نکته: هنگامی که میخواهید برای رسیدن به هدفی مهم برنامهریزی کنید،
همه احتمالاتی را که ممکن است شما را مورد تهدید قرار دهد، مدنظر قرار دهید، چه در
غیر این صورت حاصل تلاشهای شما به سود دیگران تمام خواهد شد. توجه نشان دادن به
نتیجه و پایان هر کار، هم شما را در قبال حوادث و تهدیدهای احتمالی حفاظت خواهد کرد
و هم به شما امکان خواهد داد تا زمان توقف هر تلاشی را خود تعیین کنید و سرنوشت خود
را آن طور که دوست دارید، رقم بزنید.
کلیدهای دستیابی به قدرت
یونانیان عهد باستان اعتقاد داشتند که خدایان مورد پرستش آنان از آنچه که در آینده
به وقوع خواهد پیوست آگاهی کامل دارند و قادر به پیشگویی همه چیز از جمله سرنوشت
آحاد بشر هستند. آنها از سوی دیگر بر این باور بودند که انسانها زندانی هیجانها و
احساسات و نیز قربانی سرنوشت خویشند و قدرت پیشبینی حتی فوریترین خطراتی که آنها
را تهدید میکند را ندارند: قهرمانان اساطیری یونان باستان همچون اودیسه (Odysseus) نیز به خاطر آن
که قادر بودند خدایان را برای رقم زدن سرنوشت خویش به خدمت بگیرند، مورد تکریم و
ستایش یونانیان قرار داشند، در واقع انسانها در طول تاریخ همواره ستایشگر کسانی
بودهاند که با بینش عمیق خود قادر به پیشگویی سرنوشت و غلبه بر آن بودهاند. در
زمانه ما هم کسانی که قدرت رقم زدن سرنوشت خود را دارند و به عبارتی میتوانند میوه
چین سرنوشت خود باشند، در اذهان مردم افرادی برجسته و در خور ستایش و تحسین به نظر
میآیند. دلیلش آن است که اغلب مردم چنان در تار و پود زندگی حال و کنونی خود دست و
پا میزنند که کمترین قدرتی برای پیشگویی آینده و خطراتی که در کمین آنها نشسته
است را ندارند و به همین سبب قادر به دستیابی به قدرت نیستند.
در سال 415 قبل از میلاد، آتنیهای باستان به امید دستیابی به قدرت و ثروت و خاتمه
دادن افتخارآمیز به جنگ 16 ساله با پلویونسیها (Peloponesian) جزیره
سیسیل را مورد حمله قرار دادند. آتنیها تنها به کسب افتخار و ثروت میاندیشیدند و
از این واقعیت غافل بودند که کشاندن دامنه جنگ به مسافتی بسیار دور از آتن و در
درون خاک سیسیل، مردم سیسیل را برعليه آنها متحد خواهد کرد و پراکندهتر شدن بیش از
حد سپاهیان آتنی، آنها را در معرض خطری فاجعهآمیز قرار خواهد داد. اما آتنیهاي
کوته بین چنین خطری را نادیده گرفتند و چون به جای تابعیت از فرمان فکر و انديشه
تابع احساسات خود شده بودند، با اقدام به جنگ با سیسیلیها، موجبات اضمحلال یکی از
بزرگترین تمدنهای آن زمان یعنی تمدن آتن را فراهم ساختند.
به گفته رتز Retz یکی از اسقفهای معروف قرون گذشته اروپا، بزرگترین اشتباه و نقطه ضعف مردم عادی
این است که همواره تنها نگران خطرهایی هستند که در لحظه حال آنها را تهدید میکند و
به مخاطراتی که در آینده دور در انتظارشان است، توجهی نشان نمیدهد. آنها اگر
میتوانستند خطرهایی را که نسبت به آنها در حال شکل گرفتن است در اندیشه و ضمیر خود
پیشبینی کنند، ای بسا امروز مرتکب بسیاری از اشتباهات نمیشدند و از آنها پرهیز
میکردند.
