كه بازاريابي هر
بنگاه اقتصادي به دليل داشتن ديدگاه دو بعدي بهترين نيرو براي تدوين و رهبري
استراتژيهاي بازار شركت است. متاسفانه در حين شكست واحد بازاريابي، فرآيند تدوين و
هدايت استراتژي به واحدهاي مالي محول مي گردد كه به دليل داشتن ديدگاه تك بعدي فاقد
صلاحيت لازم براي انجام چنين ماموريتي مي باشند. در چنين احوالي واحد بازاريابي
بايد دست به دو تغيير بزند: اول، ساختار كنشها و فرآيند هاي خود را مجددا“ تعريف
كند، به نحوي كه وقت كافي براي تفكر درباره استراتژي ها و تدوين استراتژي هاي برنده
داشته باشند. دوم، بازاريابها بايد روابط خود را با ديگر واحدها متحول سازند، چرا
كه فعاليتهاي فراگير براي اجراي اصول پنج گانه بازاريابي تهاجمي بسيار اهميت دارد.
واحدهاي بازار يابي اغلب وقت زيادي را صرف افزايش اثربخشي تبليغات مي كنند اما از
اين نكته غافل مي مانند كه چگونه مي توان از واحدهاي ديگر شركت در جهت بازاريابي
بهتر بهره گرفت، بدين منظور واحدهاي بازاريابي بايد به شش محرك لازم توجه مبذول
کنند:
الف- درك عميق نيازها و عادات مشتري و آگاهي از تغييرات آينده در بازار و تكنولوژي
ب – مديريت استراتژي، تحليل كمي پورت فيليو و تدوين برنامه فردا براي كل شركت
ت – توسعه محصولات و خدمات
ث – اولويت بندي و نظارت بر سرمايه گذاري در كارخانه، بهبود در خدمات روابط مشتري
ج - تجزيه و تحليل بازاريابي، بررسي هزينه هر واحد محصول و خدمات، و ارتباط آن با
مشتري
چ – مديريت فعال رويكرد بازاريابي در ميان واحدها، و شناسايي قابليت هاي اصلي شركت
جهت بهبود و توسعه محصولات و خدمات موجود
اجراي بازاريابي بر
مبناي روابط و مناسبات
واحد بازاريابي بنگاه اقتصادي مي بايست بر مبناي اصول روانشناسي اجتماعي از عنصر
رابطه با مشتري نوعي جديد از بازاريابي را فراهم آورد. اين نوع بازاريابي مستلزم
درك نيازهاي يكايك مشتريان و ارضاي آن در نهايت درجه خرسندي است. اگر طيف محصولات و
ميزان قيمت بنگاه با محصولات و قيمت رقبا يكي باشد، بازاريابي رابطه اي مي تواند
يكي از اصول اصلي تفاوت تلقي شود. بقالي هاي سنتي يكي از بهترين نمونه هاي از
بازاريابي رابطه اي در كشور ما هستند. امروزه بسياري از خطوط هوايي حتي از پيش مطلع
هستند كه مشتري چه نوع سيگاري را دوست دارد، نوشابه مورد علاقه او چيست و يا به چه
نوع رژيم غذايي احتياج دارد. شركتProcter & Gamble نوعي بانك اطلاعاتي را سامان
داده است كه در آن اطلاعات گوناگوني در مورد 44 ميليون زن خانه دار امريكايي و 7
ميليون زن انگليسي انباشته است. اما متاسفانه ما در كشور خود هرگز از پديده
بازاريابي بر مبناي رابطه بهره نگرفته ايم. در نگرش بازاريابي تهاجمي همه كاركنان
بازارياب محسوب مي شوند، همه با مشتريان تماس دارند و گفتگو مي كنند و اين همان
كاري است كه ژاپني ها سالها است به آن مشغولند. ژاپني ها بازاريابي را وظيفه همه
كاركنان مي دانند. در ژاپن رسم است كه مهندسين و طراحان و مديران ارشد نيز در
تلاشهاي فروش، و پژوهش بازاريابي و خدمات مشتريان مشاركت كنند.
توسعه قابليت ها
واحد بازاريابي همانگونه كه پيش از اين هم اشاره كرديم براي اينكه بدل به بازارياب
تهاجمي شود، لازم است مهارت هايي را در خود پرورش دهد، در غير اينصورت در آينده
نواقصي را در اين نوع واحدها مشاهده خواهيم كرد. بازارياب تهاجمي نيمرخي به شرح ذيل
دارد:
الف. بايد به قدر كافي درباره ضروريات عمليات، زنجيره عرضه و تامين كنندگان مواد، و
مديريت كانال توزيع معلومات داشته باشد.
ب . بايد بتواند تكنولوژيهاي اصلي كسب و كار را بشناسد و درك كند.
ت . بايد در مورد مسايل مالي داراي پيشينه مطالعاتي باشد.
ث . بايد در طراحي و مديريت پروژه ماهر باشد.
ج . بايد تحليل گر درجه يك كسب و كار باشد، از داده ها بطور خلاق براي تدوين طرح
هاي اقدام و عمل موجز بهره گيري كند.
چ . بايد مدير ماهر و برانگيزاننده مردم باشد، چه مردم داخل شركت و چه بيرون از آن،
مردمي كه در نهايت مجري رويكرد بازاريابي تهاجمي محسوب مي شوند.
خ . بايد در شناسايي فرصت ها، پژوهش بازار، ارزيابي و استراتژي تبليغات، بازاريابي
مستقيم و خدمات مشتريان خبره باشد.
4. مديريت فرآيند
بازاريابي
چهارمين اقدام براي گسترش تفكر و عمل بازاريابي تهاجمي مديريت فرآيند بازاريابي
است. متاسفانه در اكثر شركتها، اين اقدام بخوبي به اجرا گدارده نشده است، دليل اين
امر اينست كه از يكسو مديريت فرايند بازاريابي غالبا“ توسط كاركنان واحدهاي توليد،
فروش و تا حدودي مالي بانجام مي رسد و اين امر باعث مي گردد تا كاركنان واحد
بازاريابي همواره غرق فعاليت هاي كوچك روزمره باشند و نظمي در كار آنها مشاهده
نگردد، از سوي ديگر خلاقيت، نوآوري و پويايي كاركنان بازاريابي، كار نظارت و مديريت
آنها را دشوار ميسازد اما در نگرش بازاريابي تهاجمي خواهيم ديد كه امروزه
بازاريابي فرآيندي علمي، پاسخگو و از همه مهمتر فرآيند پذيرتر شده است.
|