اما انسانهایی که دارای قدرت پیشبینی خطرها و توطئههای آتی هستند، به خوبی
قادرند آن توطئه را به موقع در نطفه خفه کنند. بنابراین صرف داشتن توان انجام دادن
کاری نشانه قدرت شما نیست بلکه بخش مهمی از قدرت شما در عدم انجام کارها و اشتباهات
احمقانهای است که انباشت آنها میتواند در آینده به یک خطر بزرگ برای شما تبدیل
شود. پس بهمنظور پرهیز از افتادن در دام خطرهای بزرگ قبل از دست یازیدن به هر کاری
جزییات آن را در ذهن خود طراحی و پیامدهای نیک و بد آن را به دقت ارزیابی کنید.
همواره از خود بپرسید آیا کاری که انجام میدهید موجب افزایش تعداد دشمنان شما
نخواهد شد و آیا از نتیجه نهایی انجام چنین کاری دیگران بهره خواهند برد. فراموش
نکنید که آخر و عاقبت انجام کارهای نسنجیده و بدون مطالعه به مراتب تلختر و
زهرآگینتر از شیرینیهای احتمالی آن خواهد بود.
هنگامی که شما با نگاه به دور دستها و با در نظر گرفتن کلیه احتمالات، دست به
اقدامی میزنید و تحت تأثیر احساسات خام و هیجانات غیر منطقی قرار نمیگیرید، در
همان زمان حال موفقیتهای بزرگ آینده را در راه دستیابی به قدرت برای خود رقم
خواهید زد.
نکته: تلاش برای نیفتادن در دام گرفتاریها به مراتب آسانتر از آن است که
بخواهیم از مصائب و گرفتاریها خود را نجات دهیم. اما زمانی که در نتیجه جهل و بی
خردی، ریسمان مشکلات و گرفتاریها بر دست و پای ما میپیچند باید با درس عبرت گرفتن
از اشتباهات گذشته، با صبر و خرد ورزی خود را از چنگ آن رهایی بخشیم و با دست و پا
زدنهای بیهوده کاری نکنیم که راه رهایی به کلی به روی ما بسته شود. به یاد داشته
باشیم که حتی در بدترین شرایط با بهرهگیری از تدبیر و درایت خواهیم توانست
روزنهای از امید به روی خود بگشاییم.
قانون 31
هرگز راز موفقیتهای خود را
برملا نکنید
نکته: اعمال و رفتار خود را در انظار دیگران طبیعی جلوه دهید و در نهایت
آرامش امور خود را به انجام رسانيد. اجازه ندهید دیگران از شگردها و ترفندهای شما
سر درآورند و هرگز راز دستاوردها و موفقیتهای خود را نزد ديگران برملا نکنید.
هنگامی که دست به عملی میزنید، چنان وانمود کنید که گویا قدرت انجام کارهای
بزرگتری را هم دارید. از بزرگنمایی تلاشی كه برای انجام کاری به خرج دادهاید،
پرهیز کنید زیرا ممکن است حس کنجکاوی دیگران را نسبت به خود برانگیزید.
رمز و راز حیلهگریهای خود را به احدی نیاموزید زیرا ممکن است از آنها بر ضد خود
شما استفاده شود.
راههای دستیابی به قدرت
نخستین راه و روشها و ترفندهای آدمیان برای دستیابی به قدرت هنگام برخورد و مقابله
با حوادث و فعل و انفعالات طبیعي، همچون رعد و برق، سیل و مشاهده قدرت و تیز پایی
جانوران وحشی بر آنها مکشوف شد. این قبیل حوادث و قدرت نماییهای طبیعت بدون
مقدمهچینی و بهطور ناگهانی صورت گرفت و شکوه خیره کننده و تأثیراتی که وقوع آنها
بر مرگ و زندگی انسانها داشت، آنها را شگفزده کرد و به فکر فرو برد. این نحوه
قدرت نمایی طبیعت همان چیزی است که انسان همواره در تلاش برای نسخهبرداري از روي
آن بوده و به مرور زمان به كمك علم و تكنولوي موفق شده به بازآفريني سرعت و چابكي و
قدرت مورد نظر مشابه آنچه كه در پديدههاي طبيعي نهفته است بپردازد. اما در روند
اين تلاشهاي بشري يك اشكال اساسي وجود داشته و آن سر و صدا و هياهويي است كه وسايل
ماشيني ساخت بشر كه مظهر اقتدار او محسوب ميشود پيشاپيش ايجاد ميكند و همين سر و
صداها وقار و شكوه آن را زايل ميسازد و قدرت هماوردي آنرا با شكوه و عظمت نهفته در
طبيعت كاهش ميدهد. نمونه ديگر قدرت و شكوه نهفته در طبيعت را ميتوانيم در كودكان
به ظاهر كمتواني مشاهده كنيم كه قادرند پدران و مادران خود را وادار به تمكين در
برابر خواستههاي خود سازند.
البته ما قادر به بازگشت به شرايط دوران كودكي و بازآفريني چنان قدرت و جاذبهاي در
وجود خود نيستيم. اما اين امكان وجود دارد كه بتوانيم با توسل به شيوههاي مشابه
رفتارهاي غريزي و طبيعي كودكان، حس تحسين و تمكين ديگران نسبت به تمايلات و
خواستههاي خود را برانگيزيم.
يكي از نويسندگان قديمي اروپا به نام (Baldassar Castiglione) در سال 1528 در كتابي تحت عنوان (The Book of the Courtier) شگردها و ريزهكاريهايي را كه با بهرهگيري از آنها ميتوان بدون نياز به تلاش و
تقلاي زياد ديگران را تحت تأثير قرار داده و به خدمت خود درآورد، با ظرافت تشريح
كرده است. كاستيلونه در اين كتاب به خواننده ميآموزد كه چگونه خود را فردي قدرتمند
و چيرهدست نشان دهد كه قادر است با تحمل كمترين زحمت به موفقيتهاي بزرگ دست
يابد. نويسنده كتاب بر اين باور است كه عامه مردم موفقيتهاي بزرگ را تحسين
ميكنند. اما ستايش و تحسين آنها از افرادي كه بدون خود را به آب و آتش زدن به
موفقيتهايي دست مييابند چندين برابر بيشتر خواهد بود.
زيرا در نظر مردم چنين افرادي داراي قدرت فائقه يا همان چيزي هستند كه كاستيلونه در
كتاب خود از آن با عنوان (Sprezzatura) ياد كرده
است و معتقد است كه قدرت فائقه ميتواند خود را در تمامي اعمال و رفتار و كردار و
حركات ظاهري انسانهاي جوينده قدرت نمايان سازد.
رفتارهاي اجتماعي ما شباهت زيادي به آثار هنري دارد. اين رفتارها بايد داراي
جذابيتهاي بصري باشد تا ديگران از مشاهده آن به وجد آينده و تحت تأثير جاذبههاي
آن قرار گيرند. جاذبههاي ظاهري رفتار و كردار ما در عين حال نوعي سرپوش بر روي
واقعيتهاي نهفته در درون شخصيت ماست كه اگر برملا شوند، ديگران ما را موجوداتي
معمولي و مشابه ديگر افراد بشر خواهند دانست و در ذهن خود حساب جداگانهاي براي ما
باز نحواهند كرد. بنابراين بايد همواره كاري كنيم كه در چشم مردم فردي متفاوت از
افراد عادي به نظر آييم فردي كه همچون كيمياگران افسانهاي قادر است به آساني مس را
تبديل به طلا كند. نكته مهم ديگر اين است كه نبايد براي به رخ كشيدن درجه هوش و
ذكاوت خود دچار وسوسه شويم زيرا يكي از رازهاي دستيابي به قدرت در ميزان توانايي
شما براي جلوگيري از برملا شدن شگردهايي است كه براي رسيدن به قدرت از آنها بهره
گرفتهايد و آبشخور اصلي اين شگردها همان درجه هوش و ذكاوت بالاي شماست.
دليل ديگري هم براي اثبات ضرورت اين پنهان كاري وجود دارد. اگر ديگران به راز و رمز
شگردهاي شما دسترسي پيدا كنند اين احتمال وجود دارد كه آن را بر عليه منافع شما به
كار گيرند و راه دستيابي شما را به قدرت مسدود سازند. بنابراين عقل و خرد حكم
ميكند كه درباره درجة هوش و ذكاوت و شگردها و دوز و كلكهاي خود سر و صدا به راه
نياندازد و در نهايت سكوت در راه رسيدن به هدف اقدام كنيد. البته انسان بهطور
غريزي علاقه دارد تا مردم را از زحماتي كه براي رسيدن به موفقيت كشيده است آگاه
ساخته حس تمجيد و تحسين آنها را نسبت به خود برانگيزد. گاهي حتي ممكن است ما نياز
به برانگيختن نوعي حس ترحم و همدردي ديگران نسبت به رنج و مشقي كه در راه كسب
موفقيت برخود روا داشتهايم برانگيزيم تا ديگران قدر حاصل اين رنجها را بيشتر
بشناسند. اما جوينده قدرت بايد بر چنين تمايلاتي غلبه كند زيرا نتيجه برانگيختن
چنين حس ترحمي در نهايت به زيان او تمام خواهد شد و او را در انظار ديگران به فردي
كه صرفاً با تلاش و زحمت زياد به موفقيت دست يافته است، جلوه خواهد داد. پس به ياد
داشته باشيد كه هر اندازه راز موفقيت شما بيشتر در هاله قرار گيرد و اسرارآميزتر به
نظر آيد قدرتي كه به دست آوردهايد جلوه و شكوه بيشتري پيدا خواهد كرد و ديگران به
شما به چشم موجودي استثنايي و ابرمردي كه توان كسب چنان قدرتي را داشتهايد نگاه
خواهند كرد. زيرا كمتر كسي به خود اجازه خواهد داد با موجودي چنين استثنايي به
مقابله برخيزد و او را به چالش بكشد. نكته آخر اين كه وقتي موفقيتها و دستاوردهاي
شما اسرارآميز و دست نيافتني به نظر آيد، مردم خواهند پذيرفت كه شما قادر هستيد به
موفقيتهاي بزرگتري هم دست يابيد و ايجاد چنين احساسي در ديگران نوعي حس ترس و
واهمه در آنها نسبت به شما به وجود خواهد آورد و منجر به تثبيت پايههاي قدرت شما
خواهد شد.
سوتيترها:
- بزرگترین اشتباه و نقطه ضعف مردم عادی این است که همواره تنها نگران خطرهایی
هستند که در لحظه حال آنها را تهدید میکند و به مخاطراتی که در آینده دور در
انتظارشان است، توجهی نشان نمیدهد
- تلاش برای نیفتادن در دام گرفتاریها به مراتب آسانتر از آن است که بخواهیم از
مصائب و گرفتاریها خود را نجات دهیم. اما زمانی که در نتیجه جهل و بی خردی، ریسمان
مشکلات و گرفتاریها بر دست و پای ما میپیچند باید با درس عبرت گرفتن از اشتباهات
گذشته، با صبر و خرد ورزی خود را از چنگ آن رهایی بخشیم و با دست و پا زدنهای
بیهوده کاری نکنیم که راه رهایی به کلی به روی ما بسته شود. به یاد داشته باشیم که
حتی در بدترین شرایط با بهرهگیری از تدبیر و درایت خواهیم توانست روزنهای از امید
به روی خود بگشاییم
- نمونه ديگر قدرت و شكوه نهفته در طبيعت را ميتوانيم در كودكان به ظاهر كمتواني
مشاهده كنيم كه قادرند پدران و مادران خود را وادار به تمكين در برابر خواستههاي
خود سازند
- عامه مردم موفقيتهاي بزرگ را تحسين ميكنند. اما ستايش و تحسين آنها از افرادي
كه بدون خود را به آب و آتش زدن به موفقيتهايي دست مييابند چندين برابر بيشتر
خواهد بود
- وقتي موفقيتها و دستاوردهاي شما اسرارآميز و دست نيافتني به نظر آيد، مردم
خواهند پذيرفت كه شما قادر هستيد به موفقيتهاي بزرگتري هم دست يابيد و ايجاد چنين
احساسي در ديگران نوعي حس ترس و واهمه در آنها نسبت به شما به وجود خواهد آورد و
منجر به تثبيت پايههاي قدرت شما خواهد شد |